یکشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۴

دکتر سروش و منو این آخر هفته!

تا چند دقیقه پیش داشتم سخنرانی جنجالی دکتر سروش در دانشگاه سوربن پاریس رو گوش می کردم. همون سخنرانی مرداد ماه با عنوان "تشیع و چالش مردم سالاری". قبلاً جسته و گریخته متن این سخنرانی رو توی سایت های مختلف و البته بیشتر از متنش مخالفت ها و داد و فریادهایی وااسلاما واشیعیا ! توی سایت ها دیده بودم. فایل این سخنرانی رو از اینجا می تونین دانلود کنین. حجمش زیاده (حدود 9Mb) اما ارزش وقت گذاشتن داره. توی این سخنرانی دکتر سروش ضمن تشکیک در مسأله مهدویت، به نقد بعضی از مفاهیم توی تشیع و ناسازگاریش با دموکراسی می پردازه. ضمن اینکه میگه تشیعی که الان در ایران وجود داره، یک تشیع غلوآمیزه و اجتهاداتش چیزی جز تقلید نیست، به نظرات اقبال لاهوری در کتاب "بازسازی فکر دینی در اسلام" اشاره میکنه و میگه که در اواخر فصل پنجم این کتاب که پنجاه سال پیش در ترجمه استاد آرام حذف شده و هیچ وقت به خاطر ملاحظات اعتقادی شیعی در ایران ترجمه نشده، اقبال از ابن خلدون به خاطر اینکه تمامی احادیث مربوط به مهدویت رو رد کرده و جعلی دونسته تمجید کرده. دکتر سروش میگه به نظر اقبال اگر قرار باشه یک مهدی ظهور کنه که همون اوتوریته پیامبر رو داشته باشه، در اینصورت نتیجه خاتمیت که هدفش رهایی انسان است، نقض خواهد شد. در یک جای دیگه دکتر سروش تفکر مهدویت و اعتقاد به ظهور و زمینه سازی ظهور رو شبیه تفکر یهودی ها در اینکه اشغال فلسطین و تشکیل اسرائیل زمینه سازی آخرالزمانه می دونه! در جای دیگه ای هم در پاسخ به یک سوال خیلی رک گفت: "شیعه بودن لازمه مسلمان بودن نیست".


(این عکس مربوط به سوربون نیست و در جمعی از دانشجوها و استادهای هاروارد گرفته شده)

اگر سری به این سایت بزنین، تمام نقدها (و البته بعضاً فحش ها و اعتراض ها!) به این سخنرانی رو که مهمترینش نامه های آقای بهمن پور و پاسخ های دکتر سروش هست رو می تونین بخونین.
من هم که عددی نیستم که بخوام در این مورد نظر بدم. فقط می دونم جمعیت ما شیعه ها که ادعامون گوش دنیا رو کر کرده و جز خودمون اونم از نوع اثنی عشری شو،هیچ مسلمونی رو لایق بهشت نمی دونیم، و تکلیف غیر مسلمون ها رو هم که آقای جنتی روشن کردن، چیزی حدود 10 درصد از کل جمعیت مسلمون های دنیاست. و وقتی هم توی اخبار می شنویم که مثلاً هر ساله تعداد بیشتری از مردم در اروپا و آمریکا به اسلام روی می آورند، جهت اطلاع باید عرض کنم هیچ کدومشون شیعه نمیشن!
توی دوران بچگی که خیلی خیلی مذهبی بودم و توی خونه به طعنه لقب بچه شیخ گرفته بودم! درعین حال یه چیزایی برام خیلی سوال بود. مثلاً هیچ وقت نتوستم بفهمم که "برای سلامتی امام زمان دعا کنین" یعنی چی! برام قابل درک نبود چطور امام زمانی که 1300 ساله به قدرت خدا زنده است، ممکنه مریض شه و مثلاً سرما بخوره و ما باید برای سلامتیش دعا کنیم! یا اینکه همیشه در خودم حس گناه داشتم نسبت به اینکه ته دلم دوست نداشتم فرج امام زمان جلو بیافته. چونکه اونقدر توی گوش ما خونده بودن که وقتی امام زمان ظهور کنه، دریایی از خون راه میافته و آقا سر بیشتر مردم رو از تن جدا می کنه و یا اینکه همه چیزهایی که مظهر تمدن جدید هستن مثل برق و رادیو و تلویزیون از کار میافته و جنگ ها همه با اسب و شمشیر میشه و ... از این جور چیزها که طبیعیه هیچ آدم عاقلی آرزوی چنین شرایطی رو نداره!
دکتر سروش که الان استاد مدعو دانشگاه های انگلیسه، بعداز این سخنرانی برای شرکت در جشن عروسی پسرش با شجاعت برگشت ایران!
یادمه اوایل انقلاب و زمان جنگ که هنوز دکتر سروش چون از این جور حرفا نمی زد نه تنها مغضوب نشده بود، که حتی به عنوان یکی از تئوریسن های ولایت فقیه هر هفته یکی دو بار بین ساعت 1 تا 2 (قبل از اخبار) سخنرانی های هفتگی اش از رادیو پخش می شد و به خاطر جنگ، شرایط جنگی در خونه ما هم برقرار بود و کسی حق نداشت رادیویی که بابام (که اینشالله خدا حفظش کنه) روشن می کرد و مطمئنم هیچ وقت گوش نمی کرد و فقط پاش چرت می زد رو خاموش کنه، من همیشه نسبت به صدای دکتر سروش یک حساسیت خاصی داشتم! حالا اینور دنیا، شب آخر هفته مو با گوش کردن به سخنرانی 150 دقیقه اش می گذرونم! این هم از شب یکشنبه این هفته ما! همه توی نایت کلاب های تورنتو به عیش و نوش و ما در پی نظرات ابن خلدون در باب مهدویت! خدایا شکرت!
اما اینکه این اواخر نقش امام زمان در کشور ما و دولت جدید خیلی خیلی پر رنگ شده و باقی قضایا بماند برای مطلب بعدی!

۱ نظر:

  1. بسم الله
    سلام
    من راجع به نظريات سروش حرف زياد دارم كه بسياري از اين حرفها را وبلاگي كرده ام. لذا از بازديد كنندگان اين صفحه دعوت مي كنم حتما سير سروش شناسي وبلاگ من در صفحه زير و لينكهاي مندرج در آن را نيز ببينند:

    http://cmj.persianblog.ir/page/drsoroush

    پاسخحذف

نظر شما چیست؟

دیدار با خانم نویسنده

سه‌شنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچه‌هایش از شدت اصالت ...