یک هفتهای سفر بودم. همانطور که این گوشه هم در روزنوشتها چیزکی نوشتم، برای شرکت در یک دوره آموزشی دو روزه و بعدش یک کنفرانس پنج روزه به مونتریال در استان کبک رفته بودم. رئیس محترم همه هزینههای سفر را به جز خورد و خوراک، حاتم وار تقبل کرده بود. هرچند یک شب هم میهمان خوان رنگارگ ایشان در یک رستوران کبکی بودیم با غذاهایی نامتعارف و با شیوه سرو فرانسوی که صرف یک شام با مخلفاتش سه ساعت طول کشید. و اما کبک و مونتریال در مقایسه با شهرهای دیگر کانادا (حداقل آنهایی که من دیدهام مثل تورنتو، اتاوا و وینیپگ و چند شهر کوچک دیگر) جایی کاملاً متفاوت است. از آن شهرهایی است که در وصف نگنجد! برای همین به زودی شرح این سفر را اگر بشود به شیوهای نو همینجا میگذارم. اگر این همه کار عقب افتاده و کلاسهای درس شرکت نکرده و امتحانهای از گرد راه رسیده اجازه دهند. اجالتاً این عکس را داشته باشید تا آن موقع. (لازم که نیست بگویم دوربین جدید گرفتهام؟ واضح است دیگر آن قراضه در شب با نورافکن هم به سختی عکس میگرفت!)

اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
فراوان ز ایرانیان کشته شد ...
فراوان ز ایرانیــان کشـتـه شد ز خون یلان کشور آغشته شد ایرانیان قدیمی تورنتو، آنهایی که به بحث و درسهای نظری و فلسفی علاقمندند و رامین ج...
-
فراوان ز ایرانیــان کشـتـه شد ز خون یلان کشور آغشته شد ایرانیان قدیمی تورنتو، آنهایی که به بحث و درسهای نظری و فلسفی علاقمندند و رامین ج...
-
سهشنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچههایش از شدت اصالت ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما چیست؟