یکشنبه، خرداد ۰۶، ۱۴۰۳
دیدار با خانم نویسنده
یکشنبه، بهمن ۲۳، ۱۳۹۰
ماندلای تروریست
سهشنبه، مرداد ۱۲، ۱۳۸۹
اعدامها و زندان اوین در سالهای ۶۰ و ۶۱ از دریچه خاطرات هاشمی
جمعه، تیر ۱۸، ۱۳۸۹
خاطرات هاشمی، بنیصدر و پرتقالهای مرموز
"... شب که به خانه آمدم خیلی خسته بودم. عفت از اینکه باز در گفتههای امام ستایش از بنیصدر شده ناراحت بود و میگفت خانم شهید مطهری هم ناراحت است..."
"رئیس کلانتری قلهک به خاطر رسیدگی به ضعف و قسور پاسبانهای محافظ خانه من که دقت کافی ندارند آمد، دو روز پیش دو پرتقال به طور مرموزی کنار در خانه گذاشته شده که یا تهدید است و یا کار آزمایشی گروهها."
شنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۸
زندانی تهران: تواب اوین


- اوین خیالی در زندانی تهران، منیژه برادران +
- میز گردی با حضور: ايرج مصداقى- مرجان افتخارى- سودابه اردوان- منيره برادران- فريبا مرزبان- نسرين پرواز- مهستى شاهرخى و شيما كلباسی (فایل صوتی) +
- زندانی تهران: چوب حراج به خاطرات زندان - ایرج مصداقی +
- مقایسه دو متن متفاوت از خاطرات زندان - ایرج مصداقی +
- میان ماه من تا ماه گردون- ایرج مصداقی +
- بررسی و معرفی کتاب - شهرنوش پارسی پور +
یکشنبه، دی ۲۰، ۱۳۸۸
واژهنامه همزبانان
شنبه، آبان ۰۲، ۱۳۸۸
اجتماعیون عامیون

یکشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۸
رشدی در وینیپگ

چهارشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۷
آنکل نوپولیون اَند مک کاسم
این مستند دیدنی که در لابلایش صحنههایی از سریال دایی جان ناپلئون هم در آن گنجانیده شده البته در دو مورد به نظرم تأمل برانگیز آمد. به نظر میآید با بهرهگیری از نظرات همایون کاتوزیان و علی انصاری (استاد دانشگاه) این مستند سعی دارد دخالت انگلیس در به قدرت رساندن رضاخان و بعد برکناری او و تبعیدش به جزیره موریس را کاملاً رد کند. اگرچه اردشیر زاهدی با لجبازی اصرار میکند در به قدرت رسیدن پدرش، سیا و در پس آن انگلیس هیچ نقشی نداشتهاند، اما مدارک ارائه شده توسط سیا دیگر امکانی بر سرپوش گذاشتن بر این واقعیت باقی نمیگذارد و از همین روست که این مستند هم به وضوح به آن اعتراف میکند. بخشهایی از این مستند را ببینید:
Original Video
نسخه کاملش با کیفیت بالا را از اینجا میتوانید دانلود کنید، البته اگر صبور باشید!
یکشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۷
داستان انقلاب – متن کامل
اصلاح غلطهای تایپی، تغییر فونت، تغییر حروف "ي" عربی با "ی" فارسی و تبدیل اعداد انگلیسی به اعداد فارسی،
حذف حاشیههای تحلیلی و جهتداری که توسط خبرگزاری فارس به متن اضافه شده بود،
تغییر القابی چون امام، حضرت امام و امام خمینی به آیتالله خمینی،
و تطبیق عناوین برنامهها با عناوین فایلهای صوتی که قبلاً روی دستنوشتهها منتشر شده بود.
لازم به توضیح است که همه پاروقیهایی که توسط عمادالدین باقی به متن اصلی اضافه شده بود، از آنجا که خود، محتوی اطلاعاتی قابل توجه بودند و حتی گاهی به ذکر اشتباهات تاریخی که تهیهکنندگان برنامه مرتکب شده بودند میپرداختند، حفظ شدند. خواننده دقیق به روشنی درمیابد که لحن "باقی" که این پاورقیها را نوشته هنوز حال و هوای یک انقلابی پرشور را دارد و با نظرات آن "باقی" که خود چند سال بعدتر طعم زندانی شدن در اوین را چشید بسیار متفاوت است.
کتاب را از اینجا دانلود کنید. لطفاً اگرهرنوع اشکال و اشتباه در متن دیدید خبر دهید تا اصلاح کنم. بدون شک کلی غلط تایپی و نگارشی اززیر دستم در رفته است!
فرمت: پیدیاف
تعداد صفحات: 224
حجم فایل: 2.29 مگابایت
پ.ن: مطابقت نسخه وبسایت فارسنیوز با کتاب باقی بدون کمک دوستان برای مایی که در آخر دنیا زندگی میکنیم غیرممکن بود. دستشان درد نکند.
پ.ن: هیچ دقت کردهاید که بیشتر وبسایتهای اصولگرا از صفحه کلید عربی با همان "ي"هایی که برای جستجو کردن کلی مشکل ایجاد میکنند و زیبا هم البته نیستند استفاده میکنند اما هرچه وبسایتها اصلاحطلبتر باشند دقتشان در این موارد بیشتر است
شنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۸۷
اعدام های سال ۶۷ به روایت مرجان ساتراپی



لینک های مربوط به این واقعه و سالگرد اون رو در بالاترین ببینید.
جمعه، مرداد ۲۵، ۱۳۸۷
داستانخوانی: مرا ببوس
داستان کوتاه "مرا ببوس" از مجموعه "نوبت عاشقی" نوشته محسن مخملباف را سالهایی دور زمانی که دبیرستانی بودم خواندم. این داستان، آنزمان تأثیر زیادی بر من گذاشت که دقیقاً نمیدانم چرا. مدتها بود که دوست داشتم آنرا بخوانم و ضبط کنم. بالاخره فرصتی دست داد و این آرزو عملی شد. شاید دوره این داستان گذشته باشد. بدون شک داستانهای کوتاه بسیاری هست که حرفی از جنس زمان داشته باشند، حتی چه بسا آثار خیلی بهتری از خود مخملباف هم بتوان پیدا کرد، اما روخوانی این اثر، ادای دینی بود صرفاً به دل خودم و از آنجا که تنها صداست که میماند، فکر کردم چرا اینجا نگذارمش.پنجشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۷
پدران و مادران ما تاریخ مشروطه را نخوانده بودند؟
نقل قولی از مجدالاسلام کرمانی که زمانی رییس طلاب حوزهی اصفهان بود و از مشروطه خواهان بنام آن دوره:
"یکی از اسباب انحطاط مجلس، ورود آخوندها بود در او، و اگر یک مرتبهی دیگر مجلس و مشروطیت در این مملکت پیدا شد، حتماً باید مراقب باشند. جنس عمامه به سر را در مجلس راه ندهند، اگرچه به عنوان وکالت هم باشد والسلام."
ماشاءالله آجودانی، مشروطه ایرانی، 1383، تهران، نشر اختران،ص 164
پنجشنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۸۷
وصله ناجور
امینالدوله هنوز رئیسالوزرا بود که در ذیحجه 1314 قمری (1276 شمسی) به تحریک بعضی از علمای دارلخلافه با این استدلال که لباس یهودیها با مسلمانان فرقی ندارد و نمیتوان یهودی را از مسلمان تشخیص داد و نیز با این بهانه که یک نفر یهودی از سقاخانه آب خورده، به محله یهودیها حمله بردند. به خانههایشان ریختند، خمهای شرابشان را شکستند و مردم بیچاره را به باد کتک گرفتند و علمای عظام حکم کردند که باید از این پس وصله قرمزی، یهود به پیش سینه خود بدوزند تا از مسلمانها مشخص باشند.
سهشنبه، خرداد ۲۸، ۱۳۸۷
مشروطه ایرانی
آجودانی در این کتاب اگرچه بیپروا از همراهی شیخ فضلالله نوری با محمدعلی شاه در کشتار مردم تبریز سخن میگوید و او را مجرم سیاسی میداند و (و کتابش هم در ایران در دوران خاتمی منتشر میشود) اما از طرفی او را "به عنوان عالم ِ متشرعی که حفظ و حراست شرعیت را در وظیفه خود داشت"، آنچه درباره تناقض این تجدد ایرانی و مشروطه جدید با شرع میگفت را دلیل این میداند که او "مجتهدی صادق و راستگو" [2] بوده است. (شیخ فضلالله برای من در زمان حاضر مصباح یزدی را تداعی میکند که صادقانه میگوید در اسلام جمهوری نداریم، حکومت اسلامی داریم و راست هم میگوید). آجودانی اعدام شیخ فضلالله را اینگونه میبیند:
روشنفکری ایران و بدتر از آن روحانیون مشروطهخواه، با خشم و تهمت و افترا و حتی تکفیر و توبیخ، یعنی همان حربه شناخته شدهای که به بدترین شیوهها مورد استفاده یا سوءاستفاده خود ِ نوری قرار گرفته بود، با او به مقابله پرداختند و سادهلوحانه اندیشیدند که با اعدام مجتهدی، میتوانند سرپوشی بر اصل تناقض تجدد ایرانی و مشروطه ایرانی نهند. نوری به بدترین شیوهها اعدام گردید، اما ملت ما تاوان چنان تناقضی را که میراث روشنفکری ایران، چه مذهبی و چه غیرمذهبی بود با استقرار حکومت جمهوری اسلامی پرداخت. تاوانی که اگر اصولی بنگریم، ریشه در همین تلاشی داشت که میخواست از مدنیتی غیردینی، صورتی دینی و تاریخچهای اسلامی ارائه دهد. تلاشی از سر ناگزیری که به سادهلوحی و سادهگیری هم انجامید." [3]
اگر این کتاب را بخوانید خواهید فهمید که اصطلاح "مجلس شورای اسلامی" برای اولین بار توسط مظفرالدینشاه در دستخطی به کاربرده شد که البته رهبران مشروطه زیر بار تغییر نام نرفتند. [4] همینطور جالب است که اصطلاح "جمهوری اسلامی" اولین بار در تلگرافی که علمای شیراز در اوایل جنبش مشروطه در اعتراض به اقدامات شعاعالسلطنه پسر مظفرالدین شاه و حاکم فارس به تبریز به ولیعهد کردند به کار رفت: "ایران جمهوری اسلامی است. چه از عهد سلف تا حال خلف، ..." [5]
باید این کتاب را خواند تا فهمید چقدر تاریخ معاصرمان را اریب (Biased) در فکر و ذهن ما نقش زدهاند. مثلاً شاید باورش سخت باشد که ملکالشعرای بهار که خود هوادار حزب دموکرات آن زمان (با تمایلات چپ) بود و از مبارزین مشروطیت و آزادیخواه بنام، از آنجایی که به حق با همه نهضتهایی که به شکلی رنگ و بوی تجزیهطلبی داشتهاند چون به تضعیف حکومت مرکزی منجر میشدند مثل نهضت جنگل، نهضت خیابانی و نهضت کلنل محمدتقی خان پسیان مخالف بود و در همین زمینه قصیدهای دارد که در نسخههای بعد از انقلاب دیوان اشعارش حذف شده:
شد به اقبال شهنشه، ختم کار جنگلی
جنگل از خلخال و طارم امن شد تا انزلی
دولت دزدان جنگل سخت مستعجل فتاد
دولت دزدی بلی باشد بدین مستعجلی
.... [6]
از این کتاب کلی یادداشت برداشتم که خوراک چندین پست وبلاگی خواندنی خواهد بود.
پانوشتها:
[1] ماشاءالله آجودانی، مشروطه ایرانی، 1383، تهران، نشر اختران، صفحه 403
[2] و [3] همان، صفحه 365
[4] همان، صفحه 199
[5] همان، صفحه 195
[6] همان، صفحه 547
------------------------------------
پ.ن: دوستانی که از بیوگرافی دکتر آجودانی پرسیده بودند را ارجاع می دهم به وبسایت خود ایشان + و ویکی پدیای فارسی +
جمعه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۸۷
تقیه سیاسی
موضوع آن بررسی بحران آزادی در دورهی مجلس اول ایران است به شهادت فهرست اعلام کتاب، فقط یکبار نامی از شیخ فضلالله نوری به میان میآید. آن هم بدون هیچ نوع داوری دربارهی او. کارشکنیهای شیخ فضلالله نوری و اقدامات او علیه مجلس اول و همدستیهای او با محمدعلی شاه علیه مشروطهخواهان و آزادیخواهان رسواتر از آن است که بتوان آن را پوشیده نگهداشت. اما دریغ از یک کلمه دربارهی او و اقدامات او. سانسور مذهبی و سیاسی مانع میشود تا محققی چون آدمیت در تحقیقی که موضوع آن به بحران آزادی و مجلس اول مربوط است، اشارهای به ساحت مبارک شیخ بکند. او واقعه میدان توپخانه و کارهای همدستان شیخ، البته به اجمال سخنی گفته میشود، اما نام او و چند و چون کار او بر زبان نمیآید. تو گفتی که رستم زمادر نزاد. نام او از جریانات تاریخی این دوره حذف میشود. چرا؟ برای این که شیخ، شهید راست و درست ِ "مشروعه"ای است که امروز رژیم مذهبی ایران مدافع آن است.
دوشنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۸۷
بین خودمان بماند، هوا جور دیگری است
انتظار، خیال، حسرت
بدون رنگ
بدون تو
مهم نیست ...
مهم نیست
كسی دلتنگ من هست یا نیست
به من چه كه فردا باران بیاید یا نیاید
بگذار آسمان هرچقدر دلش می خواهد قهر كند
به درك كه امشب مهتاب نیست
ماه كه همیشه دروغ می گوید
بگذار هرگز بالا نیاید
بگذار خورشید در حسرت طلوع چشمانم بماند
امشب تصمیم گرفته ام
فردا بمیرم.
بین خودمان بماند، هوا جور دیگری است
مریم ربیعیفر و آزاده آزادنیا
تیراژ 2000 نسخه
117 صفحه
همه شعرهای روی وبلاگش را یکجا همه در این لینک میتوانید بخوانید. اگر در ایرانید و خصوصاً در مشهد و نمیتوانید کتاب را پیدا کنید با ایمیل از خودش سوال کنید.
جمعه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۷
ماهی سیاه کوچولو
دانلود ماهی سیاه کوچولو- نوشته صمد بهرنگی – حجم فایل 519 کیلوبایت
مرتبط:
پوئم سمفونیک «ماهی سیاه کوچولو» در لندن (رادیو زمانه)
ماهی قرمز شجاع یا ماهی سیاه کوچولو ؟ (محمد رفیع ضیایی)
"ماهی سیاه کوچولو" از صمد بهرنگی را بشنوید (رادیو کالج پارک)
هدیه دانشجویی، هزار ماهی سیاه در شهر سیاه (خبرنامه امیرکبیر)
یکشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۶
خانوم
رمان "خانوم" مسعود بهنود رو حدود دو سال پیش از کتابخونه عمومی تورنتو گرفتم و خوندم. صفحه اولش نوشته: این یک قصه است، باورش کنید..." خانوم باور کردنیه. از جنس رمانهاییه که هیچ وقت از یاد آدم نمیره و وقتی شروعش میکنی میخوای با خوندن دیوانهوار یک ضرب تمومش کنی. داستان زندگی شاهزاده قجری که به یمن داشتن مادری صاحب کمالات، فرانسه میدونه، مطالعه میکنه اعلامیههای مشروطهخواههان رو میخونه و در دلش از اونها که برعلیه شاه باباش (پدربزرگش، مظفرالدینشاه) که برای اون پدربزرگی مهربون و دوستداشتنیه می خوان انقلاب کنن در دلش حمایت میکنه. بهنود به زیبایی پیچ و خم این قصه رو با وقایع تاریخی پیوند میزنه. داستان از آزادی زنی از زندان اوین در دوران بعد از انقلاب شروع میشه. زمان جنگ احتمالاً سالههای 64-65. این دختر، دختر "خانوم" قصه است. شاید تنها قسمت باورنکردنی داستان، ربط این قصه از انقلاب مشروطه به واقعه 11 سپتامبر و کشته شدن نوه "خانوم" در یکی از برجهای تجارت جهانی باشه.
گروه "وان لایت" نمایش "پرده" رو بر اساس رمان "خانوم" در هالیفکس کانادا روی صحنه برده. تورنتو نشینان محترم از دیدن این نمایش که از 28 نوامبر تا 8 دسامبر به "هاربر فرانت سنتر" تورنتو میاد غافل نشین که نصف عمرتون بر فنا خواهد بود. تا اون موقع لطفاً اول اصل کتاب رو یخونین و موقع نمایش هم ما روستا نشینان وینیپگی رو یاد کنین.
چهارشنبه، شهریور ۰۷، ۱۳۸۶
شازده کوچولو
به نظرم این خیلی مایه شرمندگیه که آدم ادعای کتابخون بودن داشته باشه اما در سن سی و اندی سالگی، تمام تصورش از شاهکار "آنتوان دو سنت اگزو پری" فقط همون کارتون جعلی و آبکی مسافر کوچولو برنامه کودک باشه. شازده کوچولو تا به حال 16 بار به فارسی ترجمه شده. ظاهراً اولین بار توسط محمد قاضی در سال 1333. شاملو ترجمهای از این کتاب منتشر کرد که سه بار توسط خودش مورد تجدیدنظر قرار گرفت و متأسفانه مقدمه کتاب که به نظر من بخشی از جوهره اصلی اثر هست رو از چاپ دوم حذف کرد. خیلیها شازده کوچولو (یا امیر کوچولوی) شاملو را نه یک ترجمه که تالیف میدونند. تألیفی که به اصل اثر وفادار نیست. شاملو سالها پیش ترجمه خودش رو با صدای گرمش به صورت یک نوار کاست اجرا کرد که در اون هنرپیشههای معروفی چون عزت الله مقبلی به جای شخصیتهای داستان صحبت میکنند. این اجرا از طریق سایت رسمی خود شاملو با فرمت Real ارئه شده که البته قابل دانلود نیست. اگر شما هم مثل من عادت دارید که کتابهای خوب رو روی ام.پی.تری پلیر، آیپاد یا موبایلتون گوش کنین، این فایلها رو که به MP3 های کم حجم تبدیل شده رو دانلود کنین.
این کار رو تقدیم میکنم به عزیزی که پنج ماه پیش با خوندن بیوقفه کل این کتاب برای کسی که از تب میسوخت، اونو بدجوری "اهلی" کرد... تولدت مبارک!
- قسمت اول (3.1 MB 7:44 min)
- قسمت دوم (2.37 MB 6:48 min)
- قسمت سوم (4.74 MB 11:50 min)
- قسمت چهارم (4.71 MB 11:46 min)
- قسمت پنجم (4.37 MB 10:55 min)
- قسمت ششم (4.26 MB 10:39 min)
- قسمت هفتم (3.30 MB 8.14 min)
- قسمت هشتم (3.45 MB 8.37 min)
- قسمت نهم (2.86 MB 7:09 min)
-------------------------------------------------------------------------------------
شهريار کوچولو گفت: -پی آدمها میگردم. نگفتی اهلی کردن يعنی چه؟
روباه گفت: -يک چيزی است که پاک فراموش شده. معنيش ايجاد علاقه کردن است.
-ايجاد علاقه کردن؟
روباه گفت: -معلوم است. تو الان واسه من يک پسر بچهای مثل صد هزار پسر بچهی ديگر. نه من هيچ احتياجی به تو دارم نه تو هيچ احتياجی به من. من هم واسه تو يک روباهم مثل صد هزار روباه ديگر. اما اگر منو اهلی کردی هر دوتامان به هم احتياج پيدا میکنيم. تو واسه من ميان همهی عالم موجود يگانهای میشوی من واسه تو.
-------------------------------------------------------------------------------------
در همین مورد:
مردم فریاد میزدند بگو تا خون بریزم - مصاحبه با مهشید امیرشاهی
مصاحبه هفتهنامه آلمانی دی سایت ( Die Zeit ) با مهشید امیرشاهی مصاحبه گر سارا معین ۲۳ فوریه ۲۰۲۶ مهشید امیرشاهی یکی از برجسته ترین و مهمتری...
-
فراوان ز ایرانیــان کشـتـه شد ز خون یلان کشور آغشته شد ایرانیان قدیمی تورنتو، آنهایی که به بحث و درسهای نظری و فلسفی علاقمندند و رامین ج...
-
سهشنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچههایش از شدت اصالت ...
.jpg)
.heic)
