کالج CCBC رسماً اعلام تعطیلی کرد. امروز بعدازظهر که برای دیدن یکی از بچه ها به کالج رفته بودم، شنیدم که به همه دانشجوهایی که صبح توی کالج بودن، شلوان و هوگی (یکی از مدرسها) گفتن که وزارتخونه مجوز (License) کالج رو تمدید نکرده و داریم سعی می کنیم کسانی که شهریه کامل رو پرداخت کردن، به کالج دیگه ای منتقل(ترانسفر) کنیم. با خود شلوان هم صحبت کردم. وقتی پرسیدم خبرهای بدی شنیدم، با همون پررویی (یا اعتماد به نفس؟!!) همیشگی اش گفت نه زیاد هم بد نیست. من تا چند ماه دیگه همه بدهی ها رو میدم و الان هم خیلی هاش رو پرداخت کردم و دوباره همه چی مثل قبل میشه! در مورد ترانسفر کردن هم گفت دانشجوهایی که مقدار زیادی از واحدهاشون مونده رو ترانسفر می کنیم و اونهایی که تعداد کمی واحد باقی مونده دارن رو خودمون همینجا آموزش میدیم. وضعیت دانشجو ها باید مورد به مورد بررسی بشه. بعد هم موقع خداحافظی در حالی که سعی داشت خودشو آروم و طبیعی نشون بده، اما چهره اش حال آشفته شو نشون داد میزد! گفت من همینجا خواهم بود. به من گاهی زنگ بزن و پیش من بیا!

بعید میدونم تصمیم گیری در مورد اینکه کی و کجا ترانسفر بشه اصلاً در اختیار شلوان باشه و اینو باید خود وزارتخونه تصمیم بگیره.
با وجودی که کاملاً منتظر چنین روزی بودم و اصلاً خبر غیرمنتظره ای نبود، اما حالا موردی برای نگرانی بیشتر از وضعیت آینده به موارد قبلی اضافه شده. حداقل داشتم سعی می کردم از Work Permit ام استفاده کنم اما نمی دونم تکلیف Co-op و اون اجازه کار چی میشه. احتمالاً دیگه نباید معتبر باشه.
برای مطلبی که در مورد تبلیغات انتخابات در کانادا نوشته بودم، احسان کامنتی گذاشت و رزا جوابی داد و احسان دوباره به اون جواب، جواب داد...
وقتی همه هیجان ها فروکش می کنه، آدمها می تونن منطقی تر فکر کنن و نتیجه کارهاشون رو بهتر تحلیل کنن. اینکه چه چیزهایی به دست آوردن و چه چیزهایی رو از دست دادن و آیا این ارزشش رو داشت؟!

0 Responses

Post a Comment

نظر شما چیست؟