دوست عزیزی با امضای "علی" کامنتی برای پست قبلی گذاشته که متأسفانه به خاطر محدودیت هالواسکن در تعداد حروف در هر کامنت، ناتموم مونده. در این کامنت از اینکه من مخالف این تحولات "هسته ای" هستم انتقاد شده.

علی جان:

صلح آمیز بودن دانش هسته ای ایران شوخیی بیش نیست. دلایل خیلی روشنی وجود دارد که استفاده از رآکتور اتمی برای تولید انرژی در ایران اصلاً مقرون به صرفه نیست. آیا میدانی که ایران فقط 0.03 درصد از ذخایر اورانیوم جهان را دارد؟ در حالی که 9.9 درصد از کل ذخایر نفتی و 15.6 از ذخایر گاز دنیا متعلق به ایران است؟ ایران با همین میزان استخراج فعلی تا 87 سال نفت و تا 319 سال گاز خواهد داشت. این در حالی است که کل ذخایر اورانیوم جهان تا 70 سال دیگر تمام خواهد شد! دخایر موجود اورانیوم ایران فقط برای 7 سال نیروگاه بوشهر کافی خواهد بود. بد نیست سری به این وبسایت بزنید که من گزیده ای از آمار و اطلاعاتش را اینجا آورده ام:

"در کشورهای دارنده نیروگاه هسته ای در سالهای گذشته صدها نیروگاه غیر هسته ای, اغلب گازی ساخته شده و این کشورها در عمل دیگر بدنبال نیروگاه هسته ای نیستند. در 10 سال گذشته بیش از 500 نیروگاه معادل نیروگاه بوشهر ساخته شده, که از میان آنها فقط 43 نیروگاه, هسته ای بوده اند. در آمریکا تقریبا 80 نیروگاه غیر هسته ای در مقابل فقط یک نیروگاه هسته ای, انگلیس و آلمان 5 در مقابل 0, کانادا و مکزک هر یک 8 در مقابل 0, اسپانیا 12 در مقابل 0, آفریقای جنوبی 8 در مقابل 0 و برزیل 6 در برابر 1. کشورهای اروپایی همچون اتریش, ایتالیا, ایرلند, دانمارک, یونان, لتلند, ایستلند, لوکزنبورگ, نروژ, لهستان و پرتقال از انرژی هسته‌ای استفاده نمی برند و به جز ایتالیا که 15 سال قبل تمام (4 نیروگاه) نیروگاههای هسته ای خود را بست, نیروگاه هسته ای ندارند. "

اینها همه دلایلی هستند که نشان میدهند استفاده از انرژی هسته ای برای تولید برق در خیلی از کشورها دیگر محلی از اعراب ندارد. از طرف دیگر ما یک نیروگاه ناتمام اتمی در بوشهر داریم که اگر خیلی خوشبینانه به قضیه نگاه کنیم سوخت اتمی تولید شده باید صرف این رآکتور شود. طنز قضیه اینجاست که طبق قراردادی که با روس ها برای ساخت این نیروگاه داریم از هر زمان که این نیروگاه به بهره برداری برسد باید تا 10 سال سوخت آن توسط روسها تأمین شود و باقی مانده این سوخت به روسیه بازگردانده شود! حالا پیدا کنید پرتغال فروش را!

این یک بعد قضیه است. بعد دیگر قضیه داشتن یک مدیریت سالم برای اداره تأسیسات پیچیده و خطرناک هسته ای است. که با کوچکترین احمالی تا شعاع صدها کیلومتر می تواند زندگی همه موجودات زنده را به خط بیاندازد. چرنویل را که از یاد نبرده ایم؟ در سیستمی که ماهی یک هواپیما دچار حادثه میشود. آنهم نه تنها هواپیماهایی که مردم عادی را سوار می کنند که هواپیمای فرماندهان نظامی هم ! در سیستمی که لاستیک هواپیمای ریس مجلسش می ترکد و سفر رسمی او را به ترکیه به تعویق می اندازد، چقدر مسایل امنیتی تأسیسات اتمی می تواند مورد اطمینان باشد؟ به نظرمن قبل از اینکه بگوییم چرا ما این تکنولوژی را نداشته باشیم، باید تکلیف این "ما" را روشن کنیم. "ما" یعنی همین دولت مهرورزی که هر روز با تحریکاتش ایران را هرچه بیشتر در معرض هجوم همزادهای ناشریفش در محافظه کارهای حاکم ینگه دنیا قرار می دهد تا راه برای تجزیه ایران باز شود؟ هر وقت این "ما" یک گروه قابل اعتماد بود میتوان از آن "حق" هم سخن گفت. متأسفانه چیزی که در این قضیه اصلاً مورد توجه هیچ کدام از طرفین (ایران و آمریکا) قرار نمیگیرد، سرنوشت مردم ایران است. وقتی دکتر عباسی نامی به عنوان مشاور سپاه مواجهه ایران و آمریکا را همچون برخورد یک کامیون و یک ژیان می داند که آن ژیان ایران است، با این تفاوت که ژیان پر از مواد منفجره ای است که پس از برخورد، کامیون را هم همراه خود نابود خواهد کرد، تکلیف مردم و آینده ایران روشن است.

تصویری که در خارج از ایران از احمدی نژاد معرفی می شود (که انصافاً چندان هم نابجا نیست!) این تصویری است که میبینید. با شباهت های بسیار به هیتلر که به همان اندازه برای جامعه جهانی خطرناک است.

بگذریم... من مفسر سیاسی نیستم فقط چون از من پرسیده شده بود، لازم بود توضیح بدهم که چرا! این قضایا باهمه تلخ بودنش، اما نمی شود از بحث "هسته ای" گفت و از ریس جمهور مهرورز یاد کرد و لبخندی به لب خواننده نیاورد! ناصر خالدیان تضمینی بر غزل علیرضاقزوه که در پاچه خواری غنی سازی سروده بود سروده که خواندنش خالی از لطف نیست:

مشكن به دندان لقت، اين هسته‌هاي بسته را
اول دواي اصل كن، درد كمر بشكسته را
يا وارهان از جهل و كين، اين ميهن پربسته را
«بگشاي راه بسته را، بنواز جان خسته را
بشکن دوباره هسته را، عشق است تا منظور تو»

متن کامل تضمین را اینجا و غزل اصلی را اینجا ببینید.
----------------------------------------------------------------------

سیما شاخصاری به عنوان جوابیه برای کامنت هایی که من و چند نفر دیگه برای پست قبلیش گذاشته بودیم، توضیحاتی داده :
نوشته ای خودمانی و غیر فرمال
در پاسخ به چند دوست کامنت گذار در پست قبلی، کامنتی نوشتم که چون طولانی شد، اینجا در متن می گذارمش. نکته ای که دوستان به آن اشاره کرده اند این است که من این روزها انگار فقط یک سوی سکه را می بینم و فقط بر نئوکان های امریکایی ایراد می گیرم و به ایرادهای دولت ایران اشاره ای نمی کنم. انتقاد دوستان شاید درست باشد و شاید باید نگاهی به نوشته هایم بکنم و ببینم این ترس از جنگ تا چه حد نوشتنم را یک جانبه کرده. جواب نئوکانسروتیوهای ایرانی را نمی دهم چون تهمت های آنها در مورد پول گرفتن من از جمهوری اسلامی آنقدر مسخره است که ارزش جواب دادن ندارد. چوب دوسر گهی که می گویند همین است. مشکل تحلیل این نئوکان ها همان مشکل جورج بوش است: "شما یا با ما هستید یا ضد ما هستید." جایی در بین که نه این باشد و نه آن انگار در چنین ذهنیتی وجود ندارد. اما جواب دوستانی را که برای افکار و نظراتشان احترام قائلم را می دهم. این است جواب غیر فرمال من:
محمود، احمد رضا، و هاله عزیز:
ممنون از توجهتان... (ادامه)

0 Responses

Post a Comment

نظر شما چیست؟