
دوشنبه، دی ۱۹، ۱۳۹۰
سومین کوچ

چهارشنبه، مرداد ۱۲، ۱۳۹۰
سفید یا سرخ مساله این است!
سهشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۰
نه یعنی نه، بله یعنی بله!

عکس از اینجا
پنجشنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۸۹
از سرزمینهای اشغالی ...
یک دختر کانادایی که کنار من نشسته بود بلند شد و رفت با راننده صحبت کرد و راننده اتوبوس را نگه داشت. فهمیدم گزارش داده و منتظر مامورهاست. هفت هشت دقیقه ای طول کشید تا مامورها رسیدند و در این فاصله او همچنان در حال فحش دادن به من بود و گاهی فریاد می زد تو اهل کدام کشوری؟ اسمت چیست؟ اسم چند کشور از جمله افغانستان را هم ردیف کرد. مامورها که آمدند شروع کرد به شکایت کردن از من که من خودم را به خواب زده بودم و این مرد می خواست کیف مرا بدزدد! وقتی مامورها از او خواستند که پیاده شود تا بیرون در این مورد صحبت کنند می پرسید پس این چی!مرتبط از همین وبلاگ: یک جنایت ملی
یکشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۹
رسمیت نوروز در استان منیتوبای کانادا
به همت و تلاش انجمن ایرانیان منیتوبا، دولت استان منیتوبای کانادا نوروز را به عنوان آغاز سال نوی ایرانی رسماً به رسمیت شناخت. (+) به این ترتیب نوروز در تقویمهای رسمی استان ثبت میشود. بعد از استانهای آنتاریو و بریتیشکلمبیا در سال 2008، منیتوبا سومین استان کانادا خواهند بود که چنین دستاوردی را برای ساکنین ایرانی خود به ارمغان میآورد. پیشتر پارلمان فدرال کانادا نیز در سال 2009 به نوروز رسمیت داده بود. (+)سهشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۹
پیوند وینیپگ با "سخنرانی پادشاه"


گوش کنید: سخنرانی جورج ششم در وینیپگ
پنجشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۹
شب موسیقی سبز

در اولین سالگرد وقایع پس از انتخابات در ایران، یک کنسرت موسیقی که قرار است در آن همه حاضرین با گروه همسرایی کنند فردا جمعه ۱۱ ژوئن در دانشکده مهندسی دانشگاه منیتوبا (#229 - E2) از ساعت ۸ تا ۱۰ شب برگزارخواهد شد. این برنامه رایگان خواهد بود.
لینک صفحه فیسبوک

همینطور روز شنبه ۱۲ ژوئن از ساعت ۵ تا ۶:۳۰ بعد از ظهر در مقابل مجلس قانونگذاری منیتوبا گردهمایی به یاد کشته شدگان و زندانیان بعد از این وقایع برقرار خواهد بود. (Manitoba Legislative Building - 450 Broadway)
لینک صفحه فیسبوک
پنجشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۸۸
آیا کوروش کبیر وینیپگ را هم فتح خواهد کرد؟
سالی میشود که در مجموعه فرهنگی-تفریحی "فورکس" شاید ساخت و ساز این موزه بودهاند که قرار است در سال 2012 رسماًً افتتاح شود. مقالهی "به تهران یا به وینیپگ" روزنامه "گلوب اند میل" به طور ضمنی به این موضوع هم اشاره میکند که ایرانیها ادعای مالکیت روی شیئی دارند که اگرچه به دستور یک پادشاه ایرانی ساخته شده اما توسط بریتانیا در سرزمینی کشف شده که عراق کنونی است! ترجمه فارسی این مقاله را از اینجا میتوانید ببینید.پنجشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۸
بانوی عدالت

یکشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۸
رشدی در وینیپگ

سهشنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۸۸
یک گفتگوی خیلی جدی
مدتی است که تصمیم دارم بخش عکسنوشتها که همراه با بقیه بخشهای این وبلاگ دارد بدجوری خاک میخورد را فعالتر کنم. کلی عکس خوب و نسبتاً خوب دارم که فرصت آپلود کردنش را نداشتهام. البته آدمها هروقت میخواهند روی حال و حوصله نداشتنشان سرپوش بگذارند، پای فرصت نداشتن و گرفتاری را به میان میکشند. به هرحال... آدرس خوراک (فید) عکسنوشتها فیدبرنری شد. اگر قبلاً مشترکش بودید لطفاً آدرس جدید را مشترک شوید، اگر هم نبودید خوب حالا مشترکش شوید!
این "گفتگوی خیلی جدی" بین این چهار خانم محترم حدود چهار هفته پیش در مقابل شماره یک خیابان "مک درموت" در وینیپگ ثبت شده است.
یکشنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۸۸
شلومٌ علیکم! *
این وبلاگ مدت زیادی است که مطلب جدیدی ندیده است و پیش از آن هم به تبع اوضاع روز بدجوری سیاست زده شده بود. برای یک تغییر موقتی حال و هوا، چه بهانه ای بهتر از فستیوال سالانه فولکلوراما دروینیپگ. آنهم خصوصاً وقتی به دیداری از برنامه اسرائیلیهای مقیم وینیپگ و حومه مربوط شود! هرکسی که یکی دو سالی در وینیپگ زندگی کرده باشد می داند که مهمترین رویداد فرهنگی این شهر فستیوال دو هفتهای است که در این شهر توسط ملیتهای مختلف مهاجر با ارائه موسیقی، رقص و آواز، صنایع دستی و غذاها و نوشیدنیهای سنتی کشورهایشان برگزار میشود.
گویی یهودی بودن خصوصاً اگر پشت نام و پرچم آبی و سفید اسرائیل هم قرار گرفته باشد، آنقدر برای ما ایرانیها پر از رمز و سوال است که بیشتر ایرانیهایی که میشناسم از روی کنجکاوی هم که شده، یکی از اولین انتخابهایشان برای این فستیوال، برنامه اسرائیل است. یهودیهای وینیپگ یکی از متحدترین و قدیمیترین جوامع مهاجر به این منطقه هستند. محل برگزاری برنامه اسرائیل در مرکز "اسپر" جامعه یهودیان وینیپگ بود. "اسرائیل هرولد اسپر" از پدری اوکرائینی در 1932 در میندوسا در منیتوبای کانادا به دنیا میآید. در دانشگاه منیتوبا حقوق میخواند، وکیل و بعدها رهبر حزب لیبرال شاخه منیتوبا میشود. کم کم به فکر راهاندازی امکانات رسانههای مثل تلویزیون و روزنامه میافتد و بعدها با تأسیس کمپانی بزرگ "کن وست" امپراطوری بزرگ رسانهای خود در کانادا را پایهگذاری میکند. در حال حاضر صاحب کانال تلویزیونی گلوبال، روزنامه نشنال پست و شصت روزنامه دیگر در سطح کاناداست. (نشنال پست همان روزنامهای است که به دروغ خبری را کار کرده بود که مجلس ایران قانونی گذرانده است که یهودیان مجبور خواهند بود تا با علامت مشخصهای از دیگران متمایز شوند، و ایرانیان خصوصا در تورنتو با اعتراضات خود روزنامه را مجبور به عذرخواهی کردند. قبلاً در مورد این ماجرا اینجا نوشته بودم.) بسیاری از خود کاناداییها از اینکه یک سرمایهدار بتواند با چنین قدرت رسانهای رسانهها را آنطور که میخواهد بچرخاند، احساس خطر میکنند و معترض این قضیهاند هرجند قانون نمیتواند مانع این تصاحب شود. "کن وست" بعد از مرگ اسپر بزرگ در سال 2003، توسط پسرش دیوید اسپر اداره میشود.
نکته جالب توجه در برنامه اسرائیل در فولکلورامای امسال، حضور غرفه مصر در این مجموعه بود که صنایع دستی مصر را به فروش گذاشته بود. گویی مصریها که مانند کشورهای خاورمیانه و عرب هیج نماینده ای در این فستیوال ندارند اسرائیل را مناسبترین انتخاب برای این منظور دیدهاند!
برنامههای رقص و آواز اسرائیلیها دیدنی بود. هرچند بینابین برنامه یادآوری اینکه این همه زیبایی و شور و زندگی از کشوری میآید که بخش قابل توجهی از مردمش چون از تبار دیگری هستند از حقوق اولیه زندگی هم محرومند، آزار دهنده بود. مجری برنامه از مردم خواست که فلاش دوربینهای خود را خاموش کنند. با این وجود خیلی از تماشاچیان با فلاشهای پیدرپی خود انتقام فلسطینیها را ازاین صهیونیستهای غاصب گرفتند! بخشی از رقص و آوازها را ببینید:
* شلوم به عبری همان سلام خودمان است که مجری برنامه از حاضرین میخواست که یکصدا بگویند شلوم. شلومٌ علیکم البته سلام خاصی است به آن برادران و خواهران مصری که مهمان پاویلیون اسرائیل بودند یا شاید هم آنرا غصب کرده بودند! البته بماند که شلوم گفتن یهودیان در آنشب یک جورهایی هم برای من به سلام های کلاه قرمزی خودمان شبیه بود.
دوشنبه، تیر ۲۲، ۱۳۸۸
به این مقاله واکنش نشان دهید
ایرانیان ساکن وینیپگ، اگر شما هم مثل من معتقدید این مقاله اشکالات اساسی دارد و حاوی اطلاعات غلط و گمراهکننده است و اگر شما هم معتقدید این سازمان بعد از جنگ ایران و عراق هیچ سنخیتی با جوانان پایهگذارش که صادقانه در راه مبارزات آزادیخواهانه خود جان باختند، ندارد و نه تنها یک سازمان دموکراتیک نیست که با سابقهاش در جنگ ایران و عراق در کنار صدام و برعلیه مردم ایران و همینطور رفتار غیرانسانیاش با اعضای خود در اردوگاه اشرف، یک گروه تروریستی است، با گذاشتن کامنت زیر مطلب این روزنامه در این لینک و همینطور فرستادن ایمیل به نویسندهاش به این آدرس carol.sanders@freepress.mb.ca اعتراض خود را به این مطلب اعلام کنید. حداقل نتیجه این کار شما این خواهد بود که از این پس این روزنامه در نوشتههای خود دقت بیشتری به خرج خواهد داد.
دوشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۸۸
مراسم سالگرد ۱۸ تیر در وینیپگ
در سالگرد ۱۸ تیر، دانشحویان، استادان و دیگر اقشار ایرانی ساکن وینیپگ همراه با دوستان غیر ایرانی خود، در یک اقدام سمبولیک با ایجاد یک زنجیر انسانی به دور یکی از ساختمان های خوابگاه های دانشگاه منیتوبا و نمایش تصاویر حمله نیروهای لباس شخصی و نیروی انتظامی به خوابگاه کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ و همینطور تکرار این واقعه در خرداد امسال تلاش خواهند کرد ضمن اطلاع رسانی با جنبش آزادی خواهی مردم ایران اعلام همبستگی کنند. اگر ساکن وینیپگ هستید با حضور خود و تشویق دوستان ایرانی و غیر ایرانی تان در شرکت در این برنامه به هرچه باشکوه تر برگزارشدن این برنامه کمک کنید.
مکان: دانشگاه منیتوبا، ساختمان آرتور مارو (Arthur Mauro building)
Call to form a Human Chain
July 9th is the anniversary of the brutal attack of the plain-clothed arm men to the dorm of Tehran University in year 2000 after a peaceful demonstration of the students to protest the closure of a popular newspaper, in which one student was killed and many students were beaten, injured and arrested. This year, at 3 AM on June 14, after the election demonstrations there was another brutal attack to the Tehran University’s dorm, in which 6 students were killed, 100s were injured and arrested. In memory of those students, on Thursday July 9th at noon, we will form a human chain in front of our university’s dorm, Arthur Mauro building. Please join us to show your support for the civil rights movement of Iranian students.
شنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۸۸
نمایش موزیکال اعتصاب
پنجشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۸
شنبهی خونین وینیپگ
این روزها نودمین سالگرد یکی از مهمترین رویدادهای تاریخی کاناداست و به همین مناسبت برنامههای ویژهای هم در سطح شهر وینیپگ تدارک دیده شده است. در سال 1919 بعد از پایان جنگ جهانی اول و بعد از پیروزی انقلاب اکتبر روسیه، در دورانی که موج مهاجران جدید به کانادا و خصوصاً وینیپگ رشد قابل توجهی پیدا کرده بود، علیرغم اینکه به خاطر پایان جنگ و دوران بازسازی در کشورهای درگیر جنگ، سود قابل توجهی عاید شرکتهای کانادایی میشد، اما سهمی از این سود به طبقه کارگر نمیرسید. اعتراضات کارگری برای افزایش دستمزد در وینیپگ که از مدتی پیشتر شروع شده بود بعد از بینتیجه ماندن مذاکرات اتحادیهها با کارفرمایان از روز اول ماه مه به اعتصاب کشیده شد. اعتصاب سراسری، پانزده روز بعد یعنی رأس ساعت یازده در 15 ماه مه شهر را به تعطیلی کشاند. البته همچنان بعضی خدمات اساسی مثل توزیع شیر در سطح شهر طبق توافقاتی ادامه پیدا کرد. در سیام ماه مه از افراد پلیس خواسته شد تا تعهدی را امضا کنند که آنها را از ملحق شدن به اتحادیهها باز میداشت. پلیس وینیپگ از امضای این تعهد سرباز زد اما همجنان در تعهد خود به اجرای نظم و قانون تأکید کرد. چند روز بعد دولت کلیه افراد پلیس را از کار برکنار کرد و به جای آنان 1800 نفر از "نیروی ویژه" برای مقابله با اعتصاب مجهز به اسب و چوب بیسبال به کار گرفته شدند. در اول ماه ژوئن ده هزار سرباز برگشته از جنگ در
21 ژوئن 1919، در تاریخ کانادا "شنبهی خونین وینیپگ" نامگذاری شده و اعتصاب سراسری شش هفتهای وینیپگ بزرگترین اعتصاب سراسری در کل تاریخ کانادا محسوب میشود. فیلم صامت زیر صحنههایی از خیایانهای وینیپگ را در روزهای اعتصاب نشان میدهد:
شاید این همه اهمیت برای واقعهای که فقط یک کشته داشته و با این حال به آن لقب شنبه خونین داده شده برای ما که در طول تاریخمان دهها و صدها از این وقایع با صدها کشته و هزاران زخمی داشتهایم خندهدار به نظر بیاید. اما در مقیاس ارزشی که در این سوی دنیا برای جان آدمها (البته آدمهای خودشان!) قائل هستند و کمسابقه بودن خشونت حکومت در برابر مردم، این واقعه را آنچنان شاخص کرده که هنوز هم عکسالعمل حکومت مرکزی بعد از نود سال مورد نقد و بررسی قرار میگیرد تا در صورت بروز شورشهای مشابه از تکرار چنین حوادثی جلوگیری شود.
علاوه بر اجرای این تئاتر موزیکال در این آخر هفته چند برنامه دیگر هم در شهر برقرار است. مثل تورهای پیادهروی و بازدید از ساختمانهای تاریخی. جزئیات بیشتر را از اینجا میتوانید ببنید.
منیتوبا اگرچه آخر کاناداست و شابد هم آخر دنیا و اگرچه اینجا 8 ماه سال زمستان است و 4 ماه بعد هم اگر هوا گرم شود، هجوم پشهها و حشرات عجیب و غریب ِ دیگر دل شما را برای زمستان 40 درجه زیر صفر آن تنگ میکند، اما ویژگیهای منحصر به فردی هم دارد. اینجا آدمهای غریبه به تو لبخند میزنند و صبح به خیر میگویند. آدمها عجله ندارند و مثل تورنتو غذای خود را ایستاده در مترو نمیخورند. مردم اینجا در انتخابات استانی به حزب اپوزیسیون چپگرای نئودموکرات رأی میدهند و در انتخابات فدرال به حزب راستی ِ محافظهکار! و سالهاست که همین انتخاب متناقض را تکرار میکنند. و تاریخ اینجا بزرگترین اعتصاب سراسری کانادا را به نام خود ثبت کرده است. اما با همه اینها این همه شهر خوب در کانادا هست اگر مجبور نیستید خوب بیکارید بیایید اینجا؟!
منابع:
دوشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۸
مریلین مونرو: زندگی چون اسطوره
قابل توجه همشهریان وینیپگی: این نمایشگاه تا 7 ژوئن در گالری هنر وینیپگ برقرار است. توصیه میشود در آخر هفته و ساعت 2 بعدازظهر به دیدن نمایشگاه بروید تا از وجود لیدر برای توضیحات استفاده کنید.
مریلین مونرو در ویکیپدیای فارسی
مریلین مونرو در ویکیپدیای انگلیسی
وبسایت رسمی مریلین مونرو
پنجشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۷
چهل روز برای زندگی
دوشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۷
آتش در يخبندان
سهشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۷
Crucible در وینیپگ روی صحنه میرود
نمایشنامه معروف Crucible (بوته آزمایش که در ایران به اسم ساحره سوزان ترجمه شده) توسط "بیل کر" و "باب اسمیت" از دانشگاه منیتوبا به مدت ده شب روی صحنه میرود. این اجرا در واقع بخشی از فستیوال بزرگداشت آرتور میلر در وینیپگ است که علاوه بر این نمایش، چند سخنرانی و نمایش فیلمهایی که با اقتباس از آثار میلر ساخته شده را شامل میشود. نمایش Crucible که بر اساس یک واقعه تاریخی در ماساچوست در سال 1692 نوشته شده، داستان تعدادی دختر شانزده – هفده ساله است که به تلقین دختری افراد بیگناهی را به این اتهام که از شیطان دستور میگیرند به چوبه دار میسپارند. آرتور میلر این نمایشنامه را در اوایل دهه 1950 در پاسخ به جریان مکارتیسم نوشت که در آن دولت وقت آمریکا تعداد زیادی از شهروندان این کشور را در لیست سیاه اتهام کمونیست قرار داده بود.
این نمایش از 22 تا 31 ژانویه در Gas Station Theatre (at River and Osborne) روی صحنه خواهد بود:
Tickets: $11 Adults, $9 Students and seniors. Tickets can be purchased at the door. MillerFest Passes can be used at the door. For reservations and group discounts contact the 24hr box office at 474-6880.
Showtimes are as follows:
7:00pm: January 22nd - 24th, 26th - 31st
2:00pm matinees: January 24th and 31st
بر اساس این نمایشنامه فیلمی هم با همین نام ساخته شده که اتفاقاً محصول کاناداست. ضمناً وبلاگ دستنوشتهها به کسانی که برای رفتن به این نمایش قرار دسته جمعی بگذارند یک کپی رایگان از این فیلم رشوه میدهد! بخشی از این فیلم را ببینید:
مردم فریاد میزدند بگو تا خون بریزم - مصاحبه با مهشید امیرشاهی
مصاحبه هفتهنامه آلمانی دی سایت ( Die Zeit ) با مهشید امیرشاهی مصاحبه گر سارا معین ۲۳ فوریه ۲۰۲۶ مهشید امیرشاهی یکی از برجسته ترین و مهمتری...
-
فراوان ز ایرانیــان کشـتـه شد ز خون یلان کشور آغشته شد ایرانیان قدیمی تورنتو، آنهایی که به بحث و درسهای نظری و فلسفی علاقمندند و رامین ج...
-
سهشنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچههایش از شدت اصالت ...
