شنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۵

غلامعلی و دایناسورها در موزه!

امروز بعد از ظهر سری به موزه سلطنتی آنتاریو زدم. این موزه با یک مجموعه 6 میلیون قطعه‌ای ، بزرگترین موزه "فرهنگ جهان و تاریخ طبیعی" در کاناداست. اینجا جمعه‌ بعدازظهرها، موزه‌ها مجانی‌اند. شبیه ایران. فقط با این تفاوت که توی ایران سالی یکبار در روز جهانی موزه، موزه‌ها مجانی می‌شن!

موزه فوق العاده‌ای بود. بعد از مدتها که توی این امریکای شمالی فاقد تاریخ! دلم برای کمی آثارتاریخی لک زده بود، کلی مجسمه و زره‌خود شوالیه‌های رومی و آثار اروپای قبل از رنسانس دیدم. از همه جای دنیا می‌شد چیزهایی پیدا کرد. از یک نسخه خطی لیلی و مجنون نظامی تا مومیایی‌های واقعی مصر باستان و تا مجسمه‌های افریقایی. یک گروه ده-دوازده نفره دانشجو با استادشون برای بازدید اومده بودن که چون استاده توضیحات خیلی خوبی می‌داد، من هم مدتی دنبال این گروه افتاده بودم. تأکید می کرد که این مومیایی های مصری نسخه واقعی و اصله و چون کانادا در کشفیات آثار مصر باستان کمک زیادی کرده، دولت مصر خیلی وقت پیش بخشی از این کشفیات رو به کانادا هدیه داده! اما الان دیگه این کار غیر ممکنه و باید همه کشفیات داخل خاک مصر بمونه.

در مورد مصر نمی دونم، اما در مورد آثار تاریخی ایران خودمون که نسخه‌های اصلش در موزه‌های اروپاست و و ما باید بلیط بخیریم و بریم کپی‌هاشو در موزه ایران باستان تماشا کنیم، می دونم ازمون دزدیدن! بعد این کانادایی های فاقد تاریخ! که وقتی در گودبرداری‌های ساختمونی یک توپ جنگی مثلاً مربوط به جنگ‌های 150 سال پیش بین آمریکا و کانادای اون زمان رو پیدا می‌کنن، کلی ذوق‌مرگ می‌شن که یک شیء تاریخی پیدا کردن، باید توی موزه‌هاشون اشیایی تا2000 سال پیش از میلاد مسیح هم پیدا بشه! دنیاییه ها!


موزه‌ها توی ایران، برای بزرگترها هم کسل کننده است، چه برسه به بچه‌ها. اما اینجا شرایطی فراهم می کنن که بچه‌ها با ذوق و شوق فراوون سرشون گرم شه. مثلاً در قسمت اسکلت‌های دایناسورها، بخش نقاشی از دایناسورها راه انداختن و همینطور تکه‌هایی از استخوون دایناسورها رو درون حوضچه‌های پر از شن گذاشتن و با برس‌هایی مثل برس‌های واقعی باستان شناس‌ها به بچه‌ها یاد میدن اون‌ها رو تمیز کنن. یا در قسمت بومیان کانادا، لباس‌های بومی‌ها رو تن بچه‌ها می‌کنن و براشون از نوع زندگی اونها توضیح می‌دن.

همیشه دلم می‌خواست یک اسکلت دایناسور رو از نزدیک ببینم. این عکسی که می‌بینین، اسکلت گونه‌ای به نام "هادروسور" که 70 میلیون سال پیش زندگی می کرده و در سال 1921 در آلبرتای کانادا کشف شده.(بقیه عکس ها رو توی فوتوبلاگ ببینین). قدرت خدا هرچی نعمت داشته داده به این کفار! از آب فراوون و سرسبزی (که الان اینجاها شده مثل بهشت) گرفته تا حتی اسکلت دایناسورها! دریغ از یک دایناسور که توی ایران کشف شده باشه. اگر هم دایناسورها اون موقع‌ها تو ایران ما بودن، تبدیل به نفت شدن که حالا شده بلای جونمون و مایه *** گشادیمون!

توی قسمت روم و یونان، مجسمه‌های تماماً عریان فراوون به چشم می‌خورد. از قبل از میلاد مسیح تا بعد از رنسانس که خاطره بحثی سر کلاس مبانی جامعه‌شناسی دکتر جوادی در تهران رو برام زنده کرد. سال 73 بود و اون موقع من فکر می‌کردم غلامعلی نامی مشهور به حداد عادل، واقعاً دکتره! من در رد نظر دکتر جوادی از کتاب "فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی" حداد عادل دلیل آوردم که برهنگی در هنر اروپا بعد از رنسانس پیش اومده. دکتر جوادی که دکتراشو از دانشگاه ویسکانسین گرفته بود و آدم دنیادیده و فوق‌العاده باسوادی بود، شروع کرد با متانت و ادب فوق العاده به مثال زدن از کلیسایی در اروپا که دورتادورش مجسمه‌هایی عریان وجود داره و مربوط به قرن‌ها قبل از رنسانسه!

حداد عادل توی اون کتاب دوتا تابلو از حضرت مریم گذاشته که یکیش قبل و یکیش بعد از رنسانس کشیده شده. قبل از رنسانس حضرت مریم با حجابه و بعد از رنسانس کشف حجاب کرده! و نتیجه گرفته این اثر رنسانسه! همون جلسه دکتر جوادی (که شنیدم الان مشاور یونسکو در تهرانه)، مستقیماً گفت نظرات ایشون اعتبار علمی چندانی نداره! (اون موقع حداد عادل هیچ نقش مهم سیاسی نداشت).

این بود انشای من در مورد فواید موزه!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما چیست؟

دیدار با خانم نویسنده

سه‌شنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچه‌هایش از شدت اصالت ...