این مطلب از وبلاگ قدیمی دستنوشته ها به این صفحه منتقل شده است.

شاعری می شناسم که به گل ها سلام می کند. شعرهایی می گوید سرشار از ذوق و احساس. حیف که خودش را باور ندارد. تصمیم گرفته دیگر شعرهایش را برای هیچکس نخواند. اما دستنوشته ها می خواهد آخرین شعرهایش را که برای هیچ کس نخوانده، برای همه خواننده هایش بخواند :

باز امشب مهتاب است
و تو خوب می دانی
که شب مهتابی
دل من بی تاب است
بیرون از چادر شب
صدای مبهم آب
و جوشش عشق در رگ های من
که تو را فریاد می زند
ستارها چشمک زنان
چشم هایم را به مهمانی خود دعوت می کنند
و من به سبکی یک خیال
به آشیانه خالی تو پر می کشم
اینجا همه جمع اند
در زمزمه آب، خش خش برگ
و در همهمه نسیم
صدای عشق می آید
و باز مثل همیشه
جای تو خالیست.

مریم
84/2/3



********

ماه، این همه دور از من و گاه
مهربان و خندان
همه هستی خود را به سرم می ریزد
آسمان، سقف بلند هستی
همه صبح و همه شب
میهمان چشم بیدار من است
و خدا، آنقدر دور
- که هرگز نتوانم دیدش -
با همه دوری خود
گاه گاهی همدم غربت شبهای من است
و تو هم ماه شب تنهایی ام
و تو هم خدای عشق و شادی ام
تو هم از من دوری
دورتر از ماه، خدا، ستاره ها
سال هاست که در کنج قفس
قاب چشمان من از نقش خیالت خالی است
شادی قلب شکسته مرا
دیدن گوشه ای از ناز نگاهت کافی است.

مریم
84/2/1



نظرات خوانندگان :

Name : مریم

E-Mail :

URL :

Date : Sat, 30 Apr 2005

از دستنوشته ها بابت لطف زیادی که داشتند ممنونم و البته از اینکه من رو در رسیدن به هدفم(نخوندن شعرها) یاری دادن واقعاً سپاسگذارم!! و از تمام دوستانی که به این نوشته ها نام شعر و به بنده نام شاعر میدن تشکر می کنم.

Name :

E-Mail : nokhod88@yahoo.com

URL :

Date : Mon, 9 May 2005

man ba vojodi ke ziad ahl sher nistam vali 2 ta sher maryam vaghean be delam neshast va delam mikhast baz ham azash sher bekonam chera nemikhad baz ham sher bege heif nist ba in hame estedad

0 Responses

Post a Comment

نظر شما چیست؟