فراوان ز ایرانیــان کشـتـه شد
ز خون یلان کشور آغشته شد
ایرانیان قدیمی تورنتو، آنهایی که به بحث و درسهای نظری و فلسفی علاقمندند و رامین جهانبگلو را با جلسات هفتگی آگورا در دانشگاه تورنتو به خاطر دارند بیشتر از دیگران از مقاله اخیر او در مورد شرایط ایران شگفتزدهاند. جهانبگلو بیشتر از یک دهه در این جلسات درسگونه، به تببین روشهای خشونتپرهیز و گاندیوار برای رسیدن به آزادی و دموکراسی با استناد به فلسفه اخلاق صحبت میکرد.
مقاله دیروز جهانبگلو در ایندین اکسپرس با عنوان «عدم مداخله ترامپ در ایران، به رژیم، پیام مصونیت از مجازات خواهد فرستاد» با توصیف خشونت بیحد حکومت برای سرکوب اعتراضات و بیعملی کشورهای اروپایی شروع میشود. در ادامه مقاله به وعدههای کمک ترامپ به مردم میپردازد که عملی نشدند. جهانبگلو در پایان نتیجه میگیرد که مردم ایران عدم دخالت ترامپ علیرغم وعدههای اولیه را به عنوان چراغ سبزی به حکومت برای کشتار بیشتر تفسیر خواهند کرد. بعد اضافه میکند:
« فراموش نکنیم که این کشتارها (که عمدتاً جوانان را هدف قرار داده) بیتردید بر مخیلهٔ اجتماعیـسیاسی ملت ایران تأثیر خواهد گذاشت. بسیاری همچنان با چشماندازِ تغییر به زندگی ادامه خواهند داد، اما با توحش سرکوب کنونی، طبقهٔ متوسط و اقشارِ فرودست کمکم به این باور میرسند که تنها یک شورش مسلحانه یا مداخلهٔ خارجی میتواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند.این گرایش به خشونت از سوی نسلی صلحطلب در تناقض با مفهوم سزمین پارس که به عنوان تمدنی از زیبایی و مدارای بینفرهنگی و بین قومیتی شناخته میشود تأسفبار خواهد بود.»
مقاله با معرفی نویسنده تمام میشود:
«نویسنده مدیر مرکز مهاتما گاندی برای مطالعات خشونتپرهیز و صلح در دانشگاه جهانی او.پی. جیندال است.»
به نظر میآید جهانبگلو میخواهد هشدار دهد که اگر این حکومت به زودی سرنگون نشود، خشونت افسارگسیختهای که برای سرکوب اعتراضات به کار برد، نسل جوان را به سمت مبارزه مسلحانه و چریکی سوق خواهد داد. به عبارتی میگوید دخالت نظامی ترامپ توجیه اخلاقی دارد و گویا فرض را بر این گذاشته که این دخالت نظامی دامنه خشونت محدودتری خواهد داشت. به نظرم فرض دومی هم که در نظر گرفته این است که بین این دو گزینه، هیچ گزینه سومی هم متصور نیست.
این تحلیل، مهم و قابل توجه است. آما آیا تضمین جنگی با خشونت مهار شده اصلا ممکن است؟ سبوعیتی که رژیم در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه نسبت به مردم خودش نشان داد تضمینی است که اگر از سوی آمریکا تهدید جدی برای بقای خود احساس کند، از به آتش کشیدن ایران و منطقه تردیدی به خودش راه نخواهد داد. آمریکا و متحدانش هم این را به خوبی میدانند. چه بسا تاخیر ترامپ در عمل به وعدههای کمکاش ناشی از تردید و یا آمادهسازی از همین زاویه باشد. به نظرم دخالت نظامی زمانی رخ خواهد داد که آمریکا و متحدانش تضمین داشته باشند که ثبات منطقه به خطر نخواهد افتاد. چنین تضمینی یا با نفوذ در ساختار داخلی و زیر سر داشتن یک مهره از داخل رژیم برای انتقال قدرت میسر است (که احتمال ضعیفی است) و یا با فلج کردن کل حکومت ( نه صرفا زدن راس آن، خامنهای) دستیافتنی است و آن با از بین رفتن کل زیرساختها و یک جنگ تمام عیار ممکن خواهد بود که نهایتا میتواند به جنگهای داخلی و چریکی هم بیانجامد.
اما اگر از دنیای نظری و فلسفی بیرون بیاییم به نظر نمیآید دیگر فرصتی برای توقف جنگ باقی مانده باشد و سخت میتوان متصور شد که ترامپ از حمله نظامی منصرف شود.
مردم داخل و خارج از ایران خشمگیناند، عزادار هستند و مملو از نفرت از سطح درندگی و خشونت عریان حاکمانشان، و حق هم دارند که چنین باشند. اما اهل نظر، تفکر و تاریخ وظیفه دارند که این خشم و نفرت را در جهت راهنمایی و چارهاندیشی کانالیزه کنند. امیدی به مسولیتپذیری «رهبر» این حرکت نیست. به وقتش او را هم باید پاسخگو کرد. اما در این زمان به نظر میآید متاسفانه فرصت گفتمان ضدجنگ را از دست دادهایم و در آستانه مقطع دیگری قرار گرفتهایم. در این مقطع شاید تنها چیزی که دورنمای آینده ایران را کمی روشنتر بنماید، آموزشهای گریز از خشونت و درگیریهای داخلی است که هزینه و خشونت دخالت نظامی خارجی را برای مردم به حداقل برساند.
محمود عظیمایی
۸ بهمن ۱۴۰۴
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما چیست؟