جمعه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۶

هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو ...

نمی‌دونم تا بحال براتون پیش آمده که بفهمید شناخت و توصیفاتی که یک دوست نزدیک، یک عضو خانواده، همسر یا شریک زندگیتون از شما و خصوصیات شما داره دقیقاً همون چیزهاییه که اگر خود شما در وجود شخصی ببینید به هیچ وجه تمایلی به ایجاد دوستی ، زندگی یا هر نوع ارتباطی با این آدم ندارین. این حس و تجربه بسیار دردآلودناک دو هفته پیش برای من اتفاق افتاد. توصیفاتی که از زبان دوستی در مورد خودم شنیدم، به شدت ناامیدکننده بود. حالا می‌خوام مطمئن بشم که آیا واقعاً من چنین آدمی به نظر میام یا نه. اگر اینطور باشه باید یک تجدید نظر اساسی در مورد خودم بکنم. شاید هم به کل با خودم قطع رابطه کنم!


خیلی از خواننده‌های این وبلاگ، من رو از نزدیک می‌شناسن. دوست دارم بدون تعارف بگین چه جور آدمی هستم. برای اینکه راحت حرف بزنین نه ایمیل بذارین نه اسم نه
URL. قول می‌دم که IP ها رو هم چک نکنم. خلاصه هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما چیست؟

دیدار با خانم نویسنده

سه‌شنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچه‌هایش از شدت اصالت ...