چهارشنبه، بهمن ۰۸، ۱۴۰۴

فراوان ز ایرانیان کشته شد ...

 


فراوان ز ایرانیــان کشـتـه شد
ز خون یلان کشور آغشته شد

ایرانیان قدیمی تورنتو، آن‌هایی که به بحث و درس‌های نظری و فلسفی علاقمندند و رامین جهانبگلو را با جلسات هفتگی آگورا در دانشگاه تورنتو به خاطر دارند بیشتر از دیگران از مقاله اخیر او در مورد شرایط ایران شگفت‌زده‌اند. جهانبگلو بیشتر از یک دهه در این جلسات درس‌گونه، به تببین روش‌های خشونت‌پرهیز و گاندی‌وار برای رسیدن به آزادی و دموکراسی با استناد به فلسفه اخلاق صحبت می‌کرد.

مقاله دیروز جهانبگلو در ایندین اکسپرس با عنوان «عدم مداخله ترامپ در ایران، به رژیم، پیام مصونیت از مجازات خواهد فرستاد» با توصیف خشونت بی‌حد حکومت برای سرکوب اعتراضات و بی‌عملی کشورهای اروپایی شروع می‌شود. در ادامه مقاله به وعده‌های کمک ترامپ به مردم می‌پردازد که عملی نشدند. جهانبگلو در پایان نتیجه می‌گیرد که مردم ایران عدم دخالت ترامپ علی‌رغم وعده‌های اولیه را به عنوان چراغ سبزی به حکومت برای کشتار بیشتر تفسیر خواهند کرد. بعد اضافه می‌کند:

« فراموش نکنیم که این کشتارها (که عمدتاً جوانان را هدف قرار داده) بی‌تردید بر مخیلهٔ اجتماعی‌ـ‌سیاسی ملت ایران تأثیر خواهد گذاشت. بسیاری همچنان با چشم‌اندازِ تغییر به زندگی ادامه خواهند داد، اما با توحش سرکوب کنونی، طبقهٔ متوسط و اقشارِ فرودست کم‌کم به این باور می‌رسند که تنها یک شورش مسلحانه یا مداخلهٔ خارجی می‌تواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند.

این گرایش به خشونت از سوی نسلی صلح‌طلب در تناقض با مفهوم سزمین پارس که به عنوان تمدنی از زیبایی و مدارای بین‌فرهنگی و بین قومیتی شناخته می‌شود تأسف‌بار خواهد بود.»
مقاله با معرفی نویسنده تمام می‌شود:
«نویسنده مدیر مرکز مهاتما گاندی برای مطالعات خشونت‌پرهیز و صلح در دانشگاه جهانی او.پی. جیندال است.»


به نظر می‌آید جهانبگلو می‌خواهد هشدار دهد که اگر این حکومت به زودی سرنگون نشود، خشونت افسارگسیخته‌ای که برای سرکوب اعتراضات به کار برد، نسل جوان را به سمت مبارزه مسلحانه و چریکی سوق خواهد داد. به عبارتی می‌گوید دخالت نظامی ترامپ توجیه اخلاقی دارد و گویا فرض را بر این گذاشته که این دخالت نظامی دامنه خشونت محدودتری خواهد داشت. به نظرم فرض دومی هم که در نظر گرفته این است که بین این دو گزینه، هیچ گزینه سومی هم متصور نیست.

این تحلیل، مهم و قابل توجه است. آما آیا تضمین جنگی با خشونت مهار شده اصلا ممکن است؟ سبوعیتی که رژیم در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه نسبت به مردم خودش نشان داد تضمینی است که اگر از سوی آمریکا تهدید جدی برای بقای خود احساس کند، از به آتش کشیدن ایران و منطقه تردیدی به خودش راه نخواهد داد. آمریکا و متحدانش هم این را به خوبی می‌دانند. چه بسا تاخیر ترامپ در عمل به وعده‌های کمک‌اش ناشی از تردید و یا آماده‌سازی از همین زاویه باشد. به نظرم دخالت نظامی زمانی رخ خواهد داد که آمریکا و متحدانش تضمین داشته باشند که ثبات منطقه به خطر نخواهد افتاد. چنین تضمینی یا با نفوذ در ساختار داخلی و زیر سر داشتن یک مهره از داخل رژیم برای انتقال قدرت میسر است (که احتمال ضعیفی است) و یا با فلج کردن کل حکومت ( نه صرفا زدن راس آن، خامنه‌ای) دست‌یافتنی است و آن با از بین رفتن کل زیرساخت‌ها و یک جنگ تمام عیار ممکن خواهد بود که نهایتا می‌تواند به جنگ‌های داخلی و چریکی هم بیانجامد.

اما اگر از دنیای نظری و فلسفی بیرون بیاییم به نظر نمی‌آید دیگر فرصتی برای توقف جنگ باقی مانده باشد و سخت می‌توان متصور شد که ترامپ از حمله نظامی منصرف شود.

مردم داخل و خارج از ایران خشمگین‌اند، عزادار هستند و مملو از نفرت از سطح درندگی و خشونت عریان حاکمانشان، و حق هم دارند که چنین باشند. اما اهل نظر، تفکر و تاریخ وظیفه دارند که این خشم و نفرت را در جهت راه‌نمایی و چاره‌اندیشی کانالیزه کنند. امیدی به مسولیت‌پذیری «رهبر» این حرکت نیست. به وقتش او را هم باید پاسخگو کرد. اما در این زمان به نظر می‌آید متاسفانه فرصت گفتمان ضدجنگ را از دست داده‌ایم و در آستانه مقطع دیگری قرار گرفته‌ایم. در این مقطع شاید تنها چیزی که دورنمای آینده ایران را کمی روشن‌تر بنماید، آموزش‌های گریز از خشونت و درگیری‌های داخلی است که هزینه و خشونت دخالت نظامی خارجی را برای مردم به حداقل برساند.

 محمود عظیمایی
 ۸ بهمن ۱۴۰۴

یکشنبه، خرداد ۰۶، ۱۴۰۳

دیدار با خانم نویسنده

سه‌شنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچه‌هایش از شدت اصالت و قدمت حس غیرواقعی قدم‌ زدن در شهرک‌های سینمایی را تداعی می‌کرد، من و مریم مهمان خانه زیبا و گرم خانم مهشید امیرشاهی بودیم.




وقتی تاریخ انقلاب ۵۷ را به دقت مرور می‌کنید، حتما به مقاله‌ مهمی می‌رسید که نویسنده‌اش یکه و تنها فریاد برآورد و در یادداشتی به روزنامه آیندگان نوشت: «کسی نیست که از بختیار حمایت کند؟» برای درک شجاعتی که برای نوشتن چنین یادداشتی در هفدهم بهمن ۱۳۵۷ لازم بوده است، باید شرایط انقلابی آن روزها را به درستی درک کرد: تصور کنید پنج روز است که ایرفرانس بر زمین نشسته و کاروان تبعیدیان انقلابی را به ایران برگردانده است. دو روز است که روح‌الله خمینی دولت انقلابی‌اش را معرفی کرده. مهدی بازرگان از پشتوانه خمینی و میلیون‌ها نفر انقلابی خشمگین برخوردار است. و در این شور انقلاب و پیروزی، مهشید امیرشاهی، نویسنده ۴۱ ساله می‌نویسد: «روحانیون صلاح نیست که خود را به سیاست آلوده کنند» و در مقابل آنهایی که موافقند اما «اعتقاد داشتند که زمان نوشتن آن مطالب هنوز نرسیده است» با جسارت می‌گوید «من برای زدن حرف حق زمان قائل نبودم». و در نهایت می‌پرسد که «یک نفر، حتی یک نفر در این ملک نیست که صدا و قلمش را صریحا و مستقیما در دفاع از شاپور بختیار به کار برد؟» پرسیدن این سوالِ مگو دل شیر می‌خواست در ۱۷ بهمن ۱۳۵۷. مهشید امیرشاهی در زمان‌های دیگری هم نشان داده است که برای زدن حرف حق، زمان قائل نیست. او جزو نویسندگانی بود که در اعتراض به حکم اعدام سلمان رشدی به دفاع از او برخاست و یکی از اعضای بنیان‌گذار کمیته فرانسوی دفاع از سلمان رشدی بود. بعد از اتفاقات اخیر در اسرائیل و فلسطین هم در دو مقاله به نسل‌کشی اسرائیل در غزه اعتراض کرده است.

رمان «در حضر» خانم مهشید امیرشاهی را اولین بار حدود ۱۰ سال پیش کشف کردم و به بهانه اتفاقات این چند سال دوباره و سه‌باره آن را خوانده‌ام. «در حضر» با دقتی وسواس‌گونه اتفاقات ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ تا چندی پس از ۱۳ آبان ۱۳۵۸را در فرم یک رمان ثبت کرده است. چندماهی قبل از خیزش زن، زندگی، آزادی موفق شدم با ایمیل درخواستم برای اجازه اجرای رمان «در حضر» در قالب یک نمایش صوتی و همراه با استفاده از صداهای آرشیوی را با ایشان در میان بگذارم. در پاسخ خواسته بودند که با ایشان تلفنی صحبت کنم. نیم ساعتی صحبت کردیم. مشخص بود به وبسایتم سرزده و با دقت برخی از کارهایم را مرور کرده بودند. در همان صحبت نیم ساعته با شرط اینکه این کار با سرمایه‌گذاری هیچ دولتی، سازمانی، رسانه‌ای یا شخص خاصی انجام نشود، سخاوتمندانه اجازه اقتباس از رمان بی نظیر «در حضر» را به من دادند. اتفاقات تلخ و شیرین ۱۴۰۱ اگرچه اهمیت آشنایی نسل جدید با این اثر را در ذهن من ضروری‌تر ‌کرد، اما سرعت اتفاقات در آن روزها و دنبال کردن ساعت به ساعت اخبار که آدمی را عملا فلج می‌کرد و از طرفی گذاشتن تمام تمرکز و انرژی‌ام روی ثبت روزانه مسمومیت‌های مدارس، مرا از برنامه‌ریزی و کار روی این پروژه بازداشت. تا همین پنج شش ماه پیش که با گروهی از دوستان هنرمند دنیای نمایش در ونکوور و تورنتو برنامه‌ریزی جدی روی این پروژه را شروع کردیم. در این مدت هم چندباری تلفنی با خانم امیرشاهی گفتگو کرده بودم. مریم پیشنهاد داد که «تو باید خانم امیرشاهی را از نزدیک ببینی، تلفنی نمی‌شود!». جسارت درخواست دیدار حضوری را نداشتم. تا اینکه در یکی از صحبت‌های تلفنی وقتی گفتند کاش اینقدر دور نبودید و می‌شد حضوری صحبت کنیم، دل به دربا زدم و گفتم «اتفاقا اگر اجازه بدهید خدمت برسیم، قصد سفر داریم!» و این شد که ایشان با روی باز میزبان ما شدند.


وارد خانه که شدیم و از کتابخانه‌ی مملو از کتاب که گذشتیم وارد اتاق نشیمن شدیم. اما تا فهمیدیم آشپزخانه مقر اصلی گفت و گوی خانه است راهی آشپزخانه شدیم. میز گرد چوبی آشپزخانه از قبل با سلیقه خاصی با انواع غذاهای ایرانی برای سه نفر چیده‌ شده بود تا جور ساعت‌ها گفتگوی این سه نفر را بکشد. سه -چهار ساعت گفتگو با خانم امیرشاهی به سرعت برق و باد گذشت. یک ساعتی هم پشت دوربین من نشستند و نه تنها به درخواست من پیشگفتار «در حضر» را خواندند که سخاوتمندانه بخش‌هایی از کتابی منتشر نشده‌ را هم برای ما خواندند و اجازه دادند تا گفتگوهایی درباره رمان‌های «در حضر» و چهارپاره «مادران و دختران» را هم ضبط کنم.

بسیار خوشحال و مفتخرم که اعلام کنم مراحل ضبط و تولید پروژه نمایشی-مستند «در حضر» با همکاری Bygone Media، Blackout Art Society و Nowadays Theatre به زودی در تورنتو و ونکوور شروع خواهد شد. زمان انتشار این مجموعه که هنرمندان بنامی در آن نقش‌آفرینی خواهند داشت نوامبر ۲۰۲۵ خواهد بود. منتظر خبرهای بیشتر باشید.

پنجشنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۹۸

توضیحی درباره مستند فرزندانقلاب

-->
همانطور که بارها توضیح‌ داده‌ام این مستند محصول بی‌بی‌سی فارسی است و نقش من همانطور که در تیتراژ فیلم آمده محقق و یکی از تهیه‌کنندگان آن بوده است. نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان فیلم و در واقع سازنده این فیلم فرشاد بیان است. همانطور که در برنامه شصت دقیقه و جاهای دیگر توضیح داده‌ام من هشت سال پیش به قصد ساخت مستندی درباره صادق قطب‌زاده، تحقیق مفصلی را روی زندگی سیاسی و شخصی او شروع کردم. همزمان روی شبکه‌های اجتماعی بصورت منظم روند تحقیق و یاقته‌های آن را زیرعنوان سخنگوی‌آیت‌الله به اشتراک می‌گذاشتم. افراد بسیاری عکس، ویدیو، سند و خاطرات درجه اولی را از قطب‌زاده از طریق همین شبکه‌های اجتماعی برایم می‌فرستادند.  بعد از دو سال خلاصه‌ای از مصاحبه‌های ضبط شده‌ام که همگی صوتی بودند را در قالب یک تیزر ۷-۸ دقیقه‌ای منتشر کردم به این امید که بتوانم اعتماد افراد بیشتری را جلب کنم تا پا پیش بگذراند و با مصاحبه برای این پروژه موافقت کنند. بهمن دارالشفایی عزیز که آن زمان با بی‌بی‌سی همکاری داشت باعث شد که فرشاد بیان این ویدیو را ببیند و پیش‌قدم شود و با جلب موافقت بی‌بی‌سی پیشنهاد همکاری به من بدهد. این پیشنهاد فرصت فوق‌العاده‌ای بود که من بتوانم با یک تیم حرفه‌ای از نویسنده و کارگردان و تدوین‌گر و فیلمبردار ایده اولیه‌ام برای ساخت مستندی تحقیق-‌محور را با استانداردهای بالای بی‌بی‌سی به واقعیت بدل کنم و البته نتیجه کار را مخاطب میلیونی بی‌بی‌سی هم ببیند.

طبق قراردادم با بی‌بی‌سی همه مصاحبه‌های انجام شده تا آن زمان (که عموما تلفنی ضبط شده بودند) را باضافه اسناد و مدارک جمع‌آوری شده و نتایج تحقیق تا آن زمان را در اختیار بی‌بی‌سی گذاشتم. دوباره سراغ تقریبا همه آن افراد رفتیم و اینبار مصاحبه‌ها بصورت ویدیویی ضبط شدند. متاسفانه در مواری موفق به این کار نشدیم و در نتیجه همان مصاحبه‌های تلفنی اولیه در کار نهایی استفاده شدند (مثلا مصاحبه با صادق طباطبایی که شوربختانه بیماری سرطان امانش نداد و موفق به تکرار مصاحبه نشدیم). در طول شش سال بعد از شروع همکاری با بی‌بی‌سی من همچنان در تحقیق روی موضوع، پیدا کردن آدم‌های جدید برای مصاحبه، رفتن به آرشیوهای مختلف برای بررسی اسناد و جستجوی آرشیوهای تلویزیونی خصوصا آرشیو سی‌بی‌سی در تورنتو با این پروژه همکاری داشتم. فرشاد علاوه بریافتن افراد تازه و گرفتن مصاحبه با آنها و ادامه تحقیقات و به خصوص شخم زدن آرشیو تصویری بسیاری ازشبکه‌های تلویزیونی، روند تولید فیلم را پیش می‌برد تا بالاخره به جایی رسیدیم که حس کردیم همه مواد لازم و ممکن برای تولید فیلم را دردست داریم. در آنزمان بود که فرشاد روند تدوین و شکل دادن به فیلم را با بابک سالک، تدوینگر فیلم شروع کرد که خودش حکایت جالبی است که امیدوارم حتما در این مورد و چرایی سه قسمتی شدن فیلم، زبان بصری آن و انتخاب موضوعات بنویسد. نتیجه کار اما در قالب یک فیلم مستند، حاصل تهیه‌کنندگی، نویسندگی و کارگردانی فرشاد بیان است. در طول مراحل تدوین که بیش از ۷ ماه طول کشید من همواره فرصت پیشنهاد و انتقاد از کار را داشتم و فرشاد با سخاوت همیشگی‌اش بسیاری از نظرات من را روی نسخه نهایی اعمال می‌کرد.


با نمایش فیلم در بی‌بی‌سی متوجه شدم که در فضای مجازی به اشتباه ازمن به عنوان سازنده فیلم اسم برده می‌شود. احتمالا به دلیل حضور پرنگ من در شبکه‌های اجتماعی و سابقه اشتراک گذاری مطالب مربوط به پروژه سخنگوی آیت‌الله از همان هشت سال پیش این اشتباه برای خیلی‌ها پیش آمده بود. اگرچه تا جایی که در توانم بود سعی کردم این را توضیح بدهم اما سیلی که در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاده بود سهمگین‌تر از آن بود که با پاسخ‌های من کنترل شود. امیدوارم این یادداشت بخشی از این سوتفاهم‌ها را پاک کند.

محمود عظیمایی




شنبه، مهر ۲۱، ۱۳۹۷

حمایت مالی از پادکست رادیو دستنوشته‌ها

در اپیزود ششم گفتم که پادکست ساختن کار پر زحمت و پرهزینه‌ایست و از آنجایی که تصمیم دارم تا جایی که ممکن است اسپانسر و تبلیغ تجاری قبول نکنم باید راهی برای تامین هزینه‌های پادکست پیدا کنم. اگر خارج از ایران زندگی می‌کنید و پادکست‌های رادیو دستنوشته‌ها را دوست دارید و معتقدید با بازنگری تاریخ معاصر ایران بر اساس اسناد آرشیوی و گفتگوهای تاریخ شفاهی می‌توان مانع تکرار اشتباهات تاریخیمان شد و اگر می‌خواهید به بقا و استقلال این پادکست کمک کنید، می‌توانید از این لینک توسط سایت GoFundMe به این هدف کمک کنید. 

گزارش هزینه‌هایی که با استفاده از کمک‌های مالی شنوندگان انجام شود در همین وبلاگ منتشر خواهد شد. 

یکشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۹۷

رادیو دستنوشته‌ها - اپیزود ششم



این اپیزود رادیو دستنوشته‌ها ویژه روز جهانی پادکست است. در این قسمت صدای کسی که با ابداع RSS حق بزرگی بر گردن وبلاگ و پادکست دارد را خواهید شنید. همینطور بخشی از اولین پادکست دنیا. همینطور از زبان کسی که کلمه پادکست را برای اولین بار بطور اتفاقی اختراع کرد داستان این اختراع را خواهید شنید. همینطور برایتان خبرها و جزئیاتی درباره پادکست دستنوشته‌ها در این قسمت خواهم داشت:




پ.ن: متاسفانه دو اسم را در این پادکست من اشتباه تلفظ کرده‌ام: یکی اسم دیو وینر و دیگری اسم کریستوفر لایدن. بدی پادکست این است که نمی‌شود هیچ اشتباهی را در آن اصلاح کرد. پادکست منتشر شده، روغن ریخته است!

پادکست‌های رادیو دستنوشته‌ها را درآی‌تیونز، گوگل پلی، ساوندکلاود و تلگرام دنبال کنید.
اگر به آدرس‌های بالا به دلیل فیلترینگ دسترسی ندارید اپلیکیشن کست‌باکس را امتحان کنید و در آن "رادیو دستنوشته‌ها - ایران" را جستجو کنید.

لینک دانلود 

لینک‌های مرتبط:

  • وبلاگ کریستوفر لایدن +
  • وبلاگ In Pod We Trust +

چهارشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۹۷

رادیو دستنوشته‌ها - اپیزود پنجم


در اپیزود قبل برایتان گفتم که چگونه بخشی از حاکمیت در حج سال ۶۵ با مخفی کردن مواد منفجره جنگی در وسایل حجاج ایرانی، حساسیت عربستان سعودی نسبت به حضور و فعالیت‌های حجاج ایرانی را بالا برد. در این قسمت وقایع حج سال ۶۶ را از زوایایی که کمتر به آن پرداخته شده برایتان بازگو خواهم کرد.

پادکست‌های رادیو دستنوشته‌ها را درآی‌تیونز، گوگل پلی، ساوندکلاود و تلگرام دنبال کنید.

لینک دانلود 

لینک‌های مرتبط:




یکشنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۹۷

رادیو دستنوشته‌ها - اپیزود چهارم


از این قسمت ماجرای حج خونین سال ۱۳۶۶را از زوایایی که کمتر به آن پرداخته شده برایتان بازخوانی می‌کنم.


پادکست‌های رادیو دستنوشته‌ها را درآی‌تیونز، گوگل پلی، ساوندکلاود و تلگرام دنبال کنید.

لینک دانلود 

شنبه، تیر ۳۰، ۱۳۹۷

رادیو دستنوشته‌ها - اپیزود سوم


در این اپیزود در ادامه اپیزود دوم درباره به وزارت رسیدن محمد درخشش و همینطور نقش دولت کندی در تحمیل دکتر امینی به شاه و بررسی ارتباط آن با اعتراضات فرهنگیان خواهید شنید.


پادکست‌های رادیو دستنوشته‌ها را درآی‌تیونز، گوگل پلی، ساوندکلاود و تلگرام دنبال کنید.

لینک دانلود 

درباره اسنادی که به یک طرح دخالت نظامی دولت کندی در ایران دلالت داشت، مقاله برای رادیو زمانه نوشته بودم که می‌توانید از لینک زیر آنرا بخوانید:


پنجشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۹۷

رادیو دستنوشته‌ها - اپیزود دوم


در این اپیزود در ادامه اپیزود اول واکنش شاه به استعفای شریف امامی و پیشنهاد تشکیل کابینه به دکتر علی امینی را خواهید شنید.



پادکست‌های رادیو دستنوشته‌ها را درآی‌تیونز، گوگل پلی، ساوندکلاود و تلگرام دنبال کنید.

لینک دانلود 

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۹۷

رادیودستنوشته‌ها - اپیزود اول


اعتصاب سراسری فرهنگیان در آغاز دهه چهل خورشیدی و طرح جان اف کندی برای یک مداخله نظامی در ایران

این اولین قسمت از فصل اول پادکست‌های رادیو دستنوشته‌هاست. در این قسمت  اعتصاب سراسری فرهنگیان در آغاز دهه چهل خورشیدی و طرح جان اف کندی برای یک مداخله نظامی در ایران را برایتان مرور خواهم کرد.این موضوع در سه دو قسمت بعدی پادکست تکمیل خواهد شد.
پادکست‌های رادیو دستنوشته‌ها را درآی‌تیونز، گوگل پلی، ساوندکلاود و تلگرام دنبال کنید.

لینک دانلود 

یکشنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۹۷

معرفی رادیودستنوشته‌ها


رادیو دستنوشته‌ها به زودی با مجموعه پادکست‌هایی درباره تاریخ معاصر ایران بر پایه تاریخ شفاهی، مصاحبه‌های اختصاصی و اسناد آرشیوی منتشر خواهد شد.




۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ برابر با دوم ماه مه ۲۰۱۸ خواهید شنید. پادکست‌های رادیو دستنوشته‌ها را درآی‌تیونز، گوگل پلی، ساوندکلاود و تلگرام دنبال کنید.

لینک دانلود 

فراوان ز ایرانیان کشته شد ...

  فراوان ز ایرانیــان کشـتـه شد ز خون یلان کشور آغشته شد ایرانیان قدیمی تورنتو، آن‌هایی که به بحث و درس‌های نظری و فلسفی علاقمندند و رامین ج...