سه‌شنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۰

نه یعنی نه، بله یعنی بله!

اپیزود اول – ۲۷ سپتامبر ۲٠٠۷، سنت جونز، نیوفاندلند

یک دانشجوی ایرانی دانشگاه مموریال در مقطع پی.اچ.دی در آسانسور دانشگاه سینه‌ی یک دختر دانشجو را می‌بوسد. وی که بعداً به دو ماه زندان محکوم شد، در توجیه رفتارش گفت که " وقتی {زنان} سینه‌هایشان را بیرون می‌اندازند، شما نمی‌توانید از همه مردها انتظار داشته باشید که خودشان را کنترل کنند". (منبع: + و +)


اپیزود دوم – ۲۵ فوریه ۲٠۱۱، وینیپگ، منیتوبا

جمعی از مردم وینیپگ خواستار استعفای قاضی "رابرت دوار" شدند. وی در پی آزادی مشروط مردی که متهم به تجاوز و آزار جنسی دختری در وینیپگ بود، اظهار داشته بود که آن دختر تیوب تاپ (تاپی که شانه و آستین ندارد) پوشیده بوده، کرست نداشته و کفش‌های پاشنه بلند داشته و مقدار زیادی آرایش کرده بوده است و نتیجه گرفته بود که آن مرد نتوانسته بفهمد که این دختر چه می‌خواهد. زنان وینیپگی در این تجمع شعار می‌دادند: "نه یعنی نه، بله یعنی بله!" (منبع: +)


اپیزود سوم – ۳ آوریل ۲٠۱۱، تورنتو، آنتاریو

بیش از دو هزار زن و دختر تورنتویی در اعتراض به اظهار نظر "مایکل سانگیونتی" یک مقام پلیس در تورنتو در حالی که همگی لباس‌های سکسی و بدن نما پوشیده بودند، در مقابل اداره پلیس تورنتو دست به راهپیمایی زدند. این مقام پلیس در یک سخنرانی در دانشگاه یورک در مورد امنیت شخصی گفته بود که اگر زنان نمی‌خواهند مورد تجاوز واقع شوند، نباید مانند زنان ِ خراب لباس بپوشند. زنان در تورنتو همان شعار زنان وینیپگی را سر داده بودند: "نه یعنی نه، بله یعنی بله!" (منبع: +)


عکس از اینجا

۱۰ نظر:

  1. محتوای نوشته باحال بود در کل. اما به نظرتون دردناک نیست که ما همه با هم به عنوان انسانهای این جامعه خطای یک فرد رو که ازش چند سال گدشته تو یک وبلاگ پرخواننده و تو فیس بوک به همه یادآوری میکنیم؟
    ون دوست من یک آدم مثل همه ما هست و اتفاقا خبر دارم در زندگیش به یک آرامش نسبی رسیده. همون موقع هم مجازات اون فرد رو زیادی میدونستم و ناعادلانه. جنایتکار جنگی نیست که هر روز کارش رو به جامعه ایرانی به رخ بکشیم

    پاسخحذف
  2. @ناشناس :
    هدف من قطعا تخریب اون شخص نبود اگر بود همونطور که برای موارد دوم و سوم اسم و مشخصات دادم اسم اون رو هم ذکر می کردم. اما لینک باید می دادم که نوشته ام مستدل باشه. به نظر من نه تنها مجازات اون شخص زیاد نبود که بهش تخفیف هم داده شد! اگه یادت باشه اینو همون موقع هم بهت گفتم دوست عزیز!

    هدف این نوشته چیز دیگه ایه اصلا. شاید اگر این دو اتفاق اخیر اون موقع افتاده بود دیگه ایرانی ها این نوع اظهار نظر و توجیه کردنش رو به زندگی در فضای جمهوری اسلامی و این چیزها مرتبط نمی دونستند. مردسالاری و به زن به چشم یک کالا نگاه کردن ربطی به سیستم های حکومتی نداره چیزیه که توی ذات خیلی از مردها نهادینه شده. چه مردان ایرانی چه کانادایی.

    پاسخحذف
  3. ظاهرا آقایون ایرانی اراده فرموده بودن افکار مشعشع خودشونو در باب مرواریدوصدف ومن نبودم دستم بود... به این طفلکی هام بندازن!

    پاسخحذف
  4. سلام محمود عزیز
    جای شکرش باقیه اون دانشجوی هموطن گازش نگرفته به بوس رضایت داده.

    اول باید تشکر کنم بابت ترجمه کتاب مردی در آینه.خواستم بپرسم ترجمه کتاب رو ادامه نمی دید؟خیلی ها چشم به راه هستن.
    سپاس بی نهایت

    پاسخحذف
  5. I think what the guy in the elevator did is what all the guys would love to do when they
    see those lovely juicy round pomegranates hanging down there, the only deference is that the guy in the elevator "had the balls" to do it, and the rest of us are just not that brave.or shall i say lack that balls
    ..bravo and Afareen to that guy I say

    happy to share the same name as the guy in in elevator

    پاسخحذف
  6. از اونجایی که کامنتهای بسیار بسیار زیبایی از شیرمردان ایرانی می رسه فکر کردم بد نیست این کامنت رو هم که شخصی در گوگل ریدر گذاشته بود را به این مجموعه اضافه کنم. باشد که رستگار شویم:

    خوب باید مالیات بیشتری بدهند کسانی که میخوان هر جا لباس سکسی بپوشن . جون نیرو و هزینه بیشتری از پلیس صرف میکنه. تازه میشه از کودکی هم به پسر بجه ها یاد داد که اگر یکی مینی ژوپ پویشده بود و کونش رو یه وری کرده بود نمیگه من دلم میخواد داره میگه کونت بسوزه دست بزنی به پلیس میگم.

    پاسخحذف
  7. بابا یكی از كامنتچی ها ایرانی نبود، فقط اشتباها فكر كرده بود كه سایت سی بی سی فرهاد را اشتباها فرهود اسپیل كرده...

    پاسخحذف
  8. @رضا رادمنش:

    رضای عزیز، چند ماه پیش موفق شدم خانم کرول جروم نویسنده کتاب و همان دوست دختر صادق قطب زاده رادر تورنتو ببینم. به سختی حاضر به همکاری شد. کار ساده ای نیست اما امیدوارم به جایی برسه. هنوز مذاکرات ادامه داره!

    پاسخحذف
  9. سلام ... حتما از خوبی های مسابقه دویچه وله کشف شما توسط خودم برای خودم بود! ... سلام

    پاسخحذف

نظر شما چیست؟

دیدار با خانم نویسنده

سه‌شنبه این هفته، ۲۱ ماه مه ۲۰۲۴ روزی ماندگار و استثنایی در زندگی من بود. در صد و چند کیلومتری پاریس، در روستایی که کوچه‌هایش از شدت اصالت ...