چهارشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۸۴

انتخابات از نوع کانادایی

بعد از کلی کشمکش ِیکی دو هفته گذشته دولت لیبرال پل مارتین، که اصرار داشت تلاش کنه انتخابات به بعد از تعطیلات کریسمس و سال جدید بیافته تا مردم از تعطیلاتشون لذت ببرن و چون مردم توی کریسمس دوست دارن پاپانوئل رو در ِ خونشون ببینن نه سیاستمدارها رو! اما بالاخره با رأی عدم اعتماد پارلمان در دوشنبه، پاپانوئل هم ناچاره امسال رأی بده! البته اگه سیتیزن کانادا باشه و شرکت درانتخابات رو واجب بدونه!
همونطور که توی بی بی سی می تونین بخونین، عدم اعتماد به خاطر رسوایی های مالی بود که مارتین از دولت لیبرال قبلی وبال گردنش بود و دولت خودش توی این قضایا دامانش آلوده نبود. نخست وزیر قبلی، "ژان کرتین" کسیه که "شلوان" رئیس کالج ما، طرح معلمان برای آزادی رو در واقع از اون گرفته و حامی اصلی شلوان بود. البته خود کرتین بیشتر از یک ساله که هر از چندگاهی برای توضیح در مورد مسائل مالی زمان دولتش به دادگاه احضار میشه. توی عکس زیر شلوان و کرتین رو به همراه 3 نفر دیگه میبینین. *

مارتین دیروز به حضور فرماندار کل، نماینده حاجیه خانم الیزابت دوم در کانادا (که تازگی یک خانم تقریباً سیاهپوست به این سمت انتخاب شده) شرفیاب شد تا اجازه انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زودرس رو بگیره. به نظرم خیلی مسخره است کشور به این بزرگی در تصمیم گیری های مهمش و تصویب قوانینش باید تأیید هر چند فرمالیته ملکه انگلیس رو بگیره. الکی نیست که انگلیسی ها مدعی اند خورشید در ممالک بریتانیای کبیر هرگز غروب نمی کنه. از اونور دنیا (استرالیا) تا اینجا که به نظر من آخر دنیاست در یدشونه!
خلاصه از امروز فعالیت ستادهای انتخاباتی شروع شده و همه اخبار رو تحت تأثیر خودش قرار داده. دیدن فعالیت های انتخاباتی اینا برام خیلی جالبه. آسمون سیاست همه جه یک رنگه. "استیفن هارپر" رهبر حزب محافظه کار، حزب رقیب، لیبرال رو به جنایت در کبک متهم کرد. "پل مارتین" در دفاع از حزبش گفت شنیدم هارپر حرفهایی زده (بخونین حرف های گنده تر از دهنش!) بدونه که من عاشق کانادام!

از چپ به راست: "جک لیتون" رهبر حزب نئودموکرات، "استیفن هارپر" رهبر حزب محافظه کار،"پل مارتین"رهبر حزب لیبرال و نخست وزیر فعلی


حزب لیبرال پرچمدار قانونی کردن ازدواج همجنس ها بود و تا دیروز حزب محافظه کار با این مسأله مخالف بود و می گفت تعریف ازدواج پیوند بین یک زن و مرده و مفهوم مقدسیه و نمیشه! امروز "هارپر" علناً گفت اگه لازم باشه تعریف ازدواج رو در قانون تغییر می دم تا ازدواج همجنس ها قانونی بشه! تلویزیون ملی کانادا(سی بی سی) هم با یکی از رهبران جامعه همجنس گراها مصاحبه کرد و اون هم گفت چطور میشه که یک ماه قرار میشه این ازدواج قانونی شه و ماه بعد نه؟!
یکی دیگه از کانال های تلویزیونی امشب یک کاندیدا رو نشون می داد که تصمیم گرفته برای اینکه بهتر شرایط مردم عادی رو درک کنه، یک شب در یک آپارتمان ساده که سوسک هم داره (سوسک هاشو نشون داد!) زندگی کنه!
تا اینجا که وعده وعیدهای الکیشون فرق زیادی با انتخابات مملکت خودمون نداشت. فقط منتظرم ببینم اینجا لیست نماینده هاشونو امام زمان یا اقلاً "جیزز"ِ شون (مسیح) امضا می کنه یا نه!
من اگه حق رأی داشتم به نئودموکرات ها رأی می دادم. از بقیه صادق ترن. اگرچه شانسشون کمه و نمی تونن دولت تشکیل بدن اما از اونجا که معمولاً با لیبرال ها ائتلاف می کنن، پس بهتره که تعدادشون بیشتر بشه. محافظه کارها خیلی به آمریکا نزدیکن و جنگ طلب. اصلاً ازشون خوشم نمیآد. حزب "بلاک کبک" و سبزها هم که اصلاً تأثیر گذار نمی تونن باشن.
شما، که توی کانادایین، به کدوم حزب رأی میدین یا اگه می تونستین میدادین؟

مجموعه عکس های قشنگی از جلسه رأی عدم اعتماد رو اینجا ببینید.

________________________________________

* اون آقای ریشو سمت راست یک پاکستانی به اسم "ریاض عبدالله" است که از اونجایی که همیشه من باید با پاکستانی جماعت مشکل داشته باشم (قبلاً داستان مشکلاتم رو با این جماعت تعریف کردم!)،با این آقا یک برخورد جدی داشتم. اما این اواخر تا قبل از جنجال روزنامه تورنتو استار که این بنده خدا رو مجبور به استعفا کرد، ظاهراً با هم خوب شده بودیم. اون زمان (نزدیک یکسال پیش) روی مدلبندی مالی همین طرح "معلمان برای آزادی" کار می کردم که داخل کالج به جز خود شلوان فقط من دسترسی به اطلاعاتش داشتم. باضافه دو مشاور شلوان که یکیشون اصلاً تورنتو نبود و یکی هم بیرون کالج بود. ریاض ازغیبت شلوان که برای سفری به اتاوا می رفت استفاده کرد و دوستانه این اسناد رو از من درخواست کرد. من هم که به حساسیت قضیه پی برده بودم و به این آدم هم اصلاً نمی تونستم اعتماد کنم، قبل از رفتن شلوان ازش بدون اسم بردن از ریاض نظرشو خواستم که اصرار کرد بگو کی ازت اینو خواسته. به من گفت به هیچ وجه این مدارک رو به کسی نده و توی راه اتاوا با موبایلش با ریاض تماس گرفت و بهش خیلی توپید و البته بعدهم اون به من توپید و گفت من حداکثر با دو روز تأخیر هر اطلاعاتی بخوام بدست میارم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما چیست؟

دیدار با خانم نویسنده

سه‌شنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچه‌هایش از شدت اصالت ...