این مطلب از وبلاگ قدیمی دستنوشته ها به این صفحه منتقل شده است

دوران 8 ساله حکومت که نه به واقع دولت اصلاحات هم به پایان رسید و خاتمی که از کنج کتابخانه ملی به میدان سیاست کشیده شده بود دوباره به کنجی دیگر (مرکز گفتگوی تمدن هایش) رفت. هشت سالِ پر هزینه برای همه مردم که داوری نتیجه دار بودن این همه هزینه کار ساده ای نیست. این دوران برای خیلی ها مثل من یأس و دلزدگی از سیاست رو به دنبال داشت. گاهی که به گذشته نگاه می کنم با خودم میگم حیفِ اون یک ترم مشروطی که سر فعالیت های انتخاباتی دور اول (سال 76) توی سابقه دانشگاهیم موند. حیف اون همه وقت وانرژی که پای شرکت توی سخنرانی ها و اجتماع های مختلف و خوندن مقاله ها و تحلیل های سیاسی روزنامه های مختلف گذاشتم. اگه فقط بخشی از اون وقت و انرژی رو روی تکمیل زبان گذاشته بودم حالا اینجا خیلی سریعتر می تونستم دنبال هدف هایی که اومدم برم. اگرچه ترک عادت موجب مرضه و هنوز هم اینجا تا هر روز سایت BBC و خبرنامه گویا رو نخونم و رادیو فردا رو گوش ندم و اخبار صدای آمریکا رو نبینم و گاهی هم اخبار تلویزیون ایران رو، روزم شب نمی شه!

خرداد 76 برای انتخابات اولین دوره خاتمی عوالمی داشتیم. یادش به خیر. مسئول های دانشگاه آزاد مشهد داشتن یک تومار امضاء حمایت از ناطق نوری آماده می کردن که با یک گروه از بچه های دانشگاه توی دانشکده های مختلف پیش دستی کردیم و تومار دیگه ای با چندصدتا امضا به روزنامه سلام فکس کردیم. اطلاعیه حمایت از خاتمی رو به همراه بریده روزنامه های سلام و توس (زمانی که توس مشهد چاپ می شد) رو به شکل یک بروشور کوچولو طراحی کردم و با هزینه ستاد خاتمی توی مشهد تکثیر کردم و هر کدوم از بچه ها مأمور توزیعش جلوی دره یکی از دانشکده ها شد! بعضی از بچه هایی که دل و جرأت فعالیت علنی به نفع خاتمی رو نداشتن سعی می کردن به شکل های جالبی از خودشون کاری نشون بدن. مثلاً چند تایی از بچه ها کارشون این شده بود که هر روز برن ستادهای ناطق نوری و به بهانه حمایت از اون تقاضای کلی پوستر رنگی ناطق رو کنن و بعد اون پوسترها رو توی اندازه کاغذ یادداشت می بریدن و برای خودشون کاغذ چکنویس درست می کردن. یکی شون تا 2 سال بعد هنوز از اون چکنویس های ناطق نوریی داشت!

بعد که نتایج انتخابات معلوم شد بسیج دانشجویی بهمون پیغام داد که شانس آوردین که این بنده خدا ،قومتون، رأی آوُرد وگرنه پرونده هاتون برای بررسی آماده بود. سال بعدش یکی از بچه ها توی یک دانشکده دیگه (که البته اون موقع ها خیلی کله شقی میکرد و البته الان هم به یک شکل دیگه می کنه!) یک ترم معلق از تحصیل شد بعدش هم با وجود قبولی علمی توی آزمون کارشناسی ارشد رد صلاحیت شد و کارش به یک بازجویی هم کشید. سال 78 که من ارشد قبول شدم ازسازمان سنجش قبل از اعلام نتایج خبر دادن شما باید بیاین ما باهاتون کار داریم! با آمادگی کامل برای تکرار همون قضیه در رابطه با خودم رفتم تهران و وقتی پیش شخص مربوطه رفتم نگاهی از سر تا پا بهم کرد و کمی به کاغذهای روی میزش ور رفت و گفت بفرمایین مشکلی نیست! اگرچه هفته بعدش اسمم توی روزنامه نتایج بود اما اون دوره کارشناسی ارشد شهید بهشتی برای من آمد نداشت و به سرانجام نرسید که بماند...

عکس های این صفحه مربوط بازدید خاتمی از نمایشگاه "خاتمی و عکس هایش" و از ایسناست. عکس دوم خاتمی رو بین دختر و پسرش نشون میده.

نظرات خوانندگان :

Name : leila

E-Mail : nokhod88@yahoo.com

URL :

Date : Sat, 13 Aug 2005

دست نوشته عزیز سلام
این بی انصافی است که بگیم این 8 سال هیچ چی را توی مملکت ما عوض نکرد. بیشترین آزادیها مال این دوران بود. یادت رفته توی دانشگاه قبل از این دوران چه خفقانی حکم فرما بود.فعالیت این همه نشریه و مجله مال کی بود؟ این 8 سال . کجا می تونست یک خبرنگار جلوی رئیس جمهور کشورمون به ایسته و این همه انتقاد ازش بکنه .این همه استیضاح و سئوال و پرسش از وزرا یک کابینه بکنند تا بحال سابقه نداشت قبل از این 8 سال هر کی هرکار می خواست می کردو هیچ کس صداش درنمی آمد و خیلی چیزهای دیگه که گفتنش اینجا جایز نیست فقط ما توقع زیادی داشتیم فکر می کردیم قراره چه اتفاقی بیفته؟

Name : آزاده

E-Mail :sovanda@gmail.com

URL : sovanda.persianblog.com

Date : Mon, 15 Aug 2005

سلام:)خوبین؟

من فکر کردم که ضما با ما قهرین. آخه هیچ خبری نداشتیم ازتون. دیروز آقای سودمند اومده بودند شرکت. ایشون هم از شما بیخبر بودن!!امیدوارم هر جا هستین شاد باشین. در ضمن باید من از شما تشکر کنم که باعث شدین به جمع آمارپویانیها بیام. تجربه خیلی خوبی بود:)

Name : بابک

E-Mail :

URL :

Date : Tue, 16 Aug 2005

اطلاعيه حمايت از خاتمی رو به همراه بريده روزنامه های سلام و توس (زمانی که توس مشهد چاپ می شد) رو به شکل يک بروشور کوچولو طراحی کردم و با هزينه ستاد خاتمی توی مشهد تکثير کردم .
" البته منظورت از کردم کرديمه ديگه.

دستنوشته ها:

کمی حق با بابکه ؛) اصلاح می کنم : "... طراحی کردم و ... تکثیر کردیم" اینجوری منصفانه تره !

Name : بابک

E-Mail :

URL :

Date : Wed, 17 Aug 2005

متنشو هم جواد نوشت.اگه يادت بياد البته.

دستنوشته ها:

بعله! متنش رو هم جواد نوشت. اما نه متن برشور، بلکه متن بیانیه که امضا شد و تو روزنامه ها چاپ شد. تبعاً همون بیانیه رو من توی بروشور هم آوردم! این بابک اگرچه می خواد بگه عوض شده اما من می گم همونیه که بود! ;)

Name : فردین

E-Mail :fardin_94@yahoo.com

URL :

Date : Mon, 05 Sep 2005

محمود جان دورود .
خوبی ؟چه خبر ؟
احوالی از ما کافر ها نمیگیری من همیشه به سایتت سر میزنم مطلبت در مورد خاتمی خوندم راستش دلم می خواهد چیزهائی برات بنویسم از همه چیز هنوز فرصت ندارم ولی سر وقت بطور خصوصی برات نامه ای می فرستم منتظر باش
راستی محمد اونجاست با هاش تماس بگیر تلفنش رو بهم داد بهت میدم اگه کاری باشه برات انجام میدم

شاد و دیر زی مهرت افزون

0 Responses

Post a Comment

نظر شما چیست؟