بعد از دستگیری مجید توکلی، فعال دانشجویی، و انتشار عکس‌هایی از وی در خبرگزاری فارس با چادر و مقنعه با این مضمون که وی برای فرار از دست مأموران چادر به سر کرده بوده است، مسیح علی‌نژاد در وبلاگ خود در مطلبی با عنوان "قصه تحقیر مجید توکلی، قصه حقارت زنان سرزمین من هم هست" ، به طور ضمنی پیشنهاد روسری به سر کردن مردان جنبش سبز را داد:

در نظر بگیرید اگر بخشی از معترضان مذکر ... تصمیم می گرفتند در دفاع از زنانی که به اجبار وادار به رعایت حجاب می شوند روسری به سر کنند، آنوقت خبرگزاران دولت چه می کردند وقتی می دیدند که جمعیتی بر این اجبار می خندد و در یک حرکت نمایدن روسری و چادر به سر مردان شده است؟ اگرچه می دانم به دلیل تفکر ریشه ای مردسالارانه، چنین ابتکار عملی از مردان ایرانی بعید است اما آیا باز هم خبربیاران دولت کودتا با افتخار حاضر به انتشار عکس های به تمسخر گرفتن پوشش اسلامی خواهند بود؟ کاری که خود کرده اند و خود خندیده اند.

در پی این پیشنهاد تعداد زیادی از مردان هوادارن جنبش سبز با منتشر کردن عکس‌‌هایی باحجاب از خود در فیس‌بوک، وبلاگ‌ها و دیگرشبکه‌های اجتماعی حمایت خود را از این پیشنهاد نشان دادند. این حرکت اگرچه با هدف حمایت از مجید توکلی آغاز شد، اما بعد دیگری هم پیدا کرد که اعتراض به حجاب اجباری بود. بعد از پیوستن چند تن از اساتید نامدار دانشگاه به این کمپین، این حرکت جان تازه‌ایبه خود گرفت. دکتر حمید دباشی پیام کوتاهی را هم ضمیمه عکسش کرده بود:

«افتخار می‌کنم که روسری مادر مرحومم را سر کرده‌ام. همان روسری که در ایران به زور سر زنم کردند. همان روسری که اگر خواهران من در اروپا سر کردنش را انتخاب کنند، تحقیر خواهند شد. و همان روسری که ابتذال عقب‌افتاده‌ای که الان بر ایران حکومت می‌کند، فکر می‌کند اگر آن را سر مجید توکلی کند، تحقیرش کرده است - او امروز نزد ما عزیزتر و شریف‌تر از هر زمان دیگری است. ما، همه، مجید توکلی هستیم - و ما مردان ایرانی خیلی دیر داریم این کار را می‌کنیم. اگر ۳۰ سال پیش این کار را کرده بودیم، یعنی زمانی که روسری به آن دسته از خواهران ما که نمی‌خواستند آن را بر سر کنند تحمیل شد، شاید امروز در این وضع نبودیم. اگر حد تصور جمهوری اسلامی این است، به قول شاهین نجفی "بگرد تا بگردیم".»


نظر به اهمیت این حرکت اعتراضی که در قالبی کاملاً متفاوت با روش‌های نامتعارف و ساختارشکنانه انجام شد، این نوشتار بعد از این مقدمه، تنها سعی در گردآوری نقدها و نظراتی که از دیدی متفاوت به این حرکت نگریستند داشته و قصد هیج‌گونه نتیجه گیری ندارد و بحث و نظر را به بخش نظرات موکول می‌کند:











مریم نصر اصفهانی در صفحه فیس‌بوک خود در یادداشتی نوشت:

مسئله حجاب بالقوه موضوع بسیار چالش برانگیزی است برای ما و شوخی با آن، زیر سوال بردنش یا نقد اجبار آن به هیچ وجه مسئله ساده ای نیست. شاهد این مدعا آنکه مدتهاست تعداد زیادی از فمینیست ها در تلاش برای مبارزه/نه گفتن به حجاب اجباری هستند و پس از تلاش های فراوان تا کنون نتوانسته اند جمع قابل توجهی (حتی در میان زنان) را با ایده خود همراه کنند. حجاب اگرچه اجباری حکومتی است اما مسئله ای مربوط به حکومت نیست، که عمیقا در باورهای مردم ما ریشه دارد. نزدیک شدن به آن باید با احتیاط صورت بگیرد و نقد اجبار آن مسئله ای بسیار زمان بر و مستلزم کار فرهنگی گسترده است، ضمن اینکه مبارزه با حجاب اجباری از اهداف اولیه جنبش سبز نیست، حتی میخواهم بگویم یک جورهایی مسئله ای انحرافی است که میتواند باعث ریزش گسترده حامیان جنبش بشود و مهر تاییدی باشد بر ادعاهای مخالفان.


علی نصری در وبسایت جنبش راه سبز (جرس) در پاسخ به این پرسش که "آیا کمپین مردان روسری پوش به نفع جنبش سبز است یا به ضرر آن؟" نوشت:

افراد مختلف جامعه بر حسب تحصیلات٬ طبقه اجتماعی٬ فرهنگ٬ دسترسی به اطلاعات و عوامل بسیار دیگر درکها و تعریفها متفاوتی از نمادها دارند. ممکن است برای آن گروهی از افراد که سالها در علوم اجتماعی تحصیل کرده اند و بعضآ با دیسکورس های فمینیستی غربی آشنایی کامل دارند، کمپین مردان روسری پوش نوعی به چالش کشیدن ساختارهای جنسیتی سنتی/حکومتی باشد و این حرکت را در راستای ساختارشکنی ها و بازتعریف ارزشهای اجتماعی، مفید و موثر بدانند. اما مسلمآ این پیامی نیست که ماموران بسیجی و حامیان دولت کودتا (که مخاطبین اصلی این کمپین هستند) از این حرکت نمادین دریافت می کنند. چه بسا آنها لباس زنانه پوشیدن مردها را از نشانه های "آخر زمان" بدانند و به "بر حق" بودن خود در این نبرد "حق علیه باطل" اعتقاد راسخ تری پیدا کنند. پس جای آن دارد که از خود بپرسیم که مخاطب چنین کمپینی چه کسی است و او چه درکی از نماد های مورد استفادهء ما دارد؟

بهمن دارالشفایی در وبلاگ خود در مطلبی با عنوان " مجید توکلی یا حجاب اجباری؛ مسئله کدام است؟" اینگونه به سوال خود پاسخ داد:

اما رابطه این کمپین «مجید را آزاد کنید» با «مخالفت با حجاب اجباری» که بعضی دوستان پیشنهاد دادند چیست؟ در واقع رابطه ای ندارند. این دو حرکت تفاوت بنیادی دارند که اساسا دو کمپین مجزا را می طلبد. نکته این است که در اینجا روسری و چادر تن مجید توکلی به عنوان سمبل یک لباس زنانه استفاده شده و نه سمبل حجاب. این لباس میتوانست دامن یا کفش زنانه هم باشد و همان هدف تخریب را دنبال کند. منتها به دلایل لوجیستیکی که وانمود کرده اند مجید توکلی این لباس را برای فرار تن اش کرده، تصادفا این لباس زنانه با سمبل حجاب اسلامی یکی شده. توجه کنیم که این یک تصادفه و حتی خود خبرگزاری فارس هم از روسری به عنوان حجاب استفاده نکرده بلکه به عنوان لباس زنانه استفاده کرده (که در واقع: ببینید این مرد خودش را شبیه زنها کرده پس دیگر مرد نیست و شجاع نیست و دلیر نیست و ترسو ست چرا که زنها شجاع نیستند و ترسو هستند و شان شان پایین تر است). اگر این موضوع را با حجاب اشتباه بگیریم از مسئله منحرف میشویم. مثال میزنم : فرض کنید برای تحقیر و نشان دادن لباس زنانه، به جای روسری، دامن پایش میکردند؟ باز همان هدف دنبال میشد (مردی که لباس زنانه پوشیده و شجاع نیست و شان اش پایین آمده) اما آن وقت این ۳۰۰ مرد ما چه میکردند؟ شرط میبندم همه دامن پایشان میکردند و عکس میفرستادند. و دیگر موضوع حجاب منتفی بود و نمیشد گفت مبارزه با حجاب اجباری چرا که سمبل لباس زنانه اینجا حجاب نیست. در این ماجرا روسری تصادفا هم یک سمبل لباس زنانه و هم به طور مستقل سمبل حجاب است که باعث شده این ۲ موضوع با هم اشتباه گرفته شوند.

مهدی جامی در نوشته‌ای که در وبلاگ شخصی‌اش منتشر شد، این حرکت را به "جان زنانه جنبش" تعبیر کرد:

سی سال پیش و پیشتر از آن زنها می خواستند مردانه شوند. لباسهای زمخت می پوشیدند. کت و شلوارهایی که آنها را مثل چینی های متحدالشکل و مائوپرست می ساخت. یا اورکت می پوشیدند مثل بچه های مجاهدین. چکمه پوشیدن عمومی بود. نظامی شدن هم. و اینهمه رفتارهایی مردانه بود. سالهای اول انقلاب همیشه به این فکر می کردم که زنان مدرن ما رفتارشان مردانه است. بعد به این نتیجه می رسیدم که یکی از دلایل ان این است که الگوی زنانه ای برای مدرن بودن ندارند. انقلابی بودن گویی امری مردانه بود. حتی فمینیسم جهانی هم مردانه می تابید. در بهشت چپ ها نیز کوبا باشد یا چین و شوروی زنها کارهای مردانه می کردند تا برابری خود را به صورتی مکانیکی نشان دهند.

جهان سی سال بعد آنقدر عوض شده است که مردها از زنانه شدن ابایی ندارند. زنها از اعتباری برخوردارند که می توان روسری آنها را سر کرد و عکس گرفت. مردها هم دیگر عوض شده اند. جهان مردانه به معنای متمایز جنسی-پدرسالار کمرنگ شده است. انقلاب زنان است.

مریم نصر اصفهانی با نگاهی به مطلب جامی، از نگرانی‌اش از سابقه استفاده از زنان و خیانت به خواست‌های آنان پس از پیروزی صحبت کرد:

اما در همه این مبارزات چیز دیگری هم تکرار شده و آن خیانت شدن به زنان پس از پیروزی است. آنها در همه عرصه ها ی مبارزه شرکت میکنند: گاه قلم به دست می گیرند و مینویسند، گاه اسلحه به دوش میگیرند و به میدان جنگ می روند ، فریاد میزنند، قربانی میشوند و قربانی میدهند اما پس از پیروزی/برای نیل به پیروزی اولین چیزی که بر سر آن معامله میشود همین مطالبات و جایگاه زنان است. اینکه این روزها فراوان میخوانیم و میبینم که فمینیسم غربی را تخطئه میکنند و بر از میان رفتن شکاف زن/مرد تاکید میکنند از نظر من پذیرفته نیست. فمینیسم غربی جنبشی تماما زنانه است که اهداف و مطالبات زنان را دنبال میکند و کمتر نیازمند/وامدار حاکمیت مذکر است.

فاطمه صادقی در سایت البرز، در مطلبی با عنوان "اعتراض به حجاب اجباری یا دفاع از مردانگی؟" نوشت:

اما اگر مجید توکلی نبود چه؟ زنانگی در این میان، نا بهنگام، با دفاع از مجید گره خورد و با آن سخت در آمیخت. انگار زنانگی در سرزمین ما همواره مرغ عروسی و عزاست. بگذارید یک گام جلوتر بروم: دفاع از مجید با پوشیدن روسری های زنانه دفاع از مردانگی مجید و «ما» بود یا دفاع از زنانگی؟ ...

اگر ماجرای مجید در بین نبود، بعید به نظر می رسد که مردان درصدد برمی آمدند از زنانگی دفاع کنند. از این رو حق داریم شک کنیم که کل این کمپین بیش تر دفاع از مردانگی بود تا دفاع از زنانگی. موضوع را سرراست می توان چنین بیان کرد: چنان چه مردان را وادارند روسری یا لباس زنانه بپوشند، تحقیر نخواهند شد، ببینید! ما هم می پوشیم!

نگرانی که مریم نصر و البته خیلی از افراد دیگر از سوءاستفاده از این حرکت در به استهزا گرفتن اعتقادات بخش بزرگی از جامعه ایران داشتند، در نوشته‌ای از "از مینا احدی" در وبسایت روزنه (ارگان حزب کومونیست کارگری ایران) تعبیر شد:

صرف همين مسئله كه تعدادي مرد حجاب بر سر كنند٬ يك نوع تمسخر حجاب و يك حمله به تقدس حجاب است. حجاب يك سمبل مهم جنبش اسلامي و اسلام سياسي است و با اين حركت به يك مضحكه تبديل ميشود. هزاران نفر اين حركت و اين آكسيون را از طريق اينترنت ديده اند٬ و مثل ما به اين صحنه ها بسيار خنديده اند. اين يك حركت جالب و يك پاسخ از سوي جنبشي است كه مدرن و سكولار است و از اين طريق پاسخ فرهنگ شوينيستي و ماچويسم اسلامي را ميدهد . حركتي كه با هومورعجين شده و ميتواند بسيار موثر باشد.

از نگاه کاریکاتوریست‌ها:

مانا نیستانی: نهضت مردان با حجاب

پ.ن: لطفاً اگر مطلب مرتبطی که از قلم افتاده باشد سراغ دارید کامنت بگذارید تا اضافه شود.

2 Responses
  1. Anonymous Says:

    واقعاْ جای تعجب داره که استهزا را به صورت استحضا نوشته اید!!!


  2. محمود Says:

    @ ناشناس:
    ممنون از تذکرتون... اصلاحش کردم. چرا جای تعجب داره؟ خوب اشتباه املایی و تایپی پیش می آد دیگه، نمی آد؟


Post a Comment

نظر شما چیست؟