دوشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۴

باز هم عقل ملتی گم شد...

این مطلب از وبلاگ قدیمی دستنوشته ها به این صفحه منتقل شده است

نتیجه انتخابات رو از اخبار ساعت 2 صبح CNN باخبر شدم. خبر رو با عنوان نتیجه غیر منتظره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد. اگرچه توی سایت های مختلف اینکه روزنامه کیهان و سایت خود آقای دکتر! قبل از اعلام نتایج خبر پیروزی رو اعلام کرده بودند و همینطور اعلام شورای نگهبان که بر اساس یک نظرسنجی چنین چیزی رو مطرح کرده بود، خبر از یک ارداه قوی در درآمدن نام احمدی نژاد از صندوق ها داشت.

جالبه که اگه نتیجه این انتخابات رو تحلیل آماری کنیم، قضیه خیلی بامزه میشه! مرحله اول 29 میلیون نفر شرکت کننده داشت که احمدی نژاد 5 میلیون و 700 هزار رأی داشت و هاشمی 6میلیون و 200 هزار. در مرحله دوم 28میلیون نفر شرکت کرده اند که احمدی نژاد 17 میلیون و هاشمی 10 میلیون رأی داشته. این اولین بار بود که در طول عمر جمهوری اسلامی انتخابات ریاست جمهوری به مرحله دوم کشیده می شد، اما همه مردم به یاد میارن که در بقیه انتخابات هایی که دو مرحله ای می شد در مرحله دوم معمولاً نصف شرکت کننده های مرحله اول دیگه حال شرکت در انتخابات نداشتن و تعداد کل آراء به شدت پایین میآمد. که البته ایندفعه تغییر قابل توجهی نکرده! از طرفی همه کسانی که طرفدار اصلاحات بودن در مرحله دوم از ترس سونامی احمدی نژاد به هاشمی رأی دادن حالا چی طو شد که ایطو شد ! پیدا کنید پرتغال فروش را...

در مرحله اول در سراسر کانادا که بعد از آمریکا بیشترین جمعیت ایرانی رو داره فقط یک صندوق رأی اون هم در اتاوا قرار داده شد. بیشترین جمعیت ایرانی ها رو تورنتو داره و فاصلش تا اتاوا 450 کیلومتره و رفت و برگشتش با اتوبوس یک روز وقت آدم رو می گیره. جالبه که برای مرحله دوم با وجود تمام درخواست های ایرانی ها (بیشتر قشر دانشجو) نه تنها صندوقی اضافه نشد که کلاً در کانادا انتخاباتی برگزار نشد که بی سابقه بود!

اما نتیجه این انتخابات : اول اینکه چند تا روزنامه باز توقیف شد چون نامه اعتراض کروبی به رهبری رو چاپ کرده بودن! کروبی از شورای تشخیص مصلحت نظام و مشاور رهبری استعفا کرد! هاشمی در نامه های به دست های که انتخابات رو آلوده کرد اشاره کرد و اینکه به پیشگاه عدل الهی شکایت خواهد کرد (به قولی عزا چه عزایی ایست که مرده شوی هم گریه می کند! ) و دیگه اینکه اگرچه به عقیده بسیاری پخش سیمای رئیس جمهور منتخب از شبکه های خبری بین المللی بسا موجب شرمساری ایرانیان خارج و داخل خواهد بود اما فایده بزرگی برای شخص من داره که این افتخار رو دارم که هم نام ایشون هستم. این جماعت کفار حرف "ح" رو در وسط کلمه هایی مثل "محمود" نمی تونن تلفظ کنن و هر کسی اسم منو یک جور تلفظ می کنه. از "ممود" و "مموت" و "مامود" گرفته تا یک مورد استثنایی که "مودمود" صدام می کنه! حالا با این انتخاب غرور آفرین ملت ایران اقلاً اسم این بنده خدا هر چند روز یک بار از رادیو و تلویزیون ها پخش میشه و کم کم تلفظشو یاد می گیرن و منو هم مثل آدم صدا می کنن!

چند نکته :
• فیلم مصاحبه سعید حجاریان با دکتر معین رو از یک سایت دیگه پیدا کردم. اگه می خواین ببینینش اینجا رو کلیک کنید.
• تحلیل ابطحی از نتیجه انتخابات جالب و خوندنیه، اینجا رو کلیک کنین.
• عنوان این مطلب رو از شعر جدید هادی خرسندی قرض گرفتم. این شعر رو اینجا بخونین.
• یکشنبه 26 جون اینحا در تورنتو رژه یا فستیوال هم جنس گرایان بود که هر سال همزمان در اروپا و آمریکا برگزار میشه. متأسفانه من نتونستم برم. قصد داشتم یک سری عکس بگیرم . این قضیه اینجا به شدت سیاسی شده و سیاستمدارها هم امسال توش شرکت کرده بودن. رئیس پلیس و شهردار تورنتو هم جزو شرکت کننده ها بود و نزدیک 125 هزار نفر از مردم اومده بودن توی خیابون ها که البته لزوماً همه اونا Gay نیستن. این مراسم که نزدیک یک ربع قرنه که اینجا برگزار میشه علاوه بر حمایت از حقوق هم جنس گرایان به یک نوع سرگرمی و تفریح هم برای مردم تبدیل شده. خبر و عکس هاشو میتونین اینجا و اینجا بخونین و ببینین. ضمناً پیشاپیش هرگونه رابطه ای بین راهپیمایی هم جنس گرایان و پیروزی آقای احمدی نژاد تکذیب می شود!

نظرات خوانندگان :

Name : يك دوست قديم و وقادار

E-Mail :

URL :

Date : Thu, 30 Jun 2005

سلام محمود جان. بعد از مدت نسبتاًطولاني باز به وب لاگت حالي دادي. ولي در مورد اين مطلب يه چيزي هم اضافه كنم كه فكر كنم براي تو و بقيه خوانندگان جالب باشه. نمي دونم سريال «سلطان و شبان» يادت هست يا نه. توي اون سريال يك چوپان رو اومدن به جاي يك سلطان جا زدند و چون هيچي ياد نداشت كلي روش كار كردند و كارهاي يك سلطان رو به يه بدبختي بهش ياد دادند. الان هم ايران همين بلا سرش اومده. اين آقاي به اصطلاح دكتر رو رئيس جمهور كردند حالا مثل .... تو گل گير كردند كه بايد چيزي بهش ياد بدن تازه اگه توي بازار جهاني قبولش كنن و مثل چكهاي برگشتي نباشه. در هر صورت آش كشكه خاله بخوري پاته نخوري پاته. آدم روش نمي شه كه بگه اين آقا با اين قيافش رئيس جمهور ايرانه. البته بگم از يه لحاظ هم خوشحالم كه [...] رفسنجاني [...] به خاك ماليده شد.

حالا نمي‌دونم منو شناختي يا نه. در هر صورت بدون كه اين شعر هيچ وقت در مورد تو بين دوستدارانت صدق نخواهد كرد : «از دل برود هر آنكه از ديده رود» همبيشه موفق و مؤيد باشي.

دست نوشته ها:

با وجودی که این وبلاگ بر مبنای آزادی بیان و تحمل نظرات مختلف بنا نهاده شده، اما توهین به هیچ شخص و گروهی رو مجاز نمیدونه. با پوزش از دوست قدیم و وفادار!

Name : بابک

E-Mail :

URL : WWW.2SAAT.TK

Date : Mon, 04 Jul 2005

آيا خرد جمعي ، چون بدلخواه ما رفتار نکرده اشتباه کرده؟
آقاي احمدي نژاد راي آورده. راي مردم به احمدي نژاد راي به نفي وضع موجود بوده. به انفعال اصلاح طلبان، به فساد و ثروت اندوزي ديگران.
چهار سال ديگر راي مردم معلوم نيست از آن کي باشد. شايد من.!!

Name : Ani

E-Mail :

URL :

Date : Tue, 12 Jul 2005

kheyly jalebe :)) hala in vasat chera hichki be sehate natayeje entekhabat shak nemikone???!!!! chera hame inghad motmaenan ke in natayej vaghan raste va dastkarish nakardan!!!!!!!! vala az in jomhoorie eslami hichi baeed nist ... hata taghir dadane adade masalan 5-6 million be 28.0129834730947 million nafar :o LOL (oon khoordash vase gomrah kardane mano toe ke bishtar o behtar bavar konim!!) ... ajab vaghan (garche man too hamoon 5-6 million-esh ham shak daram dige vay be hale 28 o
29 o ....) dooroogh chera LOL

Name : آمارپویان شرق

E-Mail : amarpouyan@yahoo.com

URL :www.amarpooyan.com

Date : Fri, 15 Jul 2005

سلام آقای عظیمایی، خوبین؟ کم پیدایین؟!:( دل آمارپویانی ها براتون تنگ شده:) هر جا هستین سالم، پایدار، شاد و موفق باشین!!

Name : یک دوست

E-Mail :

URL :

Date : Sun, 24 Jul 2005

سلام ، اگه حرفهای من بد برداشت نشه یک سوال :
ببخشید استاد شمااین اعداد و ارقام رو چطوری تحلیل آماری کردین ؟!! برای زدن حرفتون چرا آمار رو سپر بلا می کنین ؟ ظاهرأ باید به اکثر خواننده های این وبلاگ تسلیت گفت . مثل اینکه آقای احمدی نژاد مورد کم لطفی خواننده های محترم قرار گرفتن ، در هر صورت تسلیت عرض می کنم انشاءالله غم آخرتون باشه .
در مورد نظر
Ani به صورت خلاصه می گم : رو چه حسابی شمما با اعداد بازی می کنین ( کم و زیادش می کنین ) تا اونجایی که ما دیدیم و با جوی که قبل از انتخابات وجود داشت به هیچ وجه نتیجه دور از ذهن نبود ، شما تو ایران نبودین ؟!!
اصلا اگه قرار باشه مثلا تو دو تا گروه که در مقابل همند ، یک طرف حرف اون طرفیها رو قبول نداشته باشه ، طرف دیگه هم به همین ترتیب ، چقدر شیر تو شیر میشه؟ گلایه می کنین از جمهوریه اسلامی ، والا ما از بقیه هم خیری ندیدیم ، بهتره اول یک فکری به حال خودمون و طرز تفکر خودمون بکنیم.
در ضمن چرا اینقدر به قیافه این بنده خدا گیر می دین ،اینقدر باید ظاهر رو بر باطن ترجیح داد !!! چی بگم دیگه ، هر چند همه بازم حرف خودشونو می زنن .


شنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۴

من و کلینتون !

این مطلب از وبلاگ قدیمی دستنوشته ها به این صفحه منتقل شده است

یکی از چیزهایی که شاید هیچ وقت قبل از آمدن به این دیار فکرش رو هم نمی کردم، این بود که ادامه تحصیل من یه جورایی به این رئیس جمهور خوش تیپ آمریکا مربوط بشه! قضیه از این قراره که این کالجی که مثلاً من دانشجوش هستم اما بعد از گذشت نزدیک 9 ماه فقط یک ترم توش درس خوندم و در حال حاضر فقط مثل یک کارمند شریف توش کار می کنم، داره یک پروژه خیلی بزرگ به اصطلاح انساندوستانه برای آفریقا رو دنبال می کنه که خلاصه اش اینه که برای جوون های آفریقایی یک سری رشته های آن لاین ارئه بده (به رایگان) که البته از طرف کشورهای صنعتی گروه 8 (G8) حمایت میشه. برای جلب حمایت بیشتر سیاست مدارهای کانادایی و آمریکایی و کم و بیش بقیه اعضای گروه 8 از بیل کلینتون دعوت کرده که برای یک سخنرانی و صرف شام توی ماه اکتبر به کانادا (اتاوا) بیاد. رابطه این قضیه با درس برداشتن من هم اینه که رئیس و صاحاب این کالج به من از ترس اینکه نکنه واحدهامو تموم کنم و بذارم برم، اجازه نمی ده درس بردارم و خواسته تا اون موقع روی پروژه ای که کار می کنم مشغول باشم تا اونو در حضور کلینتون به اصطلاح present کنه!

کلینتون، این مردک خوش تیپ اگر اون افتضاحش با مونیکا رو نمی شد ( یا به عبارتی رو نمی کردنش)، یکی از خوش نام ترین رئیس جمهورهای آمریکا بود و البته هنوز هم با وجود اون رسوایی آدم فوق العاده موجهیه. انصافاً دوران ریس جمهوریش هم برای مردم آمریکا و هم برای بقیه جهان دوران خوبی بود. هیچ جنگی رو شروع نکرد و در هیچ منازعه ای تا جایی که من می دونم مداخله نداشت. امسال هم بعد از قضیه سونامی در جنوب آسیا به همراه جورج بوش پدر، برای پیگیری کمک ها به سونامی زده ها به جنوب آسیا رفت. اگه خدا قسمت کرد و باهاش عکس گرفتم، حتماً عکسشو اینجا می ذارم!

دو هفته ای میشه که نه فرصت و نه دل و دماغ Update کردن نداشتم. حالا هم اگرچه چندان شرایط فرق نکرده، اما ضمن اینکه ترک این اعتیاد به نوشتن سخته، دیدن آمار بازدید از سایت که نشون می داد چند نفر هر روز بدون استثناء این سایت رو چک می کنن تا مطلب جدید ببینن، وجدانم رو به درد انداخت! در ادامه فقط چند نکته کوتاه رو اشاره می کنم :

1- وب لاگ دست نوشته ها باز هم کمی پیشرفت کرد! حالا Sub Domain هم داریم و بعد از این برای اینکه مستقیماً وارد بخش وبلاگ بشین کافیه از این آدرس استفاده کنین : weblog.dastneveshteha.com ( این ساب دامین به قیمت تامین نون بربری برای دوستان عزیزی که نقش Host منو دارن و چون Downtown نشین هستن از مغازه های ایرانی تهرانتو دورن، برام آب خورده!)

2- به پیشنهاد دو نفر از خواننده های دست نوشته ها، در فهرست مطالب جلوی هر مطلب تعداد نظراتی که برای اون مطلب اومده رو هم مشخص کردم. گاهی برای مطالب قدیمی همچنان نظر میرسه و این پیشنهاد خیلی بجا بود.


3-
مطلب شماره 32 (مطبوعات فارسی زبان تورنتو) رو به خاطر اینکه چند تا مجله جدید پیدا کردم Update کردم. معمولاً مطالب قدیمی وب لاگ ها رسم نیست که به روز شه و من هم استثنائاً برای این مطلب این کار رو می کنم. بعد از اینکه هر وقت مجله جدیدی پیدا کنم اونو در ادامه همون مطالب قدیمی اضافه می کنم. پس اجالاتاً یک سری بهش بزنین!

4- این مصاحبه تلویزیونی سعید حجاریان با دکتر معین واقعاً توپ ترکوند! من اول خبرشو توی چند سایت خوندم و بعد تونستم فیلمش رو هم ببینیم.(متن مصاحبه رو اینجا بخونین، متأسفانه لینک فایل تصویریش دیگه وجود نداره. نمیدونم چرا!). من که این طرف دنیام وقتی حجاریان سوال هاشو با اون صراحت می پرسید پشتم می لرزید چه برسه به اون دکتر معین بیچاره که هم سعی داشت صریح باشه و با شجاعت جواب بده و هم احتیاط می کرد که خط قرمزها رو رد نکنه. اگرچه اصل این مصاحبه شکستن خط قرمزها بود. حجاریان خیلی قشنگ تونست از زبون معین بکشه که ولایت مطلقه فقیه رو قبول نداره، هیچ امتیازی ویژه ای برای طبقه ای روحانیت نباید باشه، مجلس خبرگان نباید فقط از روحانیت باشه و انتخاب رهبر یک سیکل بسته است که رهبر شورای نگهبان رو تعیین می کنه شورای نگهبان نماینده های مجلس خبرگان رو تأیید میکنه و خبرگان هم قراره باز رهبر رو تعیین کنن! و همینطور به صراحت گفت که نهضت آزادی رو قانونی می دونه و هیچ کدوم از گروه های سیاسی مخالف در یک دادگاه عادل محکوم نشدن و در ایران زندانی سیاسی داریم و هم اینکه حمله آمریکا به ایران جدیه و به نتیجه انتخابات ارتباط مستقیم داره.

5- روزنامه اینترنتی روز رو بخونین. این روزنامه هر روز به وقت تهران منتشر میشه و افرادی چون بهنود، زیدآبادی، نبوی، نیک آهنگ کوثر و خلاصه همه روزنامه نگارهای دوران شکوفایی مطبوعات ایران در سال های بعد از دوم خرداد 76 که اکثراً در حال حاضر خارج از کشور هستن توش مطلب می ذارن. این مطلب مسعود بهنود در مورد مصاحبه معین با حجاریان رو هم حتماً بخونین.( اگرچه از اینکه باز داره می گه نباید انتخابات رو تحریم کرد حرصم داد.)

6- چقدر خوب میشد اگر هر کسی که این صفحه رو می خونه (چه در ایران چه در خارج از ایران) کامنت بذاره که رأی میده یا نه و به کی و اینکه از ایران نظر می ده یا خارج از ایران. راستی اینجا رو کلیک کنین تا یک فلش جالب در مورد انتخابات ببنین(با تشکر از سواندا.)

7- از کرامات شیخ ما چه عجب ... که شون پن (هنرپیشه هالیوودی ضد بوش و شوهر سابق مدونا)رو هم در نماز جمعه تهران به امامت حضرت آیه الله جنتی دیدیم! (عکس های بیشتر رو اینجا ببنین.)






نظرات خوانندگان :

Name : Ani

E-Mail :

URL :

Date : Wed, 15 Jun 2005

salam

... weblog-e shomaro yeki az doostane khoobam ke zaheran az doostan va ashnayane shoma ham bayad bashan be man moarefi kardan...bayad begam ke khoondanesh kheyly jaleb bood va man dar hamin do se saat taghriban 80% e mataleb ro khoondam ... be har hal matalebe jalebi ro neveshte boodin garche man doost dashtam ke az zendegie shakhsitoon va ehsasato nazariatetoono dar morede masaele mokhtalef bishtar
mineveshtin va kami bishtar halate daftarcheye khaterat bood ta gozareshe haftegi ... chon in impression-i bood ke ba khoondan moghadamatoon be man
dast dad ... vali be har hal weblog-e shomast va saligheye shoma va ekhtiar daste shoma ... faghat khastam nazaram ro rajebesh gofte basham
(chon oon dooste moshtarakemoon esrar dashtan ke man bad az khoondan e
weblog nazare khodamo baratoon benevisam ... ya beghole injayy ha comment
bezaram)...

yeki az masaele besiar jalebi ke ba khoondane in weblog dastgire man shod shebahate bishaz hade oonja ba amrica bood ... man hamishe shenide boodam ke canada kheyly behtar az injast va be nesbat zendegi kamtar mashinie va oon rush va stress-i ke inja vojood dare oonja nist ... vali ba khoondane matalebetoon motevaje shodam ke etefaghan oonja ham az babate zendegie mashini va porfeshar besiar shabihe injast ...
be har hal be onvane yek daneshjooye hamdard ke taghriban 4 sale pish dar yek chenin sharayeti be sar bordam besiar lezat bordam az weblogetoon

... baratoon arezooye movafaghiat daram

Name :

E-Mail :

URL :

Date : Wed, 22 Jun 2005

سلام ، امیدوارم حالتون خوب باشه نمی خواستم دیگه افتخار بدم ولی نشد .شاید من جزو اولین افرادی بودم که این صفحه رو خوندم ، البته ناگفته نماند این وب لاگ همچین آش دهن سوزی هم نیست صاحب وب لاگ زیاد به خودشون نگیرین !در هر صورت بعضی وقتها از بی کاری یا اتفاقی بچه ها سری به سایتتون می زنن گاهی وقتها بعضی از آماریها به هوای بخش آموزش می نی تب یک سری به سایتتون می زنن ولی بیچاره ها نمی دونن اون بخش حالت دکوری داره !! بعضی ها به هوای مطالب اولیه ای که می زدین - همون خاطراتتون و توصیفهایی که از کانادا داشتین که به مراتب بهتر از بعضی مطالبی هستش که جدیدا می زنین _ البته افراد مختلف نظرهای مختلفی دارند ، بعضی از بچه ها هم اولین بار فقط برای دیدن عکسهای بخش Photo Gallery می آن تو سایت ( مثل خود من ) ، هر چند عکسهاش خوب بود ولی کم بود و خوبه در صورت امکان اونها هم زیاد بشه ! بخش About Me هم که قرار بوده کامل بشه همونطوری مونده ! و ... .به هر حال این مقدمات برای گفتن نظرهام تو این صفحه لازم بود . بیشتر طرف صحبتم صاحب وب لاگ هستن :


1- تواولین نوشته ها ی این صفحه ( پاراگراف اول ) ، این اومده : یک ترم تو 9 ماه !! مطمئنین همینه علتش ؟ التبه شاید همین باشه ولی یک امکان دیگه هم وجود داره ، شاید خواسته باشین پایه درسیتون قوی شه ! زیادم بعید نیست این جور که معلومه شما خیلی سرتون شلوغه . در هر صوررت امیدوارم همیشه موفق باشید .


2- وقتی پاراگراف دومی رو خوندم دلم به حالتون سوخت ، کلی می گم ها دلخور نشین. بعضی ها دلشون به چه چیزهایی خوشه ؟ می دونین این قسمت رو که خوندم یاد یکی از سریالهای طنز ایرانی افتادم ، سریال خوش غیرت ، تو اون سریال یکی از بازیگرهاش ( جواتی ) ، یکی ازآرزوهاش این بود که بره عراق و با آمریکاییها عکس بگیره و بعدأ جلوی دوستاش پز بده !! البته آقای عظیمایی که کلاسشون بالاتره و با هر کسی عکس نمی گیرن . به هر حال امیدوارم به آرزوشون برسن .


3- خیلی خیلی ممنون که نظر من و دوستمو قابل دونستین و عملیش کردین ، واقعا لطف کردین .

4- بقیه مطالب هم که یک سری حرفهایی که بحث در موردش تو ایران داغتره !ببخشید سرتون رو به درد آوردم قبل از اینکه صحبتهام تموم بشه یک موضوع مهم رو بگم بعد رفع زحمت می کنم اونم در مورد انتخابات تو ایران . در مورد حرف یکی از دوستان که برای من خیلی عجیب بود ! تو جریان انتخابات که اخیرا تو ایران برگزار شد ، به نسبت تعداد زیادی رأی دادن ، ولی یک سوال ؟ این درسته که یکی بگه واقعا برای مردم ایران متاسفه ! یا اینکه هر چی سره این ملت بیاد حقشه ؟ از این بحثهایی که هیچ کس از حرفش کوتاه نمی آد بدم میآد ، می دونم که این دولت نوپا مثل خیلی از دولتهای نوپای دیگه مشکلاتی داره ، و خیلی چیزهای دیگه که تموم ایرانیها اونو می دونن اینوهم می دونم که خیلیها به لج آمریکا هم که شده تو این انتخابات شرکت کردن و ... . البته من اهل شعار دادن نیستم ولی با تمام این اوصاف این دوست محترم خیلی به مردم کشورشون لطف دارن و جالبه که فکر می کنن خودشون درست می گن و اگه کسی این طرز فکر رو نداشته باشه مشکل داره ، و اون حق داره اینطوری به اونها توهین کنه ! اینها رو می گم چون اولا یکی دو جا تو همین وب لاگ از انتخابات حرفهایی زده شده و دوما مطمئنم اون دوست محترم هم
از خواننده های این وب لاگ هستن . من این طرز تفکر رو هم به یکی از برنامه هایی که تو این روزها از تلویزیون ایران پخش میشه ربط می دم : برنامه پوچ در پوچ . برنامه جالبیه فکر نمی کردم یکی رو ببینم که واقعا تحت تاثیر این برنامه ها که خارج از کشور پخش میشه قرار بگیره ، خیلی برام جالب بود . از اونجایی که می دونم بیشتر خواننده های این وب لاگ ایرانی هستن اینطوری این موضوعها رو به هم ربط دادم ، چون آقای عظیمایی دوستهای زیادی تو ایران دارن ( و این هم احتمالا به دلیل خوش برخورد و خوش کلام و مهربون بودن ایشون هست ، لطفا این جمله رو فقط خواننده های وبلاگ جدی بگیرن چون امکانش هست که جو آقای عظیمایی رو بگیره ، البته امیدوارم بعضی اخلاقشون همون طوری مونده باشه ) ، به ایشون پیشنهاد می کنم از یکی از دوستاشون بخوان به صورت مختصر این برنامه رو براشون شرح بدن . اینو از این جهت می گم که بدونن چه نظری رو می زنن تو وبلاگشون . به امید اینکه جامعه ای بسازیم که باعث افتخار همه باشه و همه به آباد کردنش کمک کنیم نه به خراب کردن اون .

Name : شکوه ایرانی

E-Mail :

URL :

Date : Sun, 26 Jun 2005

آقامحمود محترم :
بنده و تمام دوستانم رای دادیم وجالب اینکه دیدیم آقای معین با تمام ادعاها رای نیاورد.بهتر است بدانید بیشتر کسانیکه به ایشان رای دادن دور دوم به آقای شهردار رای دادند.برای ذهنیت شما در باره ایران متاسفم امیدوارم بادید بازتری به ایرانی وخواسته هایش بیندیشید.بیشتر ایرانی ها برای کشورشان خون دادند شما نمی توانید این ملت را نا دیده بگیرید. امیدوارم شماهم به ایران برگردید ایران متعلق به همه ایرانیان است اگر بخواهند.

Name : غریبه آشنا

E-Mail :

URL :

Date : Mon, 04 Jul 2005

اگرچه"نظر بدین" یعنی نظرتون رو راجع به مطالب سایت بگین،اما چون بعضی دوستان "نظرات شخصی" رو هم نوشتن،با اجازه محمود آقا نظر شخصی خودم رو در مورد این نظرات شخصی می گم:


دوست ناشناس من،شما می تونید اعتقادات شخصی یک نفر رو بپذیرید یا رد کنید اما هرگز اجازه ندارید اونها رو مسخره کنید. انصافاً اگر خودتون قرار بود با یکی از مقامات همین کشور خودمون ملاقات کنید و عکس بگیرید کمتر از این ذوق می کردید؟!
من هم مثل شما و همه ایرانی های دیگه مشکلات بی شمارکشورم رو می دونم و به امید آینده بهتراونها رو تحمل می کنم اما واقعیت اینه که ما فقط یک بار اجازه زندگی کردن داریم و هرکسی حق داره تصمیم بگیره که این زندگی رو خرج موفقیت شخصی خودش بکنه یا موفقیت احتمالی آیندگان!
به هرحال اینجا یک وبلاگ کاملاً شخصیه و روند تغییرات موضوعی مطالب می تونه نشون دهنده تغییر دیدگاه یک فرد به یک جامعه و فرهنگ جدید باشه که به نظر من خیلی جالب تراز صرفاً"توصیف" کاناداست.

و درآخر می خوام به خاطر وجود درصد بالایی از دموکراسی به صاحب وبلاگ تبریک بگم.

Name : مهدیه

E-Mail :

URL :

Date : Sun, 24 Jul 2005

سلام ، فقط چند تا توضیح در مورد نظری که چند وقت پیش تو این صفحه دادم :
اول اینکه به نظر من البته ، نظر بدین یعنی اینکه نظر شخصیتون رو در مورد مطالب بدین ! حالا این نظر می تونه با انتقاد یا با تشویق همراه بشه . من هم نظر شخصی خودم رو دادم ، اصلا هم قصد مسخره کردن کسی رو ندارم ، از این کار بدم می آد . در هر صورت می تونم از ایشون معذرت بخوام ، ببخشید !!
در مورد ناشناس بودن من ! اگر شما غریبه آشنا هستین من هم مهدیه !! من که گفتم بازم می گم انشاءالله به آرزوشون برسن . در ضمن امیدوارم اگه دید گاه ایشون نسبت به جامعه تغییر پیدا کرده درست تغییر پیدا کرده باشه !

یکشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۴

مطبوعات فارسی زبان تورنتو

این مطلب از وبلاگ قدیمی دستنوشته ها به این صفحه منتقل شده است

اینجا یعنی در تورنتو که محله نورت یورک ِش رو ایرانی ها اسم تهرانتو بهش دادن، کلی هفته نامه فارسی چاپ میشه که در سطح تورنتو مجانی توزیع می شن و هزینه هاشونو از آگهی ها تامین می کنن. بعضی هاشون در خارج از محدوده شهر به قیمت یک دلار و بیست و پنج سنت یا یک دلار و نیم کانادا فروخته میشه. به همین دلیل بیشتر صفحات رو آگهی هاست که پر می کنه. در این مجموعه ده- دوازده تایی، دو - سه تا از هفته نامه هاست که واقعاً مطالبی برای خوندن دارن و نوع صفحه بندی و انتخاب مطالب، نشون میده که روزنامه نگارهای حرفه ای اونها رو می چرخونن. فرصتی پیش اومد تا شماره های هفته پیش نُه تا از این هفته نامه هارو که بهشون دسترسی داشتم رو مرور کنم:

شهروند چهارده ساله که در تورنتو منتشر میشه. سردبیرش حسن زرهی هستش و از نظر من اونقدر مطلب خوندنی توش پیدا میشه که بشه از آگهی های زیادش صرفه نظر کرد. تیتر اول این شمارشو به از سر گرفتن اعتصاب غذای گنجی اختصاص داده و خبرهای انتخابات ریاست جمهوری در ایران رو هم پوشش داده.



















ایران استار دوازده سالست و به سردبیری بیژن بینش منتشر میشه. مطلب زیاد داره و اخبار ایران رو دنبال می کنه و گاهی مقالاتی از دکتر نوری زاده، مسعود بهنود و سید ابراهیم نبوی هم داره. این هفته تیتر اصلیشو به انتخابات ایران اختصاص داده بود.

ایران جوان یازده ساله است و توسط بابک ریحانی پور و کورش شهبازیان منتشر میشه. به سیاست کاری نداره و آگهی هاش چندین برابر مطالبشه!



















مجله جوانان 6 ساله است، صاحباش بهلول پنجه بندپور و محمد سهی هستن، یه ذره خبر توش داره یه عالمه آگهی و جنس مطالبش هم که از روی جلدش پیداست! البته کیفیت جوانان 30 قبلی که قبل از انقلاب توی ایران چاپ می شد رو هم نداره!

سلام تورنتو پنج سالست و به سردبیری محسن تقوی چاپ میشه. همین!




















خانه و خانواده ، مجله خانوادگی که سه ساله است و از نظر قطع و اندازه کوچکترین نشریه فارسی زبانه اینجاست به مدیر مسولش رضا فتاحیه و سعی داره لابلای آگهی هاش یک سری مطالب از جنس اطلاعات عمومی و تفریحی رو به خواننده هاش بده


آوا 2 ساله است و صاحب امتیازش وحید مجیدیه توش کمی خبر و کمی هم از سینما و حوادث میشه پیدا کرد.


















ایران تایمز یک سالست. از ناشرینش چیزی نمی دونم.


شهر ما هم یکسالست. و صاحب امتیازش اسد زرین مهره. متعلق به مجموعه ایه که یک کانال تلویزیونی فارسی به نام تلویزیون شهرما در تورنتو هم دارن که هفته ای چند ساعت روی تلویزیون کابلی برنامه پخش می کنه. مطالب خوبی می شه توش پیدا کرد.




















ایرانیان نوزده ساله است که مدیر و سردبیرش علی فرشینه است. مطالب خوبی داره و میزان آگهی هاش هم قابل قبوله.


فریم مجله سینمایی نوپا، دومین شمارش رو منتظر کرده. مدیر مسئولش محسن اسلامی نظری و سردبیرش مجید بسطامیه. ناشر این مجله Next Adobe inc هستش و مطالب خیلی خوبی در زمینه سینما و نمایش در کانادا، ایران و جهان داره.

پ.ن: متأسفانه فریم دیگه منتشر نمی شه. فریم، مجله فوق العاده ای که از همه نشریاتی که اینجا چاپ میشه چند گام جلوتر بود، نتونست بصورت رایگان و فقط با گرفتن آگهی ادامه حیات بده. حیف که کلی کاغذپاره بی ارزش (به جز چند نشریه قابل قبول) اینجا برای مردم و بازار سطحی پسند جامعه ایرانی داره با تیراژهای بالا چاپ میشه اما فریم رفت...



















دنیای ورزش به صاحب امتیازی کیومرث مقدم و و علیرضا بشر یکساله است. تمام رنگیه و جنس کاغذش خیلی خوبه اما چون هیچ وقت از ورزش سرم در نیومده و نمیاد در مورد مطالبش نظری نمی دم اما عکسهاش از شادی ایرانی های تورنتو در جشن پیروزی تیم ملی در مقابل بحرین و راه یابیش به جام جهانی خیلی باحال بود.

عصر نور که خودشو مجله فرهنگی، دینی، علمی و اجتماعی معرفی کرده توسط مرکز اسلامی ولیعصر با مدیر مسئولی عباس صفدری و سردبیری نوروز علی حمیدی منتشر میشه. اصلاً آگهی نداره و توی این شمارش علاوه بر مطالبی از نویسنده های مقیم کانادا از محسن کدیور و الهی قمشه ای هم مطلب داره. در بخش احکامش آموزش نماز هم بصورت مصور داره. ماهنامه است و سال اولیه که منتشر میشه.


















هدی، مجله مذهبی اسلامی دیگه ایه که خودشو فرهنگی، علمی و دینی معرفی می کنه و سال اولیه که منتشر میشه. صاحب امتیاز مدیر مسئول هدی، آمنه متقی است. در شماره اول این مجله، علاوه بر چند مقاله که به شکلی به مسائل اسلامی مرتبط میشه، دانستنی های حقوقی، آموزش احکام، اوقات شرعی و همینطور حدود 10 صفحه مقاله و مطلب به زبان انگلیسی هم درج شده. تعداد کمی آگهی مختلف هم در مجله میشه دید.


سلامت تن و روان، ماهنامه ای که در سال دوم انتشارشه، همونطور که از اسمش بر میآد، مطالبی در مورد تغذیه، بهداشت و تندرستی داره باضافه مقادیری آگهی. صاحب امتیازش مشترکاً خود مجله و موسسه یوگا اعلام شده. سردبیر و مدیر مسئول این مجله یاسی فتحی است.


















انترناسیونال ، که خودشو ارگان حزب کومونیست کارگری ایران معرفی کرده، هفته نامه ایه که در سال دوم انتشارشه و بصورتی خیلی ساده در 4 برگ سیاه و سفید فتوکپی شده منتشر میشه. سردبیرش محسن ابراهیمی اعلام شده. این شعار در گوشه سمت راست روی جلدش همیشه چاپ میشه: "اساس سوسیالیسم، انسان است. سوسیالیسم جنبش بازگرداندن اختیار انسان به انسان است.


برج دیدبانی، مجله ای برای ترویج مسیحیت به زبان فارسی است که در شناسنامش آورده: "هدف مجله برج دیدبانی، ستایش یهوه خدا، سلطان عالم است." و اضافه کرده که "از سال 1879 بطور مرتب توسط شاهدان یهوه به چاپ رسیده و کاملاً غیر سیاسی میباشد و مرجع آن کتاب مقدس است." میانگین تیراژش 26439000 ادعا شده و آدرس رم در ایتالیا رو داره و دیگه هیچ اطلاعات دیگه ای نداره. به نظرم باید از مجله های چندزبونه ای باشه که به فارسی هم منتشر میشه و فقط در تورنتو توزیع میشه و نه چاپ. اون تیراژ هم باید احتمالا تیراژ کل مجله به زبون های مختلف باشه.

















روزنه ماهنامه ایه که در سال اول انتشارشه به سردبیری شبنم اختری با مدیر مسئولی اشکان یوسف پور. ناشرش: Ashkan Group Inc است و مطالب متنوع هنری داره که کاغذ و چاپی با کیفیت خیلی خوب با آگهی های شکیل و حرفه ای چاپ میشه. چند صفحه شو به مد (Fashion) اختصاص میده و البته این مجله رایگان نیست و قیمتش 5.99 دلار کانادا اعلام شد



بازار املاک، مجله جدیدی که در سال اولش قرار داره توسط Real Estate Bazaar Inc با مدیر مسئولی و سردبیری ناهید کیخسروی چاپ میشه که ضمن تعداد زیادی آگهی در مورد املاک، اطلاعات مفیدی در مورد خرید ملک، خصوصاً در تورنتو و همینطور مقالاتی در زمینه معماری داره.
















نظرات خوانندگان :

Name : hich kodom

E-Mail : worldlook84@yahoo.com

URL :

Date : Tue, 07 Jun 2005

motmaen hasti ke page contact me dorost kar mikone ya aslan kar mikone

دست نوشته ها :

متأسفانه اشکال داره و کار نمی کنه. در اولین فرصت درستش می کنم.

Name : Ehsan

E-Mail : ehsagh@yahoo.com

URL :

Date : Tue, 14 Jun 2005

wow,
That's amazing, you're collected all publishers in Toronto (even the hidden ones). I've never heared about the last three magazines. It was interesting to review your updated notes again!
You may put a updated sign beside each post whenever they were updated...
Keep writing, Good job


جمعه، خرداد ۰۶، ۱۳۸۴

اذان روح الارواح

این مطلب از وبلاگ قدیمی دستنوشته ها به این صفحه منتقل شده است.

خبر درگذشت رحیم موذن زاده اردبیلی رو از سایت بی.بی.سی که تقریباً هر روز طبق یک عادت چندین ساله چکش می کنم، فهمیدم. موذن زاده، کسیه که اون اذان معروف و خوش آهنگ قدیمی، به یادگارمونده از سال 1334 رو خونده. اذانی که همه ما کم و بیش باهاش خاطره داریم. وقتی بعد از مدتها دوباره این اذان موسیقایی رو از سایت بی بی سی گوش کردم، برگشتم به سال ها قبل. ماه رمضون های دوران بچگی در اوج گرمای مرداد ماه که باغچه خونه باصفای قدیمی رو آب می دادیم. موزاییک های داغ کف حیاط رو آب پاشی می کردیم تا خنک شه و بعدش حیاط رو فرش می کردیم. سفره افطار، شربت آبلیمو و معجونی که مامان با زرده تخم مرغ و کاکائو آماده می کرد و جزو لاینفک سفره افطار بود. انتظار برای لحظه افطار باصدای قل قل سماور نفتی، ربنای شجریان و اذان موذن زاده ...

کسایی که منو میشناسن، می دونن که من آدم مذهبی نیستم. اما چیزهایی هست که اونقدر با وجود ماها عجین شده که نمی شه ازش جدا شد. طبقه دوم خونه جدیدی که بیشتر از دو ماهه توش مستقر شدم، یک مرد پاکستانی بسیار آروم و قابل اعتماد زندگی می کنه(بر خلاف هرچی پاکستانی دیگه که من اینجا دیدم، حس می کنم به این یکی میتونم اعتماد کنم!)، که گاهی صدای نوار اذانی که می ذاره رو می شنوم، حس غریبی بهم دست می ده. خوب یا بد، مذهب اونقدر در لایه های درونی وجود ما ریشه داره و ته نشین شده که گویا هیچ وقت نمی شه صد در صد ازش کند و جدا شد.

پخش اذان موذن زاده برای مدتی بعد از انقلاب از صدا و سیما ممنوع بود. از اون نوع ممنوعیت های اعلام نشده ای که همیشه هم تکذیب می شه! همونطور که اذان شجریان دیگه پخش نشد. چون در دستگاه های موسیقی ایرانی اجرا شده بود. جالبه که ربنای شجریان (گوش کنید) رو نتونستن حذف کنن. شاید برای اینکه از نظر ایرانی ها بدون ربنای شجریان هیچ وقت افطار نمی شه.

موذن زاده اذانشو در گوشه روح الارواح از بیات ترک خونده بود. گوش کنید...

نظرات خوانندگان :

Name : Hossein

E-Mail : parsais@gmail.com

URL :

Date : Tue, 14 Jun 2005

salam doosteh aziz:
midooni mahmoud jan ba neveshtehat kheyli hal mikonam khosoosan in matlabo khoondam va yadeh oon azoon va halo hava oftadam yek jooraee
badanam larzid .

دوشنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۸۴

سفر اتاوا

این مطلب از وبلاگ قدیمی دستنوشته ها به این صفحه منتقل شده است.

چهارشنبه ای که گذشت (18 می) فرصتی دست داد تا برای شرکت در یک شام نیمه رسمی که به خاطر سخنرانی ریس کالجی که در اون کار می کنم (و البته مثلاً دانشجوش هم هستم!) به پارلمان کانادا در اُتاوا بریم. به همراه تعدادی از همکارها و چند تا از دانشجوها، با یک اتوبوس به پایتخت رفتیم. یک سفر فشرده 14-15 ساعته که از هر طرف حدود 4 تا 5/4 ساعتش رو توی راه بودیم. اگرچه تجربه خیلی خوبی بود. شرکت در یک به اصطلاح کوکتل پارتی با حضور تعدادی از اعضای پارلمان(نماینده ها) که در اون علاوه بر رئیس کالج، اندی سوی (Andy Savoy) از نماینده های سرشناس حزب لیبرال و دختر همرزم نلسون ماندلا به نام توتو سخنرانی داشتن. وارد شدن به مجموعه ساختمون های باشکوه پارلمان و ردشدن از کنترلهای امنیتی خیلی شدید (البته با رعایت نهایت احترام)، تجربه خیلی جالبی بود که فرصتش برای هرکسی پیش نمیاد. اتاوا هم شهر خیلی قشنگ، تمیز و در عین حال کوچیکیه. جمعیت غالبش سفید(کانادایی) بودن (برخلاف شهرهای مهاجرپذیری مثل تورنتو). برای دیدن عکس هایی از این سفر اینجا رو کلیک کنید.

فردای روزی که ما در پارلمان دعوت بودیم، پارلمان یکی از بحران های سیاسی کانادا رو در پیش داشت. دولت فعلی کانادا که از طرف حزب لیبرال تشکیل شده با تفاوت خیلی کمی نسبت به حزب رقیب یعنی محافظه کار، اکثریت داره. عرف سیاسی کانادا اینطوره که اگر در یک لایحه مهم دولت نتونه رای از پارلمان بگیره، اون رو به حساب رای عدم اعتماد حساب می کنه و در پی اون دولت، پارلمان رو منحل می کنه و انتخابات زودرس برگزار می کنه. و نتیجه انتخابات، تکلیف دولت رو معلوم می کنه. روز 19 می هم قرار بود پل مارتین لایحه بودجه رو به پارلمان ببره و در پی انسداد سیاسی ایجاد شده، نخست وزیر گفت من رای به بودجه رو رای اعتماد به خودم تلقی می کنم. نتیجه رای گیری خیلی جالب بود. 152-152 برابر! البته نکته جالب تر این بود که دو نماینده مستقل به نفع بودجه رای داده بودن و جالب تر اینکه یکی از این دو نفر مدتی به خاطر ابتلا به سرطان در پارلمان حضور نداشت و دقیقاً همون روز رای گیری دوباره به سر کار برگشته بود. در این طور مواقع برای تعیین تکلیف رای گیری سخنگوی پارلمان که در مواقع عادی در رای گیری ها شرکت نمی کنه باید اعلام نظر کنه و اون با این توجیه که بدون توجه به وابستگی های حزبی باید از دولت حمایت کرد به نفع لیبرال ها رای داد و در نتیجه با اختلاف یک رای دولت لیبرال پل مارتین همچنان بر سر کارموند.












پل مارتین بی خبر از شکلک در آوردن بچه ای که در سفرش به استان نوا اسکوشیا بغل کرده! این عکس هفته پیش صفحه اول خیلی از روزنامه های اینجا شده بود. در سمت چپ تظاهرات مخالفان دولت در مقابل پارلمان (به همین راحتی باورتون میشه؟ هیچ کس هم کارشون نداره! مجوز از وزارت کشور هم لازم نداره!)

مشکلاتی که برای حزب لیبرال پیش اومده به خاطر چند رسوایی مالیه که دولت ظاهراً بدون اعلام به مردم پول هایی رو خرج کرده که بخش هاییش حتی برای حفظ تمامیت ارضی کانادا در استان جدایی طلب کبک صرف شده. نخست وزیر قبلی لیبرال یعنی کریتن هنوز بابت این قضیه داره به دادگاه جواب میده. همه معتقدن با تمام این مسایل لیبرال ها بیشتر به نفع مردم و خصوصاً مهاجرها عمل می کنن. محافظه کارها به شدت به آمریکا نزدیکند و از طرفدارهای شرکت کانادا در جنگ عراق بودن (برخلاف لیبرال ها). بنابراین بیجا نیست که مهاجرها و خصوصاً ما خاورمیانه ای ها از موندن لیبرال ها خوشحال باشیم. با بحران های که در مورد غنی سازی اورانیوم در ایران و جدی شدن اینکه بالاخره جامعه جهانی برعلیه ایران کاری خواهد کرد داره پیش میاد، فکر بودن در کشوری که ارتشش داره وارد خاک کشورمون میشه اصلاً احساس خوبی نمی تونه باشه...

نظرات خوانندگان :

Name :

E-Mail : andalibihadi@yahoo.com

URL :

Date : Wed, 25 May 2005

عالی بود باز هم بنویس

Name : leila

E-Mail : nokhod88@yahoo.com

URL :

Date : Wed, 25 May 2005

che ghadr kam bood kash bishtar mineveshti dar mored sham ghyre rasmi khili kam sharh dadi


مردم فریاد میزدند بگو تا خون بریزم - مصاحبه با مهشید امیرشاهی

مصاحبه هفته‌نامه آلمانی دی سایت ( Die Zeit ) با مهشید امیرشاهی مصاحبه گر سارا معین ۲۳ فوریه ۲۰۲۶ مهشید امیرشاهی یکی از برجسته ترین و مهم‌تری...