پنجشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۷

فاتحه!

اینکه جمعه هفتم تیر و همینطور یکی دو هفته قبل از آن تعداد قابل توجهی از مردم در مشهد، اصفهان و تهران دعوت شهرام همایون صاحب "کانال یک" یکی از تلویزیون‌های در ِ پیت لوس‌آنجلسی را لبیک گفتند و با شعار "ما هستیم" در صحنه حاضر شدند، باید برای تمام روشنفکران، فعالان سیاسی، احزاب و اپوزیسیون و ما وبلاگ‌نویسانی که در توهم تغییر دنیا با دات کام‌هایمان هستیم در حد یک فاجعه تلقی شود. تا به حال چند فراخوان که توسط وبلاگ‌ها، گروه‌های فعال حقوق بشر یا حقوق زنان و یا احزاب سیاسی اعلام شده تا این حد مورد حمایت مردم، تکرار می‌کنم مردم نه یک قشر خاص، قرار گرفته؟ در اینکه نارضایتی در سطح وسیع در جامعه وجود دارد شکی نیست اما آیا این فاجعه نیست که مردم ناراضی به صدایی جواب می‌دهند که همایون و نوری‌زاده قهرمان‌های آن هستند و دورادور ردپای رضاشاه دوم هم چندان در آن پنهان نیست؟ باید حتما ایرانی که شهرام همایون، ضیا آتابای، علیرضا نوری‌زاده، هخا و باقی شرکا سردمداران آن باشند را به چشم ببینیم تا باور کنیم عامه مردم ما هنوز آگاه نیستند و اوضاع با سی سال پیش هیچ فرقی نکرده که سوارشدن بر موج مردم کار دشواری باشد؟

من اگر جای جمهوری اسلامی بودم همه نیرویم را روی محدودیت ماهواره می‌گذاشتم و بیخیال فیلترکردن وبلاگ‌ها و سایت‌ها می‌شدم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما چیست؟

دیدار با خانم نویسنده

سه‌شنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچه‌هایش از شدت اصالت ...