در زیر پست "حرمت حق زندگی چه می‌شود؟" که در مورد مجازات اعدام نوشته بودم، "من و پری" کامنت گذاشته که:

بنده موافق حکم اعدامم دویست در صد بلکه هم بیشتر.

دلیلی ندارد که آزموده را دوباره آموخت که ! تویی که خودت یک پا پلوفسل آماری یه بررسی آماری بنما ببین مجرمینی که مرتکب جرایم جنایی اند چند در صدشان مثل آدم میشوند بعدا.

به جان بچه ام هرکدامشان بمبی متحرکند تحدید کننده امنیت قشر ضعیف جامعه.

حالا بعدا که زن و بچه دارشدی میفهمی که نگران زن و بچه بودن یعنی چه. ترجیح خواهی داد که طرف پیش پیش اعدام شود تا اینکه زن و بچه تو قربانی هوس او شوند.

در این راستا حرفهای کانادامابانه جنابعالی هم کشک و دوغ است مثل این : اگر حقوق اجتماعی را جامعه به انسان‌ها داده، حق زیستن، از هرجا که آمده باشد مطمئناً از طرف جامعه به انسان عطا نشده که جامعه مجاز به گرفتنش باشد.

برعکسش چه ؟ حق زیستن را آن آدم جنایتکار به ما داده که فرصت گرفتنش را به او بدهیم؟ نه داداش !اعدام همچون موجوداتی نوعی دفاع از خود محسوب میشود. در این جنگ ، ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسپندان.

نمی‌خوام اداهای به قول این دوست قدیمی، کانادامآبانه در بیاورم، اما نمی‌دانم در این چهار سالی که نبوده‌ام چه بر سر مردم کشورم آمده که اینگونه راحت از کشتن حرف می‌زنند. جای آقای زرافشان خالی که نگوید: "... مردم می ترسند که نظر انتقادی نسبت به موضوع را بيان کنند. به نظر من اينها شوخی است...." خانواده و دوستانمان از که می‌ترسند که در گفتگوهای شخصی هم همین شوخی‌ها را می‌کنند؟

0 Responses

Post a Comment

نظر شما چیست؟