یکشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۷

داستان انقلاب – قسمت سی و سوم


تلاش بختيار براﯼ دیدار با آیت‌الله خمینی در پاریس و بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران


در سی‌ و سومین قسمت از برنامه داستان انقلاب به ترتیب صداهایی خواهید شنید از:

آیت‌الله خمینی، داریوش همایون، دکتر شاپور بختیار، مهندس مهدی بازرگان، مهندس ابوالحسن بنی‌صدر و ارتشبد قره‌باغی.









ویدیوی ضمیمه:

گزارش تلویزیونی تلویزیون بی.بی.سی از بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران که در همان روز پخش شده است را ببینید.



فایل ضمیمه:

بخشی از سخنرانی آیت‌الله خمینی در دوازدهم بهمن 1357 در بهشت زهرا در طی این سال‌ها همواره مورد سانسور صدا و سیما قرار گرفته و آن همان بخش معروف وعده مجانی شدن آب و برق و اتوبوس است. بشنوید:






چهارشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۷

از دوران رادیوهای موج کوتاه تا عصر ماهواره

سال‌های آخر دبیرستان ِ من مصادف بود با سال‌های آخر جنگ و همان موقع‌ها بود که تشنه شنیدن اخبار بودم و در عصر رادیوهای موج کوتاه، پیش خودم همان زمان مدعی بودم تعداد رادیوهای فارسی‌زبان خارجی که می‌شناسم از آنهایی که اداره مانیتورینگ سازمان صدا و سیما می‌شناسد (همانی که برنامه "بررسی رادیوهای بیگانه" را می‌ساخت)، بیشتر است! همان زمان دفترچه‌ خیلی کوچکی درست کرده بودم در ابعاد سه در چهار سانتی‌متر که روی هر صفحه آن فرکانس‌ها و ساعت‌های پخش یک رادیو را می‌نوشتم. این دفترچه احتمالاً باید هنوز توی جعبه چوبی کوچکی که خرت و پرت‌های باارزشم را در آن می‌گذاشتم در اتاقم در مشهد باشد. رادیوهایی که لیست کرده بودم از بی‌بی‌سی فارسی و صدای آمریکا بود تا دویچه‌وله و مسکو و فرانسه و حتی صدای مجاهد و رادیوی فارسی عراق. همه این رادیوها لزوماً سیاسی و خبری نبودند مثلاً در همان دوران ِمانیتورینگِ فرکانس‌های ِرادیویی بود که رادیو "ندای مسیح" که از قبرس پخش می‌شد و تبلیغات مسیحی می‌کرد یا رادیو مونت‌کارلو که فقط موسیقی پخش می‌کرد را کشف کرده بودم. تنها نقطه مشترک این رادیوها زبان آنها بود که فارسی بود. خلاصه از همان زمان بود که با مقایسه همه این رادیو‌ها (البته آنهایی که منبع خبر بودند آن هم در دوران بی‌خبری دهه شصت) بی‌بی‌سی فارسی را از همه حرفه‌ای‌تر یافتم.

دیدن چهره برنامه‌سازان بی‌بی‌سی آن موقع‌ها چیزی در حد یک رویا بود که البته این روزها به لطف راه‌اندازی تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی دیگر رویا نیست. این روزها یکی از دلخوشی‌های من شده تماشای اخبار بی‌بی‌سی فارسی و هر از گاهی سربلند کردن برای دیدن چهره صدایی که آشناست. صداهایی مثل عنایت فانی، افشین مبصر و صادق صبا. البته جای خیلی از قدیمی‌ترهایی که صدایشان در آن زمان‌ها به گوش می‌رسید خالی است: مثل لطفعلی خنجی با آن "یااااااا...هو"ی کشدارش که حالا بازنشسته شده و یا باقر معین که گویا الان گرفتار کارهای مهم‌تری است.

آنقدر ساده نیستم که معتقد نباشم گربه برای رضای خدا موش نمی‌گیرد* و از طرفی گمان نمی‌کنم اصلاً رسانه صد در صد مستقل وجود خارجی داشته باشد، اما از کاری که حرفه‌ای ارائه شود لذت می‌برم چون احساس می‌کنم به شعورم به عنوان مخاطب احترام می‌گذارد.

* منفی در منفی در منفی می‌شود به عبارتی باز هم منفی یعنی معتقدم گربه برای رضای خدا موش نمی‌گیرد!

سه‌شنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۷

Crucible در وینی‌پگ روی صحنه می‌رود

نمایشنامه معروف Crucible (بوته آزمایش که در ایران به اسم ساحره سوزان ترجمه شده) توسط "بیل کر" و "باب اسمیت" از دانشگاه منی‌توبا به مدت ده شب روی صحنه می‌رود. این اجرا در واقع بخشی از فستیوال بزرگداشت آرتور میلر در وینی‌پگ است که علاوه بر این نمایش، چند سخنرانی و نمایش فیلم‌هایی که با اقتباس از آثار میلر ساخته شده را شامل می‌شود.

نمایش Crucible که بر اساس یک واقعه تاریخی در ماساچوست در سال 1692 نوشته شده، داستان تعدادی دختر شانزده – هفده ساله است که به تلقین دختری افراد بی‌گناهی را به این اتهام که از شیطان دستور می‌گیرند به چوبه دار می‌سپارند. آرتور میلر این نمایشنامه را در اوایل دهه 1950 در پاسخ به جریان مکارتیسم نوشت که در آن دولت وقت آمریکا تعداد زیادی از شهروندان این کشور را در لیست سیاه اتهام کمونیست قرار داده بود.

این نمایش از 22 تا 31 ژانویه در Gas Station Theatre (at River and Osborne) روی صحنه خواهد بود:

Tickets: $11 Adults, $9 Students and seniors. Tickets can be purchased at the door. MillerFest Passes can be used at the door. For reservations and group discounts contact the 24hr box office at 474-6880.

Showtimes are as follows:

7:00pm: January 22nd - 24th, 26th - 31st

2:00pm matinees: January 24th and 31st

بر اساس این نمایشنامه فیلمی هم با همین نام ساخته شده که اتفاقاً محصول کاناداست. ضمناً وبلاگ دستنوشته‌ها به کسانی که برای رفتن به این نمایش قرار دسته جمعی بگذارند یک کپی رایگان از این فیلم رشوه می‌دهد! بخشی از این فیلم را ببینید:


یکشنبه، دی ۲۹، ۱۳۸۷

داستان انقلاب – قسمت سی و دوم


تلاش بختيار براﯼ حفظ وضع موجود

در سی‌ و دومین قسمت از برنامه داستان انقلاب به ترتیب صداهایی خواهید شنید از:

آیت‌الله خمینی، دکتر شاپور بختیار، مهندس مهدی بازرگان، دکتر کریم سنجابی، دکتر محمدحسین بهشتی، ارتشبد قره‌باغی، دکتر علی امینی، گزارش رادیو بی.بی.سی از تظاهرات روز اربعین و آیت‌الله شریعتمداری.







پنجشنبه، دی ۲۶، ۱۳۸۷

آخرین شاه

امروز بیست و شش دی، سی‌امین سالگرد خروج محدرضاشاه پهلوی از ایران بود. بی مناسبت نیست اگر مستند "آخرین شاه" از ساخته‌های بی.بی.سی را تماشا کنید. جالب توجه اینکه روایت‌گر این فیلم "بن گینگزلی" هنرپیشه معروف است. امروز علی اصغر رمضانپور در رادیو بی.بی.سی فارسی هم ویژه برنامه کوتاهی تهیه کرده بود که در آن دکتر عباس میلانی، دکتر ابراهیم یزدی، فرخ نگهدار و دکتر غلامرضا افخمی درباره شاه صحبت می‌کنند. آنرا هم گوش کنید.





لینک مستقیم به پلی لیست (8 قسمت)







چهارشنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۷

مستند تولد در فستیوال فیلم‌های مستند "مارگارت مید" در وینیپگ

در فستیوال فیلم‌های  مستند "مارگارت مید" که با حمایت دپارتمان مردم‌شناسی دانشگاه منی‌توبا در سینماتک وینیپگ بر‌گذار می‌شود فیلم مستند "تولد" ساخته "نگین کیانفر" و "دیسی مُهر" به نمایش در می‌آید. این فستویال رایگان است و در دو روز جمعه و شنبه همین هفته شانزده و هفده ژانویه در سینماتک در شماره 100 خیابان آرتور  نه فیلم مستند از مکزیک، کانادا، ایران، هلند، بولیوی، هند و آمریکا نمایش داده شده و مورد بحث قرار می‌گیرند. برای دیدن جزتیات برنامه‌ها سایت سینماتک را ببینید.

 

فیلم تولد ساعت 12:10 ظهر شنبه به نمایش در می‌آید. تواد به مشکلات ترنسکشوال‌ها در ایران می‌پردازد. هرچند این فیلم را بصورت آنلاین از این آدرس هم می‌توانید به طور کامل ببینید اما دیدن عکس‌العمل‌های تماشاگر کانادایی و بحث‌های حول و حوش این فیلم نباید خالی از جاذبه باشد. همشهریان وینیپگی دوست داشتید قرار بگذارید با هم برویم.

یکشنبه، دی ۲۲، ۱۳۸۷

راه رفتن روی یخ

امسال سومین زمستانی است که در این شهر قطب‌زده کانادا هستم و تا امروز پیش نیامده بود که روی سطح یخ‌ زده رودخانه این شهر قدم بزنم. Red River که من اسمش را سرخ‌رود گذاشته‌ام (هرچند همیشه قهوه‌ای به نظر می‌آید) تقریبا بیشتر این شهر ِ دراز ِ شمال به جنوب را طی می‌کند. اصلاً این شهر در حاشیه این رودخانه به وجود آمده است. عرض رودخانه در بعضی‌ قسمت‌های شهر به بیش از 150 متر می‌رسد. این رود دو ایالت مینه‌سوتا و داکوتای شمالی در آمریکا را پشت سر می‌گذارد تا به استان منی‌توبا در کانادا برسد و در نهایت به دریاچه وینی‌پگ بریزد. این رود هر از گاهی طغیان هم می‌کند و خسارات سنگینی روی دست شهر می‌گذارد. ویکی‌پدیا می‌گوید در 1950 سطح آب رودخانه به بالاترین سطح خود از سال 1861 می‌رسد که شهر ناچار می‌شود از ارتش و صلیب سرخ برای تخلیه هفتادهزار نفر از حاشیه رودخانه کمک بگیرد.

سرخ‌رود تابستان و زمستان محل تفریح اهالی این شهر است. تابستان‌ها با قایق‌رانی، ماهیگیری و قدم زدن در حاشیه رود و در زمستان‌ با اسکیت و قدم زدن روی سطح یخ‌زده اش. حاشیه قسمت‌هایی از رود که از مرکز شهر می‌گذرد برای پیاده روی در تابستان‌ها سنگ‌فرش و نیمکت‌گذاری شده. در اواخر بهار که اینجا برف و یخ‌ها شروع به آب شدن می‌کنند سطح آب رودخانه به خاطر تجمع قطعات یخ به شدت بالا می‌آید و معمولاً این پیاده روی سنگ فرش برای چند هفته‌ای زیر آب می‌رود. در این مواقع شهرداری با قایق‌های ویژه‌ای قطعات یخ را خرد می‌کند تا از طغیان بیشتر رود جلوگیری شود. زمستان‌ها روی سطح یخ‌زده رودخانه با ماشین‌های برف کوف، جاده‌ای برای اسکیت ایجاد می‌کنند و جاده‌ای هم برای قدم زدن در کنارش. و امروز برای اولین بار من عزم خود جزم کردم که به جای تماشای مردم از روی پل و از داخل اتوبوس حس راه رفتن روی یخی که زیرش آب جریان دارد را تجربه کنم. حسی که اگرچه اولش کمی دلهره دارد اما کم کم فراموش می‌کنی که روی زمین سفت راه نمی‌روی. تا اینکه برسی به جایی که کسی برف‌ها را پاک کرده و تو می‌توانی سطح شیشه‌ای یخ را تا عمق سی-چهل سانتی متری‌‌اش ببینی و ناگهان صدای تیغه کفش اسکیت دخترکی که به سرعت باد از کنارت می‌گذرد دلهره به جانت بیاندازد که نکند یخ ترک بردارد...

این عکس هوایی که در شب از وینی‌پگ برداشته شده سرخ رود و Assiniboine River (رود دیگری که در وینی‌پگ به سرخ رود می پیوندد) را به شکل آدمی که در حال دویدن است و ستاره‌ای در دست دارد نشان می‌دهد. (عکس را از اینجا پیدا کردم.)

داستان انقلاب – قسمت سی و یکم


خروج شاه از ایران

در سی‌ و یکمین قسمت از برنامه داستان انقلاب به ترتیب صداهایی خواهید شنید از:

دکتر احسان نراقی، ویلیام سولیوان، ارتشبد قره ‌باغی، اردشیر زاهدی، داریوش همایون، دکتر علی امینی، محمدرضا پهلوی، اخبار رادیو تهران و اخبار رادیو بی.بی.سی.












فایل ضمیمه
گزارش بخش انگلیسی رادیویی بی.بی.سی از خروج شاه








داستان خروج شاه را از زبان پیشخدمت دربار بخوانید: +
ویدیوی مرتبط




اگر وبلاگ دارید لطفاً با قرار دادن کد لوگوی داستان انقلاب، خوانندگان وبلاگ خود را به این صفحه راهنمایی کنید.

یکشنبه، دی ۱۵، ۱۳۸۷

وینیپگ و غزه


برای پیگیری و باخبرشدن از برنامه‌های اعتراض به حمله اسرائیل به غزه در وینیپگ می‌توانید صفحه وینیپگ وبسایت "ائتلاف علیه آپارتاید اسرائیل" را چک کنید. شاخه وینیپگ شبکه حمایت کانادا- فلسطین هم گروهی در فیس‌بوک دارند. اینجا را ببینید.

داستان انقلاب – قسمت سی‌ام


مأموريت ژنرال هايزر به ايران

در سی‌امین قسمت از برنامه داستان انقلاب به ترتیب صداهایی خواهید شنید از:

محمدرضا پهلوی، ارتشبد قره‌باغی، ارتشبد فریدون جم، دکتر احسان نراقی، داریوش همایون، ویلیام سولیوان، سایروس ونس، اردشیر زاهدی، آیت‌الله خمینی، آیت‌الله صادق روحانی و آیت‌الله خامنه‌ای.










پ.ن: قسمت بیست و نهم این مجموعه که به " سقوط كابينه ازهارﯼ و تشكيل دولت بختيار" می‌پردازد را همچون قسمت بیست و هفتم در اختیار ندارم. امیدوارم اگر از بین خوانندگان محترم این وبلاگ کسی به این دو قسمت دسترسی دارد (همچون قسمت یازدهم که دوست عزیزی از ایران آنرا فرستاد) برای انتشار به ایمیل این وبلاگ بفرستد.


اگر وبلاگ دارید لطفاً با قرار دادن کد لوگوی داستان انقلاب، خوانندگان وبلاگ خود را به این صفحه راهنمایی کنید.

پنجشنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۷

اعدام و اهدای عضو

...اما امروزکه قرار است زندگی را ازمن بگیرند با “عشق به همنوعانم” تصمیم گرفته ام اعضای بدنم را به بیمارانی که مرگ من میتواند به آنها زندگی ببخشد هدیه کنم و قلبم را با همه ی” عشق ومهری” که در آن است به کودکی هدیه نمایم . فرقی نمیکند که کجا باشد بر ساحل کارون یا دامنه سبلان یا در حاشیه ی کویر شرق و یا کودکی که طلوع خورشید را از زاگرس به نظاره می نشیند ، فقط قلب یاغی و بیقرارم در سینه کودکی بتپد که یاغی تر از من آرزوهای کودکیش را شب ها با ماه وستاره در میان بگذارد و آنها را چون شاهدی بگیرد تا در بزرگسالی به رویاهای کودکی اش خیانت نکند...

آموزگار کامیارانی محکوم به اعدام، فرزاد کمانگر

اگرچه آخرین نامه تأثیرگذار فرزاد کمانگر از زندان رجایی‌شهر کرج بیشتر حامل یک پیام سمبولیک است تا اینکه یک وصیبت رسمی به نظربیاید، اما می‌تواند بهانه‌ای باشد برای بازشدن مجدد بحث اهدای اعضای بدن محکومین به اعدام. این بحث نه تنها در ایران که در آمریکا که در خیلی از ایالت‌هایش هنوز مجازات اعدام وجود دارد هر از گاهی مورد توجه قرار می‌گیرد. در آمریکا ظاهراً مواردی که خود محکومین درخواست اهدای اعضای بدن خود را داشته‌اند، مورد مخالفت سیستم قضایی قرار گرفته‌است. با اعدام از طریق صندلی الکتریکی، تزریق زهر و حتی حلق‌آویز کردن، از نظر پزشکی قابلیت استفاده از اعضایی مثل قلب، ریه و کلیه از دست می‌رود. تنها راه، بیهوش کردن محکوم و برداشتن اعضای بدنش است که با اخلاق پزشکی در تضاد است. آنطور که مقاله "بیایید اعضای بدن محکومین به مرگ را درآوریم" در مجله Good می‌گوید حتی پزشکان حاضر به همکاری در تزریق سم به بدن محکومان به مرگ نیستند که در نتیجه تزریق‌ها معمولاً غیر دقیق و دردناک انجام می‌شود وخود به شکنجه قبل از اعدام تبدیل می‌شوند. اخلاق پزشکی حکم می‌کند که برداشتن عضوی از بدن یک شخص فقط در صورتی که به سلامت خود وی زیانی نزند قابل قبول است که با برداشتن قلب و کبد یک فرد سالم (هرچند بیهوش) در تضاد قرار می‌گیرد. برای اهدای عضو، پزشکان از قانون "اهدا کننده مرده" (dead-donor rule) پیروی می‌کنند و نمی‌توانند ریه شخصی که هنوز دارد از آن استفاده می‌کند را بیرون ‌آورند.

همزمان بحث‌های تخصصی پزشکی برای تغییر شیوه اعدام که استفاده از اعضای جسد فرد اعدام شده را ممکن می‌سازد نیز در جریان است. به عنوان مثال می‌توان به کتاب Organ Transplants from Executed Prisoners: An Argument for the Creation of Death Sentence Organ Removal Statutes + اشاره کرد. گوگل‌بوک بخش‌هایی از این کتاب را برای مطالعه دارد: +

در سیستم کنونی ایران طبیعتاً مجوز شرعی اینگونه اهدا اولین مانع به نظر می‌آید و از طرفی اهمیتی که در اسلام به عمل به وصیت افراد می‌شود می‌تواند موضوع را پیچیده‌تر نیز بکند. عماد‌الدین باقی در سال 82 در مقاله‌ای در روزنامه شرق به دو استفتاء در این مورد اشاره کرد:

۱– با توجه به نياز مبرم برخي افراد براي دريافت اعضا بدن به نظر شما آيا در مواردي كه شرع مقدس و قانون نوع اعدام را مشخص نكرده است اين كار كه برداشتن عضو (مثل قلب، كليه، ريه و ...) پس از بيهوشي محكوم منجر به فوت وي خواهد شد و نوعي اعدام تلقي مي‌شود چه حكمي دارد؟

آيت الله مظاهری (رئيس ‌حوزه علميه اصفهان): با اذن حاكم شرع جايز است.

آيت‌الله مكارم شيرازی: دليلي بر جواز اين نوع اعدام نيست.

۲– در مورد محكوميت به اعدام ياحبس‌هاي طويل‌المدات آيا قاضي يا حاكم شرع مي‌تواند تخفيف كيفر محكوم را موكول به اهداي عضوي براي نجات مسلماني از بيماري يا مرگ نمايد؟

آيت الله مظاهری: با اذن حاكم شرع جايز است.

آيت‌الله مكارم شيرازی: هر گاه محكوم راضي به اين امر باشد و ضرر مهمي براي او نداشته باشد، جايز است؛ ولي هر گاه انعكاس خارجي اين امر، نامطلوب و دستاويزي براي دشمنان اسلام گردد بايد از آن پرهيز كرد.

۳– اين حكم در مورد محكومين قصاص در صورت رضايت اوليا دم چه حكمي دارد؟ در مورد محكومين به قصاص آيا قاضي يا حاكم شرع مي‌تواند در صورت رضايت اولياءدم كيفر محكوم را موكول به اهدا عضوي براي نجات مسلمانان از بيماري يا مرگ نمايد؟ در مورد محكومين به قصاص عضو، حكم فوق چگونه است.

آيت الله مظاهری: با اذن حاكم شرع جايز است.

آيت‌الله مكارم شيرازی: پاسخ: مانند جواب سابق است.

(منبع: اجتهاد مدام:فتواي علما درباره مجازات جايگزين اعدام، عماد‌الدین باقی، روزنامه شرق يكشنبه 30/6/1382)

دولت چین ید طولایی در استفاده (بخوانید سوءاستفاده!) و حتی تجارت اعضای بدن اعدامیان خود دارد و به همین دلیل بارها مورد اعتراض کشورهایی که خود بزرگترین مصرف‌کننده اعضای بدن هستند قرار گرفته و هربار مدعی اهدای داوطلبانه اعضا توسط خود محکومین به اعدام شده است. از آنجا که دولتمردان ما هم که استعداد شگرفی در پا جای پای چنین حکومت‌های غیردموکارتیک گذاردن دارند، وجود راهکارهای قانونی خصوصاً وقتی پای دین و مذهب هم به آن باز شود، راه را برای سوء‌استفاده‌هایی مشابه آنچه در زندان اصفهان در موردش نقل شد هم می‌تواند باز کند.

و شاید مهمتر از همه اینها آیا تلاش برای قانونی شدن استفاده از اعضای بدن محکومین به اعدام، عملاً کمکی برای به رسمیت شناختن مجازات اعدام نیست؟

منبع کاریکاتور

پ.ن: پاسخ آیت الله صانعی را به همین پرسش ها در اینجا بخوانید.

دیدار با خانم نویسنده

سه‌شنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچه‌هایش از شدت اصالت ...