دوشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۹۳
جمعه، مهر ۲۸، ۱۳۹۱
آرگو و چند عدم انطباق تاریخی
یکشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۹۰
گرسنگی
فیلم "گرسنگی" ساخته استیو مک کوئین را میدیدم. فیلم به چند هفته آخر عمر "بابی ساندز" میپردازد. مملو از تصاویر تلخ و دردناک که هنرمندانه اعتصاب غذای این مبارز ایرلندی را به تصویر کشیده است. در فرآیند اعتصاب غذا و بلایی که بر سر بدن اعتصاب غذا کننده میآید میگویند:
بدن در واقع "خود" را مصرف می کند. پس از حدود سه روز، کبد شروع به شکستن چربی های بدن می کند. بدن برای جبران این واکنش، متابولیسم خود را کند می کند ولی پس از حدود سه هفته ناگزیر می شود ماهیچه ها و اندام های حیاتی خود را برای کسب انرژی بکاود و مصرف کند.
پوست بدن مومی شکل می شود، بدن از خود بویی ترش متصاعد می کند و نفس بوی شیرینی همچون بوی گلابی می گیرد.
مرگ شخص در پی بی آبی، تحلیل بدن و از کار افتادن دردناک اندام های درونی، و بیش از هر چیز کلیه ها و کبد فرا می رسد. +

و بیینده همه اینها را در فیلم میبیند. بماند که نیمه اول فیلم به خشونتهای پلیس بریتانیا با زندانیان میپردازد.
دیروز صد و بیست روزنامهنگار از اعتصاب غذاکنندگان درخواست کردند تا به اعتصاب غذای خود پایان دهند. ماشاالله شمسالواعظین در مصاحبه با بی.بی.سی به درستی میگفت ما نگران این هستیم که این اعتصاب غذاها آستانه تحمل رژیم را بالا ببرد. دیروز محسن امینزاده (سخنگوی وزارت خارجه در زمان خاتمی) در پی اعتصاب غذا به سی.سی.یو منتقل شد. دو نفر دیگر قبلاً به بهداری زندان منتقل شده بودند.
به عقیده برخی کارشناسان، با وجود نقش مثبت اینترنت و شبکه های مجازی در جلب حمایت اجتماعی، گاه این خطر نیز وجود دارد که با "عادی" شدن موضوع اعتصاب غذا در فضای مجازی، آن را در سطح افکار عمومی به امر پیش پا افتاده ای تنزل بدهد.
به گفته این کارشناسان، اگر اعتصاب های غذا تکرار شود ولی صاحبان قدرت تحت فشار قرار نگیرند و ناچار به عقب نشینی نشوند، تاثیر این شکل مدنی اعتراضی کم خواهد شد.
شنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۰
زندگی بدون پول

سهشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۹
پیوند وینیپگ با "سخنرانی پادشاه"


گوش کنید: سخنرانی جورج ششم در وینیپگ
شنبه، تیر ۱۲، ۱۳۸۹
یک مصاحبه قدیمی از داریوش مهرجویی
امروز امین ثابتی عزیز، ترجمه حرفهای مهرجویی که کار یکی از دوستانش است را برایم فرستاد:
این انقلاب در مقایسه با دیگر انقلابهای تاریخی در غرب و کشورهای شرقی، به اندازه کافی، ویژگی مشخص دارد.
مشخصا به وسیله جستجوی یک هدف که قهرا اقتصادی نیست. اساساً همه جنبشها بر یک میل عمیق عدالت پایه گذاری شده اند.
این یک نکته مهم است که چرا ناگهان آیتالله خمینی همه روح این جنبش را نشان داد . این به علت قدرت اوست که فهم منطقی این جستجو و نیاز و تجربه دائمی زندگی روزمره را دارا بود.
نه تنها او قادر به این کار بود، بلکه او به طور برابر قادر بود که این نیاز را در طول زمان زنده نگاه داشته و با مردم ارتباط برقرار کند.
یکشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۸
برای آزادی: برای مردمی که حافظه تاریخی ضعیفی دارند
یکشنبه، آذر ۱۵، ۱۳۸۸
برای اینکه فراموش نکنیم: نقبی به گذشته
برادر بهشتی،سلام. خسته نباشید. انصاف حكم می كند كه تلاش شما را در جهت رشد كمی سینما بستایم. اجركم علی الله؛ اما وجود فیلمهایی چون اجاره نشین ها را به چه حسابی بگذارم. بی دقتی شما؟، بی اعتقادی شما؟، در صورت آخر اعتماد پاك مهندس موسوی را به شما نمی توانم ندیده بگیرم.برادر عزیز از شما خیلی خوبی می گویند. خیلی ها می گویند دو سه سال پیش در محضر مهندس مرا امر به ثواب كردید، یادتان هست؟ پس من باب ثواب می گویم؛ حاجی واشنگتن را كه گردن نگرفتید، اجاره نشینها به گردن چه كسی است؟ اگر فیلم را ندیده اید، ببینید. اگر دیده اید یك بار دیگر ببینید. شما را به همان حضرت اباالفضل (ع) تكلیف كسی چون من با شما چیست؟ارج گذاری تان به جنگ را باور كنم یا اغماض تان را در مورد امثال اجاره نشین ها، امیدوارم كه همچنان ما را متحجر ندانید كه مثلاً به هنر تبلیغاتی و سفارشی معتقدیم یا با انتقاد مخالفیم. اما انتقاد در چارچوب انقلاب و اسلام یا هجو اصل اسلام و انقلاب؟ توهین می شود اگر بگویم فیلم دیدن بلد نیستید. می توانید بنشینید با هم اجاره نشین ها را ببینیم.من باب ثواب گفتم، گناه كه نكرده ام؟ واقع قضیه این است كه دو ساعت پیش كه فیلم را دیدم حاضر بودم به خودم نارنجك ببندم و مهرجویی را بغل كنم و با هم به آن دنیا برویم. اما یك ربع پیش كه با قرآن استخاره كردم خوب آمد كه به شما بگویم و نه به كس دیگر. ادای وظیفه كردم؛ ثواب یا گناه؛ آخرت خودتان را به دنیای دیگران نفروشید.امضا: محسن مخملباف (۱۳۶۶)
دوشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۸
مریلین مونرو: زندگی چون اسطوره
قابل توجه همشهریان وینیپگی: این نمایشگاه تا 7 ژوئن در گالری هنر وینیپگ برقرار است. توصیه میشود در آخر هفته و ساعت 2 بعدازظهر به دیدن نمایشگاه بروید تا از وجود لیدر برای توضیحات استفاده کنید.
مریلین مونرو در ویکیپدیای فارسی
مریلین مونرو در ویکیپدیای انگلیسی
وبسایت رسمی مریلین مونرو
چهارشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۸
اخراجیها و استقبال میلیونی مردم فراموشکار
... رفته بودم شمال. اما خوشبختانه به هر شکلی بود وبلاگم را تعطیل نکردم. دیروز آمدم. اتفاقا در خیابان با آقای خاتمی برخورد کردم که از سفر استرالیا برمیگشت....
و بعد اضافه میکند:
... قرار داشتیم با مصطفی تاجزاده و خانم بچههامان به سینما برویم. برای دیدن فیلم اخراجیهای ۲. رفتیم. فیلم قشنگی بود که در مورد آن هم خواهم نوشت. مسعود دهنمکی تلفنی هماهنگ کرده بود...
آدم میماند که چه بگوید. مشاور سابق رئیسجمهور سابق در خیابان با رئیسجمهور سابق که از ااسترالیا برمیگشته برمیخورد. این در ذهن من اینگونه تصویر میشود که مثلاً ابطحی مثل همه مردم عادی داشته به کتابفروشیهای خیابان انقلاب سر میزده و خاتمی هم سر راهش از فرودگاه در پیاده رو خیابان انقلاب خواسته کمی قدم بزند که اتفاقاً همدیگر را در خیابان میبینند. اما کمی بعدتر میفهمی که وقتی ابطحی و تاجزاده میخواستند با خانوم و بچهها به دیدن "اخراجیهای ۲ " بروند، دیگر مثل مردم عادی نمیروند در صف طولانی سینما- که به دلیل استقبال زیاد مردم تا ساعت سه صبح سئانس فوقالعاده گذاشتهاند- بایستند تا بلیط بگیرند بلکه دهنمکی برایشان تلفنی هماهنگ می کند که حتماً بروند در ردیف ویژهای هم بی دردسر بنشینند.
از ربط و تحلیل آنچه در ایران میگذرد دیگر واقعاً احساس عجز میکنم! اخراجیهای ۲ بیش از دو میلیارد تومان فقط از اول تعطیلات نوروزی فروش داشته. شایسته مدیر هدایت فیلم استقبال مردم از این فیلم را "یک رویداد ملی" میخواند (+) اخراجیها را دهنمکی ساخته. همان دهنمکی که چماقش را ظاهراً زمین گذاشته و دوربین دست گرفته (که البته اتفاق میمونی است). اما دهنمکی فیلمساز هم وقتی چیزی به مذاقش خوش نیاید همچنان داد میزند (+) و حتی بعد از اینکه نتوانست بابت اخراجیهای یک از جشنواره فجر، آن چیزی که انتظار داشت را بگیرد، باز یاد گروههای فشارش میافتد و از مجلس میخواهد در انتخاب داوران جشنواره دخالت کند! و حالا ابطحی و تاجزاده با سفارش ویژه دهنمکی بلیط سینما میگیرند. مردم هم همچنان تا ساعت سه صبح از سر و کول هم بالا میروند تا اخراجیها تماشا کنند و به قول انگلیسی زبانها Who cares که در 18 تیر چه شد و عزت ابراهیم نژاد چگونه در کوی دانشگاه تهران به قتل رسید. دهنمکی اگر اخراجیهای هزار را هم بسازد باز با شنیدن اسمش همان تصویری که در سالهای 78 – 79 از آن با چشم خودم از نزدیک و بارها دیدم را زنده میکند: با پیراهنی سفید، انداخته روی شلوار، چفیهای بر گردن، چماق بلندی در دست و در حال نعره کشیدن و فرمان دادن به گروهش برای برهم زدن تجمعات دانشجویی و بعد از تار و مار دانشجویان خواندن دستجمعی "کجایید ای شهیدان خدایی" به عنوان مارش پیروزی ...پنجشنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۸۷
نوای قالی
آهنگساز و نوازنده سهتار: حمید سعیدی
گیتار: مهران خلیلی
پرکاشن: حمید قنبری
طراح رقص: مهدی ساکی
رقص: مهدی ساکی و پانتهآ بهرام
آخرین فیلم منیژه حکمت، "سه زن" موسیقی زیبایی دارد که کمی بیشتر از حد تصادفی بودن با اثر بالا شباهت دارد. ظاهراً حمید سعیدی این قطعه را برای تیتراژ فیلم "در باد غنچه میدهیم" ( فرشاد فرشته حکمت سال 82) ساخته بوده است. (+)
قطعه آغازین فیلم "سه زن" را با آهنگسازی حیدر ساجدی بشنوید:
چهارشنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۷
مستند تولد در فستیوال فیلمهای مستند "مارگارت مید" در وینیپگ

در فستیوال فیلمهای مستند "مارگارت مید" که با حمایت دپارتمان مردمشناسی دانشگاه منیتوبا در سینماتک وینیپگ برگذار میشود فیلم مستند "تولد" ساخته "نگین کیانفر" و "دیسی مُهر" به نمایش در میآید. این فستویال رایگان است و در دو روز جمعه و شنبه همین هفته شانزده و هفده ژانویه در سینماتک در شماره 100 خیابان آرتور نه فیلم مستند از مکزیک، کانادا، ایران، هلند، بولیوی، هند و آمریکا نمایش داده شده و مورد بحث قرار میگیرند. برای دیدن جزتیات برنامهها سایت سینماتک را ببینید.
فیلم تولد ساعت 12:10 ظهر شنبه به نمایش در میآید. تواد به مشکلات ترنسکشوالها در ایران میپردازد. هرچند این فیلم را بصورت آنلاین از این آدرس هم میتوانید به طور کامل ببینید اما دیدن عکسالعملهای تماشاگر کانادایی و بحثهای حول و حوش این فیلم نباید خالی از جاذبه باشد. همشهریان وینیپگی دوست داشتید قرار بگذارید با هم برویم.
شنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۷
رنگهای خاطره

آنونس فیلم را از اینجا ببینید.
فیلم را از اینجا میتوانید ببینید یا دانلود کنید. اگر عضو نیستید و حوصله عضو شدن هم ندارید، لینکهای دانلود از مگا آپلود اینها هستند: بخش اول، بخش دوم.
همان پنجشنبه کریسمس هم بود که البته به قول آن ایمیلی که این روزها دست بدست میگردد (+) اگر به شما ربطی ندارد که هیچ اما اگر دارد مبارکتان باشد. اگر جویای احوال کریسمس ما هم باشید اینگونه است + (درختهای برفآلود چراغانی شده در حیاط پشتی محل جدیدم.) امسال برای اولین بار دو هدیه کریسمس گرفتم یکی از آقای دکتر، رئیس محترم و یکی از محل کار. همکاری هم که روی میزم یک کارت کریسمس گذاشته بود وقتی فهمید این اولین کارت کریسمسی است که من در تمام عمرم گرفتهام داشت از تعجب شاخ در میآورد. این طفلکیها اطلاعات عمومیشان در حد ترحم برانگیزی پایین است. فکر میکنند کریسمس را همه دنیا جشن میگیرند. همکار دیگری که متولد انگلیس اما بزرگ شده کاناداست، چند وقت پیش وقتی در سمیناری کنار هم نشسته بودیم پرسید وقتی برای اولین بار اینجا برف دیدی خیلی ذوقزده شدی؟! باورش نمیشد که ما در ایران هرچهار فصل را داریم و میگفت من فکر میکردم ایران همهاش بیابان است!
پ.ن: و من دختری میشناسم که وقتی شنید هزاران نفر در بم در زیر خاک خفه و مدفون شدهاند، آنچنان بیخود شد که خاک در دهانش گذاشت تا چون آن مردمان طعم خاک را بچشد...
سهشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۷
با یوتیوب و گوگلویدیو فیلم ببینید
به تدریج در این پست لینک فیلمهای با ارزشی که روی یوتیوب و گوگلویدیو پیدا کنم را قرار خواهم داد. روی یوتیوب میشود فیلمهایی خیلی خوبی پیدا کرد که فقط باید قطعات آنها را پیدا کنید و به ترتیب در یک play list قرار دهید تا پشت سر هم به ترتیب نمایش داده شوند. برای اینکار فقط یه یک اکانت یوتیوب احتیاج خواهید داشت. (این پست هر از گاهی به روز خواهد شد)
Animal Farm (مزرعه حیوانات) – بر اساس رمان جورج اورول +
1984 – بر اساس رمان جورج اورول +
If These Walls Could Talk 2 ( با بازی شارون استون و الن دجرنس) +
Soylent green +
Colossus: The Forbin Project +
The Trojan Horse قسمت اول قسمت دوم
The Great Dictator (دیکتاتور بزرگ) – چارلی چاپلین +
Modern Time (عصرجدید) - چارلی چاپلین +
City Lights (روشناییهای شهر) – چارلی چاپلین +
Gold Rush – چارلی چاپلین +
If These Walls Could Talk +
ناصرالدین شاه، آکتور سینما – محسن مخملباف +
بچههای آسمان – مجید مجیدی قسمت اول قسمت دوم
Joseph – زندگی یوسف پیامبر +
Abraham – زندگی ابراهیم پیامبر +
Mary Magdalene – زندگی مریم مجدلیه +
David – زندگی داوود پیامبر +
The Song of Bernadette (آهنگ برنادت) +
دوشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۷
ازیوسف ِ وطنی تا جوزف ِ هالیوودی
"راجر یانگ" در سال 1995 در ادامه فیلمهایی که از داستانهای انجیل ساخته بود (ابراهیم، داوود و موسی) فیلم یوسف (یا همان جوزف انگلیسی زبانها را) را با بازی "بن کینگزلی" ساخت. فیلمی خوشساخت و با همه جذابیتهای بصری لازم. سریال پرهزینه یوسف پیامبر ساخته فرج الله سلحشور هم چندماهی است که از تلویزیون جمهوری اسلامی روی آنتن رفته که از همان نخستین قسمتها اعتراض بعضی از مراجع تقلید و علما و مورخین اسلامی را در پیداشت. اعتراضها بیشتر متوجه منابع تاریخی فیلمنامه سریال میشد که به قولی از اسرائیلیات (بخوانید همان عهد عتیق و تورات) گرفته شده تا منابع اسلامی. بعد از اینکه یوسف نسخه آمریکایی را دیدم فکر کردم حالا که ظاهراً منبع هردو داستان یکی بوده بهتر نبود صداو سیما با هزینهای خیلی کمتر از آنچه خرج این سریال کرده، حق پخش این فیلم را میخرید و دوبله میکردش تا "بینندگان عزیز" هم میفهمیدند اثر تاریخی سینمایی یعنی چه؟
مصطفی زمانی و پال مرکوریو در نقش یوسف
جعفر دهقان و بن کینگزلی در نقش پوتیفار، عزیز مصر
کتایون ریاحی و لزلی آن وارن در نقش زلیخا
پنجشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۷
دایره زنگی
شنبه، تیر ۲۹، ۱۳۸۷
این شعارها دروغ میگن!
اینکه گاهی فیلمهای ضدجنگ که با دید انتقادی و یا انسانی به دوران جنگ نگاه میکنند از زیر تیغ تیز سانسور فرار میکنند خیلی خوشحال میشم:
بخشی از فیلم "جایی دیگر" ساخته مهدی کرمپور. کاملش را اینجا میتوانید ببینید.
چهارشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۷
نیمه ماه
دیشب میهمان عزیزی داشتم که آخرین فیلم بهمن قبادی، "نیمه ماه" را با هم دیدیم. اسم اصلی فیلم "نیو ِی مانگ" به کسر "و" و سکون "ی" و تلفط "و" مثل W و نه V است. اینها را از این جهت میگویم که هرجوری که من این اسم را تلفظ کردم باز پری ایراد گرفت که نه این جوری و من آخرش نفهمیدم چه جوری!
با آن زبان سمبلیک تیز و تندی که این فیلم (که پیشتر ها هم چند دقیقهای از آن را اینجا گذاشته بودم) دارد، توقیف کمترین کاری بود که جمهوری اسلامی میتوانست در مقابلش انجام دهد. شنیدن صدای آواز زن (با بازی هدیه تهرانی و گلشیفته فراهانی) در مقابل آن کنایهها و تمثیلها هیچ نیست. داستان مربوط به یک گروه موسیقی کردی است به رهبری پیرمردی (مامو) که شهرتش نه تنها در کردستان ایران همهگیر که عالمگیر شده و اعضای گروهش همه پسرانش در سنین مختلف (معرف نسلها و طبقات اجتماعی مختلف) هستند. این گروه که مجوز اجرای کنسرت در کردستان عراق را دارد با یک اتوبوس قدیمی به راه میافتند. در بین راه "مامو" که در عوالم خاصی سیر میکند، ندایی میشنود که تصمیم میگیرد زن خوانندهای (هدیه تهرانی) را با گروه همراه کند. این زن در شهری به همراه 1334 زن خواننده (چرا 1334؟) سالهاست که در تبعید زندگی میکنند. نگهبان این شهر تنها یک سرباز نیروی انتظامی است که با گرفتن رشوه به "مامو" اجازه میدهد وارد شهر شود و زن را با خود ببرد. نزدیک این شهر همواره صدای آوازی به گوش میرسد که اگرچه صدای همه زنان آوازهخوان در تبعید است اما همچون صدای واحدی به نظر میآید. زن آوازهخوان همراه گروه میشود و در هنگام ایست و بازرسیها در صندوق تابوتمانندی مخفی میشود. مأموران بالاخره زن را پیدا میکنند و او را که "مجرم" میخوانند برمیگردانند و همه سازهای گروه را میشکنند. اما گروه به حرکت خود اما اینبار از طریق کردستان ترکیه ادامه میدهد...
بیشتر از نود درصد این فیلم به زبان کردی است و نسخهای که من دیدم (از اینجا) زیر نویس انگلیسی داشت که ترجمههای درستی از دیالوگهای کردی نبود. اگر شما هم یارتان کرد است به همراه او این فیلم را ببینید که حظش چندبرابر خواهد شد. اگر هم که نیست به همان زیرنویس انگلیسی بسنده کنید! (ضمناً نسخهای ظاهراً با کیفیت بالاتر هم اینجاست که هنوز دانلودش برای من کامل نشده)
موسیقی فوقالعاده فیلم اثر حسین علیزاده است. در بخشهایی از آن از موسیقی "هورَه" هم استفاده شده. تا آنجا که میدانم "هورَه" موسیقی است که ریشه در موسیقی باستانی ایران دارد و بر اساس آواهایی است که لزوماً کلام مفهومی نیستند. قطعه "لیلاهن" (لحظهای برای شادی و خوشی) را از این مجموعه بشنوید:
پنجشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۷
لعنت به جنگ
بلاخره "اتوبوس شب" رو همین چند ساعت پیش دیدم. این فیلم اونقدر توش صفا و انسانیت داره که چشمهای بینندهای که من باشم رو تر کنه. "اتوبوس شب" فیلم بیرنگی است. فیلم سیاه و سفیدی که آدمهایش همه خاکستریاند. فرقی نمیکنه که بسیجی ایرانی باشند یا سرباز بعثی یا کرد عراقی. همه در یک چیز مشترکند و اون انسان بودنشونه. همه حرف هم رو میفهمند. همه از جنگی که اونها رو روبروی هم قرار داده متنفر و خستهاند. به جز یک تفکر بیمار، چه کسی میتواند ادعا کند که جنگ چیز خوبی است یا از نعمت بودن آن دم بزند؟
تفنگ سنگین است برادر،
گلوله بد است،
صدای تو خوب است...
"اتوبوس شب" را از اینجا ببینید.
مردم فریاد میزدند بگو تا خون بریزم - مصاحبه با مهشید امیرشاهی
مصاحبه هفتهنامه آلمانی دی سایت ( Die Zeit ) با مهشید امیرشاهی مصاحبه گر سارا معین ۲۳ فوریه ۲۰۲۶ مهشید امیرشاهی یکی از برجسته ترین و مهمتری...
-
فراوان ز ایرانیــان کشـتـه شد ز خون یلان کشور آغشته شد ایرانیان قدیمی تورنتو، آنهایی که به بحث و درسهای نظری و فلسفی علاقمندند و رامین ج...
-
سهشنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچههایش از شدت اصالت ...



