• با کمی تأخیر کریسمس مبارک و پیشاپیش سال نوی میلادی هم. به این امید که در سال 2006 شاهد جنگ و فاجعه در هیچ کجای دنیا و بخصوص ایران عزیز نباشیم. اگرچه متأسفانه اخبار خوبی به گوش نمی رسه. اشپیگل خبر داده که مطلع شده "سیا" سال 2006 رو سال حمله به ایران اعلام کرده و به ترکیه اطمینان داده که واشنگتن قبل از حمله، آنکارا رو در جریان میذاره. قسمت جالب قضیه اینجاست که وزیر اطلاعات گفته آمریکا عاقل تر از این حرفاست و از اون طرف سپاه گفته خطر جدی است!
  • این روزها هرجا که میری از فروشگاه ها برای خرید گرفته تا راننده اتوبوس و تاکسی بهت Merry Christmas می گن. توی پیاده روها که راه می ری Homeless های تورنتو به امید گرفتن سکه ای، کریسمس مبارکی می گن و بعد هم سمج تر از روزهای عادی “Give me a cash please!” گویان بهت التماس می کنن. شب کریسمس و روزش هوای خیلی خوبی شده بود و بارون ملایمی هم میومد.(هوای خوب اینجا یعنی از دو-سه درجه زیر صفر تا صفر!) اما شب بارون به برف تبدیل شد. اما هنوز هوا خیلی بد نشده. وقتی هوای تورنتو به 15 درجه زیر صفر میرسه (که توی یکی دو ماه گذشته 2 بار رسید) Cold Weather Alert اعلام میشه. چون خطر از سرما مردن خیابون خواب ها وجود داره. جاهایی برای اسکان موقتشون در نظر گرفته میشه و شماره تلفن هایی هم اعلام میشه که هر کس بی خانمانی رو دید خبر بده تا کمکش کنن.
  • امروز Boxing Day بود. روز بعد از کریسمس به این اسم معروفه. "باکسینگ دی" با اون چیزی که در گذشته بوده (یعنی روزی که ارباب ها به نوکرهاشون در روز بعد از کریسمس هدیه هایی میدادن که مرسوم بوده داخل جعبه های خاصی قرار بگیره) در آمریکای شمالی خیلی متفاوته. توی این روز همه فروشگاه ها حراج های فوق العاده دارن و گاهی حتی تا 70-80 درصد تخفیف میذارن. بعضی از فروشگاه ها به اولین خریدارهای این روز حتی جنس مجانی میدن. خلاصه کاری می کنن که مردم از صبح زود یا حتی در بعضی موارد از شب قبل پشت بعضی از فروشگاه ها صف می بندن. از نظر اقتصادی برای رقابت میزان فروش این روز برای فروشگاههای بزرگ خیلی اهمیت داره. البته فرصت خوبی برای خرید ارزون هم هست.
    این مقاله جالب رو بخونین: "میترا، تولدت مبارک!". همون بحث ریشه پارسیه کریسمس و اینکه همون تولد میترا، اله مهر در ایران باستان و در واقع همون شب یلدای خودمونه و هیچ ربطی به تولد مسیح نداره. توی این مقاله میگه با شواهد تاریخی که وجود داره تولد مسیح نمیتونسته توی هوای سرد زمستونی باشه.
  • این ابطحی چقدر آدم نازنینیه. آخوند به این باحالی بینظیره! رفته دیدن خاتمی گفته اسم این وبلاگ " مردی با عبای شکولاتی " که جوون ها برات درست کردن رو اگه می خوای کار وبلاگ نویسی رو ادامه بدی عوض کن. اسم مناسبی نیست. مثل اینه که من اسم وبلاگم رو بذارم " تپلی با عمامه سیاه " !!!!
  • داشتم اخبار شبکه 2 ایران رو روی اینترنت نگاه میکردم که خبر اعتصاب شرکت اتوبوسرانی تهران رو با لحن سرزنش آمیزی همراه با فیلم میداد که "راننده های اعتصاب کننده مردم را در ایستگاه های اتوبوس در انتظار گذاشتند و راننده های دیگر جور همکاران خود را کشیدند". جالبه که چند روز پیشش خبر اعتصاب کارکنان متروی نیویورک رو چنان با آب و تاب تعریف می کرد که گویا در حمایت از سخنان احمدی نژاد در مورد افسانه بودن هولوکاست کارکنان متروی نیویورک دست از کار کشیده اند! کاشکی این خبر رو هم اعلام میکرد که چند تن از سندیکای کارگران اتوبوسرانی در این جریان بازداشت شدن اما در اعتصاب نیویورک کسی بازداشت نشد!
  • این روزها ظاهراً دولت فخیمه بد جوری دست گذاشته روی دانشگاه آزاد و عمو جاسبی هم افتاده به کل کل با دولت. دولت هم تحدید کرده که ادامه کار دانشگاه آزاد با این وضعیت عملی نیست! ظاهراً فتح دانشگاه آزاد جدی جدی در دستور کار دولت قرار گرفته. داشتم توی اخبار مربوط به دانشگاه آزاد میچرخیدم که سر از سایت واحد مشهد درآوردم. قسمت مجله علوم انسانی رو که من طراحی کرده بودم و بروز می کردم، نمیدونم چه بلایی یرش آوردن که کار نمی کنه. ضمناً فهمیدم سفارش غذا در سلف سرویس دانشگاه هم اینترنتی و آنلاین شده. خیلی جالبه!
  • وزیر علوم گفته "اساتید دانشگاه به جای رفتن به خارج از کشور برای فرصت مطالعاتی، به حوزه علمیه قم بروند"، اگه باور نمی کنین اینجا رو بخونین.
  • همونطور که میبینین رنگ وبلاگ از آبی اولیه به صورتی و حالا هم به سبز تغییر رنگ داده. برای تنوع دستنوشته ها هر چندماه با رنگ جدیدی ظاهر میشه. ضمناً همه دوستان عزیزی که به دستنوشته ها لینک دادن یا لوگوشو توی وبلاگشون گذاشتن، لطف کنن، لینکشون رو با آدرس جدید اصلاح کنن.
  • این هم فقط برای خنده: داشتم یه فیلمی از تلویزیون می دیدم. داستان در مورد آشنایی زن و مرد متارکه کرده ای بود که مرد از ازدواج قبلیش یک پسر و زن یک دختر داشت. جایی زن به مرد گفت نگهداری و بزرگ کردن پسربچه خیلی راحت تر از دختربچه است، چون در مورد پسر باید فقط نگران یک penis بود اما برای دختر باید نگران penis همه آدم های دیگه باشی!

0 Responses

Post a Comment

نظر شما چیست؟